eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
901 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 زیبایی‌های ظهور (۱۸) 🔵 امام صادق علیه السلام فرمودند: 🌕 گویا قائم را مى بينم. پس وقتی استقرار یافت. هيچ مؤمن مرده‌اى باقى نمی‌ماند مگر اين كه شادى در قبرش بر او وارد مى‌شود و آنان در قبرهاى خود يكديگر را ملاقات مى‌كنند و مژده قيام قائم عليه السّلام را به يكديگر مى‌دهند. 📚 غیبت نعمانی، ص ۳۱۰ 🆔 eitaa.com/emame_zaman
روزي كلاه‌فروشي از جنگلي می‌گذشت. تصميم گرفت زير درخت مدتي استراحت كند. كلاه‌ها را كنار گذاشت و خوابيد. وقتي بيدار شد متوجه شد كه كلاه‌ها نيست. بالاي سرش را نگاه كرد. تعدادي ميمون را ديد كه كلاه‌ها را برداشته‌اند. فكر كرد كه چگونه كلاه‌ها را پس بگيرد. در حال فكر كردن سرش را خاراند و ديد كه ميمون‌ها همين كار را كردند. او كلاه را از سرش برداشت و ديد كه ميمون‌ها هم از او تقليد كردند. به فكرش رسيد كه كلاه خود را روي زمين پرت كند. اين كار را كرد و ديد ميمون‌ها هم كلاه‌ها را بطرف زمين پرت كردند. او همه كلاه‌ها را جمع كرد و روانه شهر شد. سال‌هاي بعد نوه او هم كلاه‌فروش شد. پدربزرگ اين داستان را براي نوه‌اش تعريف كرد و تاكيد كرد كه اگر چنين وضعي برايش پيش آمد، چگونه برخورد كند. يك روز كه او از همان جنگل گذشت در زير درختي استراحت كرد و همان قضيه برايش اتفاق افتاد. او شروع به خاراندن سرش كرد. ميمون‌ها هم همان كار را كردند. او كلاهش را برداشت، ميمون‌ها هم اين كار را كردند. نهايتاً كلاهش را روي زمين انداخت؛ ولي ميمون‌ها اين كار را نكردند. يكي از ميمون‌ها از درخت پايين امد و كلاه را از سرش برداشت و در گوشي محكمي به او زد و گفت: "فكر می‌كني فقط تو پدربزرگ داري؟" اگر زماني كه ديگران پيش می‌روند ما در فكر حفظ وضع موجود خودمان باشيم، در واقع عقب رفته‌ايم. بخواهيم يا نخواهيم رقابت سكون ندارد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازار شیر فروشان هند و تست کیفیت شیر توسط مشتریان 😐 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
تاثیر معدل کتبی نهایی بر عملکرد دانش آموزان مناطق محروم برای اولین بار 5 نفر از دانش آموزان منطقه محروم کمیجان موفق به کسب کرسی‌های رشته پزشکی شدند
مولانا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام فرمودند: چشم‌ها نخشكيد مگر بر اثر سخت‌دلى و دل‌ها سخت نشد مگر به سبب گناه زياد. 📚بحارالانوار، جلد ۶٠، صفحه‌ی ۷۳
غلامی سیاه تشنه بود و به علت تنبلی، دعا می ‌کرد که خواجه آب بخواهد تا او مجبور شود از جای برخیزد و خود نیز آب بیاشامد و از این روی می‌ گفت خدا کند آقا آب خواهد. 📚 منبع: امثال و حکم، علی اکبر دهخدا ☘ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
📌پادشاهی قصد کشتن اسيری کرد. اسير در آن حالت نااميدی شاه را دشنام داد. شاه به يکی از وزرای خود گفت: او چه می گويد؟ ✨وزير گفت: به جان شما دعا می کند. شاه اسير را بخشيد. 📌 وزير ديگری که در محضر شاه بود و با آن وزير اول مخالفت داشت گفت: ای پادشاه آن اسير به شما دشنام داد. ✔️✨✔️پادشاه گفت: تو راست می گويی اما دروغ آن وزير که جان انسانی را نجات می دهد بهتر از راست توست که باعث مرگ انسانی می شود. 📚«گلستان سعدی» ✨جز راست نباید گفت✨ ✨هر راست نشاید گفت✨ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
562.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فراموش کرده 😐😂😂 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
💠 پیامبر صلی الله علیه و آله: 🔸 إذا أردتَّ أنْ تذْكُرَ عيوبَ غيرِكَ فاذكُرْ عيوبَ نفسِكَ. 🔹 وقتی می خواهی عیوب دیگران را یاد كنی، عیوب خویش را به یاد آور. 📎 نهج الفصاحة، ص۱۸۷
پیش از اسلام، قبایل مختلف اطراف مکه، هر کدام بتی مخصوص به خود داشتند و آنرا به آیین و شیوه ای خاص می پرستیدند. در این میان بت قبیله حنیفه از همه خاص تر بود، زیرا این بت، از خرما و آرد ساخته شده بود، اما در سالی، خشکسالی و قحطی بر مردم قبیله حنیفه آنچنان فشار آورد، که مجبور شدند، بتشان را تکه تکه کنند و در میان مردم قبیله آنرا تقسیم کنند. این عمل در میان مردم بت پرست عملی مذموم بود، زیرا معبود به دست بندگان خویش خورده شده بود، در نتیجه شعری ساخته شده و در میان مردم آن دوران رواج پیدا کرد، با این مضمون "اکل ربه زمن المجاعة "یعنی هم خدا را می خواهد و هم خرما را. شعر "هم خدا را می خواهد و هم خرما را "به صورت مثل در آمد و حتی وارد زبان فارسی نیز شد و کنایه است از افراد حریص و طماع که می خواهند، از دو چیز که کاملا مغایر هم هستند سود و بهره ببرند و همچنین حاضر نباشند از یکی به نفع دیگری چشم پوشی کنند به کار می رود. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
کشاورزي يک مزرعه بزرگ گندم داشت زمين حاصلخيزي که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.هنگام برداشت محصول بود شبي از شبها روباهي وارد گندم مزار شد و بخش کوچکي از مزرعه را لگدمال کرد و به پيرمرد کمي ضرر زد.پيرمردکينه روباه را به دل گرفت بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصميم گرفت از حيوان انتقام بگيرد.مقداري پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد.روباه شعله وردر مزرعه به اينطرف وآن طرف مي دويد وکشاورز بخت برگشته هم به دنبالش در اين تعقيب و گريز گندمزار به خاکستر تبديل شد. وقتي کينه به دل گرفته ودر پي انتقام هستيم بايد بدانيم آتش اين انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت بهتر است ببخشيم وبگذريم ... کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پسرا وقتی تو عروسی دور یه میز رفاقتی میشینن 😂🤣 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam