✅بزرگی را گفتند تو برای تربیت فرزندانت چه می کنی؟
گفت: هیچ کار!
گفتند: مگر می شود؟
پس چرا فرزندان تو چنین خوبند؟
گفت: من در تربیت خود کوشیدم، تا الگوی خوبی برای آنان باشم.
فرزندان، راستی گفتار و درستی رفتارِ پدر و مادر را می بینند، نه امر و نهی های که خود عمل نمی کنند.
تخم مرغ اگر با نیروی بیرونی بشکند پایان زندگیست ولی اگر با نیروی داخلی بشکند آغاز زندگیست.
همیشه بزرگترین تغییرات از درون شکل می گیرد.
درون خود را بشکن تا شخصیت جدیدت متولد شود،
آنگاه خودت را خواهی دید...
#تلنگر
922.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کرک و پر عقابه ریخت😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
زن فرعون تصميم گرفت که عوض شود و پسر نوح تصميمی برای عوض شدن نداشت! اولی همسر يک طغيانگر بود و دومی پسر يک پيامبر.
یادمان باشد برای عوض شدن هيچ بهانهای قابل قبول نيست. اين خودمان هستيم که تصميم میگيريم تا عوض شویم.
✅ بعضی از چيزها دير که شد، بیفايده است مانند بوسيدن پيشانی يک جان باخته
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
-------------------------
#قدری_تأمل
داستان طنز
چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند...
و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند....
کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.
به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند...
و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.....
در محل و ساعت موعود حاضر شدند بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و بعضی ها مشغول دعا بودند تا اینکه دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون » نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!!!
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چگونه اطرافیان بر ما تأثیر میگذارند ...
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
هدایت شده از .
💢 سوژه عکاسی تو دنیا میشه باغ و گل و موزه و جذاب ترین مکان ها.
ما اراکی ها هم هر روز از مازوت سوزی نیروگاه، عکس هنری می گیریم.
#ما_مثل_هم_نیستیم
🟥 || @talangor_aums1
🔆سب علی (ع) ممنوع
✨«عمر بن عبدالعزیز» از كودكی استادی خداشناس و با ایمان و آگاه به نام «عبیدالله» داشت. یك روز عُمَر با سایر كودكان همسال خود كه همگی از بنی امیه و منسوبین آنان بودند، بازی می كرد. كودكان، در حالی كه سرگرم بازی بودند، طبق معمول به هر بهانه كوچك علی (ع) را لعن می كردند عمر نیز در عالم كودكی با آنها هم صدا می شد. اتفاقاً در همان هنگام آموزگار وی كه از كنار آنها می گذشت، شنید كه شاگردش نیز مثل سایر كودكان، علی (ع) را لعن می كند. استاد فرزانه چیزی نگفت و به مسجد رفت. هنگام درس شد و عمر برای فراگرفتن درس به مسجد رفت. استاد تا او را دید، مشغول نماز شد.
🌟عمر مدتی نشست و منتظر شد تااستاد از نماز فارغ شود، اما استاد نماز را بیش از حد معمول طول داد. شاگرد خردسال احساس كرد كه استاد از او رنجیده است و نماز بهانه است، آموزگار، پس از فراغت از نماز نگاه تندی به وی افكنده و گفت:
🍂ـ از كجا می دانی كه خداوند پس از آنكه از اهل «بدر» و «بیعت رضوان» راضی شده بود به آنها غضب كرده و آنها مستحق لعن شدهاند؟[1]
💫ـ من چیزی در این باره نمی دانم.
ـ پس به چه علت علی (ع) را لعن می كنی؟
ـ از عمل خود عذر می خواهم و در پیشگاه الهی توبه می كنم و قول می دهم كه دیگر این عمل را تكرار نكنم.
🍃سخنان منطقی استاد، او را سخت تحت تأثیر قرار داد و تصمیم گرفت تا نام علی (ع) را به زشتی نبرد؛ تا آن كه حادثه دوم اتفاق افتاد و او را در تصمیم دیگر خود استوارتر ساخت.
