eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
902 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
پیش از اسلام، قبایل مختلف اطراف مکه، هر کدام بتی مخصوص به خود داشتند و آنرا به آیین و شیوه ای خاص می پرستیدند. در این میان بت قبیله حنیفه از همه خاص تر بود، زیرا این بت، از خرما و آرد ساخته شده بود، اما در سالی، خشکسالی و قحطی بر مردم قبیله حنیفه آنچنان فشار آورد، که مجبور شدند، بتشان را تکه تکه کنند و در میان مردم قبیله آنرا تقسیم کنند. این عمل در میان مردم بت پرست عملی مذموم بود، زیرا معبود به دست بندگان خویش خورده شده بود، در نتیجه شعری ساخته شده و در میان مردم آن دوران رواج پیدا کرد، با این مضمون "اکل ربه زمن المجاعة "یعنی هم خدا را می خواهد و هم خرما را. شعر "هم خدا را می خواهد و هم خرما را "به صورت مثل در آمد و حتی وارد زبان فارسی نیز شد و کنایه است از افراد حریص و طماع که می خواهند، از دو چیز که کاملا مغایر هم هستند سود و بهره ببرند و همچنین حاضر نباشند از یکی به نفع دیگری چشم پوشی کنند به کار می رود. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
کشاورزي يک مزرعه بزرگ گندم داشت زمين حاصلخيزي که گندم آن زبانزد خاص و عام بود.هنگام برداشت محصول بود شبي از شبها روباهي وارد گندم مزار شد و بخش کوچکي از مزرعه را لگدمال کرد و به پيرمرد کمي ضرر زد.پيرمردکينه روباه را به دل گرفت بعد از چند روز روباه را به دام انداخت و تصميم گرفت از حيوان انتقام بگيرد.مقداري پوشال را به روغن آغشته کرده به دم روباه بست و آتش زد.روباه شعله وردر مزرعه به اينطرف وآن طرف مي دويد وکشاورز بخت برگشته هم به دنبالش در اين تعقيب و گريز گندمزار به خاکستر تبديل شد. وقتي کينه به دل گرفته ودر پي انتقام هستيم بايد بدانيم آتش اين انتقام دامن خودمان را هم خواهد گرفت بهتر است ببخشيم وبگذريم ... کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پسرا وقتی تو عروسی دور یه میز رفاقتی میشینن 😂🤣 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
🔰امام علی (ع) فرمودند: اَحـْسـِنـُوا تـِلاوَةَ الْقـُرْآنِ فـَاِنَّهُ اَنـْفـَعُ الْقـَصـَصِ وَاسـْتـَشـْفـُوا بـِهِ فـَاِنَّهُ شـِفـاءُ الصُّدُورِ. قرآن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين داستانهاست و از آن شفا بجوييد كه شفاى سينه‌ها است. 📚شرح غررالحكم، ج۲، ص۶۵۷
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حوادث عجیب😂😂 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
💠 امامـ بـاقـر عليه السلامـ مَن تَوَكَّلَ علَى اللّهِ لا يُغلَبْ، و مَنِ اعتَصمَ باللّهِ لا يُهزَمْ. آنكه به خدا توكّل كند، مغلوب نشود و آنكه به خدا توسّل جويد، شكست نخورد. 🦋 📚 جامع الأخبار، ص٣٢٢
پادشاهی در راه شکار، دیوانه‌ ای را دید که کودکان او را اذیت می‌ کردند. شاه دلش به رحم آمد و او را همراه خود برد. در بین راه، از دیوانه چند سؤال کرد. او به تمام سؤال‌ های شاه، پاسخ‌ های صحیح و عاقلانه داد. شاه تعجب کرد و گفت چرا رفتارت با من مثل بقیه‌ مردم نیست؟ دیوانه جواب داد قربان، به‌ خاطر اینکه عقل شما کم و زورت زیادتر از من است. می‌ ترسم غضبناک شوی و دستور کشتن مرا بدهی. از این جهت ناچارم با تو مدارا کنم. 📚 منبع: کشکول طبسی، علینقی‌ طبسی‌ حا‌ئری کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای ترکیدم از خنده😂🤣🤣 ‌کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
💎پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏ آله: أغفَلُ النّاسِ مَن لَم يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ الدُّنيا مِن حالٍ إلى حالٍ؛ 🍃 غافل‏ترين مردم كسى است كه از دگرگونى دنيا ـ از حالى به حالى ديگر ـ پند نگیرد. 📗[امالی صدوق، ص72]
