6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😎🎥دوربین مخفی😎🎥
فقط اون اصفهانیه که گفت بیا درشو باز کنیم، فرار کنیم😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🌷رهبر انقلاب: ده هزار کودک معصوم شهید شدند، غربیها خم به ابرو نیاوردند!/ دیگر کسی از تمدن غرب حرف نزند؛ تمدن غرب این است...
✏️ رهبر انقلاب اسلامی ظهر امروز در دیدار دستاندرکاران برگزاری کنگره ۱۵ هزار شهید استان فارس:
✏️ غربیها نشان دادند که در این چندین سال یا چند قرن که دم از حقوق انسان و حقوق بشر میزنند، یکسره دروغ گفتهاند. این را نشان دادند، این را ثابت کردند. یعنی ده هزار کودک کشته شدند! شوخی است؟! کودک مظهر معصومیت است، مظهر لطافت است.
✏️ کودک نقطه اساسیای است که عواطف انسان را برمیانگیزد. ده هزار نفر از این موجودات معصوم را اسرائیل با بمب دو تنی از بین برد، با انواع و اقسام سلاح از بین برد، غربیها خم به ابرو نیاوردند!
✏️ سیاستمداران غربی رسوا شدند. سیاست غرب رسوا شد، شکست خورد، این شکست بزرگی است. دیگر از تمدن غرب کسی حرف نزند، تمدن غرب این است، برایش اهمیت ندارد که پول را از مردم خودش با انواع و اقسام بگیرد و بفرستد برای اینکه بچههای کوچک و فرزندان معصوم کشته بشوند، خانوادهها نابود بشوند، ده هزار بچه شهید بشوند، چندین هزار بچه یتیم بشوند، برایش اهمیتی ندارد! این فرهنگ غرب است. ۱۴۰۳/۰۸/۰۲
آنانكه دستی را كه نانشان میداد، گاز گرفتند، محكوماند به بوسيدن پاهايی كه لگدشان میزند!
✍️اریک هافر
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🎨 نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطور باور نکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد.
که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .میخواست فریاد بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم ،اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.
گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم ،
اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
🌿خالق هستی همیشه بهترین ها را برایمان مهیا کرده است.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤦♂
ترسناک و هیجان انگیز بود
ولی....
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
براى امير المومنين عليه السلام نامه اى از معاويه رسيد
حضرت مهر نامه را شكست و قرائت كرد :
" از طرف امير المومنين و خليفة المسلمين ، معاويه بن ابى سفيان براى على :
اى على !
در جنگ جمل هر چه خواستى با ام المومنين : عايشه و اصحاب رسول خدا : طلحه و زبير كردى اكنون مهياى جنگ باش "
حضرت جواب نامه را اينگونه نوشت :
از طرف عبدالله،
تو به رياست مى نازى و من به بندگى خداوند من آماده جنگ هستم به همان نشان كه " انا قاتل جدك و عمك و خالك : من همان قاتل پدربزرگ و عمو و دايى تو هستم "
سپس نامه را مهر و امضاء فرمود و از شاگردانش كه در محضرش بودند ، پرسيد : كيست كه اين نامه را به شام ببرد ؟
كسى جواب نداد
دوباره حضرت سوالش را تكرار فرمود و اين بار طرماح از ميان جمعيت برخاست و عرض كرد :
على جان ! من حاضرم حضرت ضمن اينكه او را از متن تند نامه آگاه كرد ، فرمود :
طرماح
به شام كه رفتى مواظب آبروى على باش
طرماح گفت : سمعاً و طاعتاً
آنگاه نامه را گرفت و بسوى شام حركت كرد
معاويه در باغ قصرش بود كه عمرو عاص خبر رسيدن يكى از شاگردان على را به او رساند
معاويه فورا دستور داد كه بساطى رنگين پهن كنند تا شكوه آن طرماح را تحت تاثير قرار بدهد و او را به لكنت بيندازد دستور انجام شد