🌷حادثه از این قرار بود كه پدر عُمَر از طرف حكومت مركزی شام، حاكم مدینه بود و در روزهای جمعه طبق معمول، ضمن خطبه نماز جمعه، علی (ع) را لعن می كرد و خطبه را با سبّ آن حضرت به پایان می رسانید.
🌟روزی پسرش عمر به وی گفت: «پدر! تو هر وقت خطبه می خوانی، در هر موضوعی كه وارد بحث می شوی داد سخن می دهی و با كمال فصاحت و بلاغت از عهده بیان مطلب بر می آیی، ولی همین كه نوبت به لعن علی می رسد، زبانت لكنت پیدا می كند. علت این امر چیست؟»
🌱ـ فرزندم! آیا تو متوجه این مطلب شده ای؟
ـ آری پدر!
🍃ـ فرزندم! این مردم كه پیرامون ما جمع شده اند و پای منبر ما می نشینند، اگر آنچه من از فضایل علی می دانم بدانند، از اطراف ما پراكنده شده و دنبال فرزندان او خواهند رفت!
🍂عمر بن عبدالعزیز كه هنوز سخنان استاد در گوشش طنین انداز بود، چون این اعتراف را از پدر خود شنید، سخت تكان خورد و با خود عهد كرد كه اگر روزی به قدرت برسد، این بدعت شوم را كه یادگار معاویه بن ابیسفیان بود از میان ببرد. لذا به مجرد اینكه در سال 99 هجری به خلافت رسید، به آرزوی دیرینه خود جامه عمل پوشانید و طی بخشنامه ای دستور داد كه در منابر به جای لعن علی (ع) آیه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى وَ یَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»[2] تلاوت شود.
👈این اقدام با استقبال مردم روبرو شد و شعراء و گویندگان این عمل را مورد ستایش قرار دادند.[3]
__________________________
[1] . منظور استاد این بود كه علی (ع) یكی از شركت كنندگان در جنگ بدر و بیعت رضوان بوده و بلكه در صدر آنان قرار داشت و خداوند در قرآن كریم رضایت خود را از آن حضرت اعلام كرده است و لذا لعن آن حضرت قطعاً جایز نیست.
[2] . خداوند به عدالت و نیكوكاری و بخشش به خویشان فرمان می دهد و از كارهای بد و ناروا و ستمگری منع می كند، او شما را پندی می دهد تا اندرز الهی را بپذیرید. (سوره نحل، آیه 90)
[3] .رک: ابن اثیر، الكامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ج 5، ص 42ـ مسعودی، مروج الذهب، بیروت، دارالاندلس، ج 3، ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، الطبعه الثانیه، قم، منشورات مكتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی (ره)، ج 3، ص 59.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
ماری وارد یک کارگاه نجاری شد. همینطور که داشت از گوشه نجاری عبور می کرد تنش به لبه یک اره برخورد کرد و کمی زخمی شد. مار فورا برگشت و اره را گاز گرفت. با گاز گرفتن اره، دهان مار به شدت زخمی شد. سپس بدون اینکه متوجه شود که دقیقا چه اتفاقی دارد می افتد، نتیجه گرفت که اره دارد به وی حمله می کند. پس تصمیم گرفت که با تمام قدرت دور اره حلقه زده و با فشار آن را خفه کند. مار در انتها توسط اره کشته شد.
گاهی اوقات واکنش ما تماما از روی عصبانیت است. تنها به این فکر می کنیم که به کسی که به ما آسیب زده، آسیب بزنیم، درحالی که آسیب اصلی به خود ما وارد می شود. برخی اوقات باید در زندگی برخی چیزها را نادیده بگیریم. مانند برخی افراد، یا توهین ها را. چون ممکن است که عواقب آن برگشت ناپذیر باشد
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه شانسی آورد 😬😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#کلام_نور
💎امیر المومنین عليه السلام:
⚜اُذكُرُوا اللّه َ ذِكراً خالِصاً تَحْيَوا بِهِ أفضَلَ الحياةِ ، و تَسلُكُوا به طُرُقَ النجاةِ.
⚜خدا را خالصانه ياد كنيد، تا بهترين زندگى را داشته باشيد و با آن راه نجات را بپوييد.
📚بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۹، ح۱۶