از حکیمی پرسیدند وقت طعام خوردن کی است؟ گفت غنی را وقتی که گرسنه شود و فقیر را وقتی که بیاید. 📚 منبع: لطائف الطوایف، فخرالدین علی صفی کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam
ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺳﻪ ظرف ﻫﻢ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ را ﺭﻭﯼ ﺷﻌﻠﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻣﺴﺎﻭﯼ ﺁﺏ ﺭﯾﺨﺖ؛ ﺩﺭ ﻇﺮﻑ ﺍﻭﻝ ﯾﮏ ﻫﻮﯾﺞ ﺩﺭ ﻇﺮﻑ ﺩﻭﻡ ﯾﮏ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﻭ ﺩﺭ ﺳﻮﻣﯽ ﭼﻨﺪ ﺩﺍﻧﻪ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﺳﻪ ﻇﺮﻑ ﺭﺍ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﺩﺍﺩ. ﺑﻌﺪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺍﺯ ﺍﯾﻦ آﺯﻣﺎﯾﺶ ﭼﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﯼ می ﮕﯿﺮﯾﺪ؟ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺟﻮﺍﺏ ﻗﺎﻧﻊ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩ : ﺩﺭ ﺟﻮﺵ ﻭ ﺧﺮﻭﺵ ﻭ ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎ ﻭﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ؛ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﯾﮑﺴﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ؛ ﺑﻌﻀﯽ ها ﻣﺜﻞ ﻫﻮیج هستند ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺳﺨﺖ ﻭﻣﺤﮑم هستند ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺟﻮﺵ ﻭﺧﺮﻭﺵ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺷﻞ می شوند ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ می بازند. ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ هستند ، ﺩﺭ ﺭﻭﺍﻝ ﻋﺎﺩﯼ ﻭ ﺭﻭﺗﯿﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺳﺨﺖ ﻭﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺩﯾﮕﺮ، ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻗﻬﻮﻩ، که ﺩﺭ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺯﻧﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﯿﻂ ﺍﻧﺮﮊﻯ ﺩﺍﺩﻩ، آن را ﻣﻌﻄﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻧﮓ ﻭ ﻃﻌﻢ می دﻫﻨﺪ، اینها ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﮐﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺎﺯ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﺴﯿﻢ ﺭﻭﺡ ﺑﺨﺶ ﺣﯿﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻨﺪ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند... کفشهایش را گذاشت زیر سرش و خوابید. طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند. یکی از اون دو نفر گفت: طلاها را بزاریم پشت منبر ، اون یکی گفت: نه ! اون مرد بیداره وقتی ما بریم طلاها رو بر میداره. گفتند: امتحانش میکنیم کفشایش را از زیر سرش برمیداریم اگه بیدار باشه معلوم میشه. مرد که حرفای اونا رو شنیده بود، خودشو بخواب زد. اونها کفشایش را برداشتن و مرد هیچ واکنشی نشون نداد. گفتند پس خوابه طلاها رو بزاریم پشت منبر...! بعد از رفتن آن دو مرد، مرد خوش باور بلند شد و رفت که جعبه طلای اون دو رو بردارد اما اثری ازطلا نبود و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده که در عین بیداری کفشهایش را بدزدند...! و اين گونه است که انسان خیلی وقت‌ها در طول زندگی همه چیز خود را خودخواسته از دست می‌دهد از جمله زمان و فرصت‌ها.چرا که نگاه و توجهش به جایی است که نباید باشد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 https://eitaa.com/hamkalam