طرماح وقتى وارد شد و آن فرشهاى رنگين و بساط مفصل را ديد ، بى اعتناء با همان كفشهاى خاك آلوده اش قدمها را بر فرشها گذاشت ، خود را به معاويه رساند و همانطور كه او بر مسندش لميده بود ، طرماح نيز لم داد و پاهايش را دراز كرد
اطرافيان معاويه به طرماح اعتراض كردند كه " پاهايت را جمع كن " اما او گفت : تا آن مردك ( معاويه ) پاهايش را جمع نكند ، من هم پاهايم را جمع نخواهم كرد
عمرو عاص به معاويه در گوشى گفت : اين مردى بيابانيست و كافيست كه تو سر كيسه ات را كمى شل كنى تا او رام بشود و لحنش را هم عوض كند
معاويه ضمن اينكه دستور داد تا سى هزار درهم پيش طرماح بگذارند ، از او پرسيد : از نزد كه ، به خدمت كه آمده اى ؟
طرماح گفت :
از طرف خليفه برحق ، اسدالله ، عين الله ، اذن الله ، وجه الله ، امير المومنين على بن ابيطالب نامه اى دارم براى امير ی فاسق فاجر ظالم خائن ، معاوية بن ابى سفيان
معاويه ناراحت از اينكه سى هزار درهم نيز نتوانسته است كه اين شاگرد على عليه السلام را ساكت كند ، گفت : نامه را بده ببينم
طرماح گفت : روى پاهايت مى ايستى ، دو دستت را دراز ميكنى تا من نامه على عليه السلام را ببوسم و به تو بدهم
معاويه گفت : نامه را به عمرو عاص بده
طرماح گفت : اميرى كه ظالم است ، وزيرش هم خائن است و من نامه را به خائنى چون او نميدهم
معاويه گفت : نامه را به يزيد بده
طرماح گفت : ما دل خوشى از شيطان نداريم چه رسد به بچه اش
معاويه پرسيد : پس چه كنيم ؟
طرماح گفت : همانكه گفتم
بالاخره معاويه نامه را گرفت و خواند بعد هم با ناراحتى تمام كاتبانش را احضار كرد تا جواب نامه را اينگونه بنويسد " على ! عده لشكريان من به عدد ستارگان آسمان است مهياى نبرد باش "
طرماح برخاست و گفت : من خودم جواب نامه ات را مى دهم:
على عليه السلام خود به تنهايى خورشيديست كه ستارگان تو در برابرش نورى نخواهند داشت سپس خواست برود كه
معاويه گفت
" طرماح ! سى هزار درهمت را بردار و سپس برو "
اما طرماح بى اعتناء به حرف معاويه و بدون خداحافظى راه كوفه را در پيش گرفت
معاويه رو به عمرو عاص كرد و گفت : حاضرم تمام ثروتم را بدهم تا يكى از شما به اندازه يكساعتى كه اين مرد از على طرفدارى كرد ، از من طرفدارى كند
عمرو عاص گفت : بخدا اگر على به شام بيايد ، من كه عمرو عاصم نمازم را پشت سر او ميخوانم اما غذايم را سر سفره تو ميخورم
#الاختصاص_ص138
کانال داستان بچههای مدرسه 👇👇👇
@hamkalam
زمانی آقا محمد خان قاجار به قره باغ لشکر کشید.
خان قره باغ به شهری به نام شیشه رفت و در آنجا مشغول کندن سنگر و مجهز کردن لشکرش شد.
شاه برای او پیغام فرستاد که با لشکر قلیل، توانایی مبارزه ندارد؛ بهتر است تسلیم شود.
خان قره باغ تسلیم نشد.
شاه پیغام داد با منجنیق های سنگ انداز من، چگونه می خواهی شهری مانند شیشه را نگاه داری؟
ملا پناه واقف که شاعر خان قره باغ بود، این شعر را در جواب خان قاجار نوشت:
«گر نگه دار من آن است که من می دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد»
📚 منبع: هزار و یک حکایت تاریخی، محمود حکیمی
🔻لینک کانال داستان بچه های مدرسه در ایتا👇
https://eitaa.com/hamkalam
981.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پدر علم تخریب😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🍃#حدیث_مهدوی
امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
ملعون است ملعون است کسی که نماز صبحش را تأخیر بیندازد
تا زمانی که ستارگان محو شوند.
📗بحار الانوارج۵۲_ص۱۶