رفتم خونه پدر سه تا شهید . احوالپرسی کردم . گفتم کجا وضو بگیرم ؟ گفتش که دو سه تا پله باید بری پایین ، رفتم وضو گرفتم برگشتم دیدم پیرمرد حوله آورده .
گفت : حوله آوردم دست و صورتت رو خشک کنی.
گفتم : حدیث داریم اگر وضو گرفتید [جای وضو رو] خشک نکنید ، ثوابش سی برابره !
پدر سه تا شهید جواب داد : حدیث نداریم که اگر یه پیرمرد با درد پا برات حوله آورد خیطش نکنی؟!
گفتم : من "علم" دین دارم ، "فهم" دین ندارم...
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 رهبر انقلاب، امروز: من به شما عرض میکنم به حول و قوهی الهی گسترهی مقاومت بیش از گذشته تمام منطقه را فرا خواهد گرفت.
💻 Farsi.Khamenei.ir
#کلام_نور
🍀 امام صادق علیه السلام:
💢 إِيَّاكُمْ وَ الْخُصُومَةَ فَإِنَّهَا تَشْغَلُ الْقَلْبَ وَ تُورِثُ النِّفَاقَ وَ تَكْسِبُ الضَّغَائِن.
🔘 بپرهيزيد از ستيزه و دشمنى، زيرا دل را به خود مشغول كند و نفاق به بار آورد و موجب پديد آمدن کینه در دلها شود.
🖇الكافي، بَابُ الْمِرَاءِ وَ الْخُصُومَة، ح۱
شخصی می گفت غلامی به صد درهم خریدم و پیش خودم می گفتم چه ارزان گرفته ام.
شب ماهی خوردم و تشنه شدم، آواز دادم غلام را که آبی بده.
گفت خاموش، ماهی خورده ای و آب می خواهی، نمی دانی که موجب بیماری می شود؟
تا سخت تشنه شدم، برخاستم و کوزه بر گرفتم و چون آب خوردم، غلام آواز داد می آیی، کوزه را هم همراه بیاور تا جرعه ای بنوشیم.
📚 منبع: محاضرات الأدبا، حسین بن محمد راغب اصفهانی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
💎 روزی فردی جوان، هیزم شکنی را در حال کار در جنگل می بیند و با فهمیدن اینکه هیزم شکن در تمام عمر خود حتی اسمی از عیسی نشنیده است، با خود می گوید:
«عجب فرصتی است برای به دین آوردن این مرد!»
در اثنایی که هیزم شکن تمام روز به طور یکنواخت مشغول تکه کردن هیزم و حمل آنها با گاری بود، مبلّغ جوان یک ریز صحبت می کرد، عاقبت از صحبت کردن باز می ایستد و می پرسد: «خب، حالا حاضری دین عیسی مسیح را بپذیری؟»
هیزم شکن پاسخ می دهد: «نمی دانم شما تمام روز درباره عیسی مسیح و اینکه وی در همه مشکلات زندگی به یاری ما خواهد شتافت، حرف زدید، اما خود شما هیچ کمکی به من نکردید.»...
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد.
روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت:
بیا این کفشا رو بپوش.
پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت:
شما خدایید؟
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه پسرجان. پسرک گفت:
پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردم آزار😁🤣
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
امام صادق علیه السلام:
🔹إنَّ اَلْعِلْمَ خَلِيلُ اَلْمُؤْمِنِ وَ اَلْحِلْمَ وَزِيرُهُ وَ اَلْعَقْلَ أَمِيرُ جُنُودِهِ وَ اَلرِّفْقَ أَخُوهُ وَ اَلْبِرَّ وَالِدُهُ.
🔸همانا علم دوست مومن است و بردباری وزیر اوست. عقل فرمانده لشکر او، مدارا کردن برادرش و نیکی پدر اوست.
📚 الخصال (باب الثانی)
جلد ۲ صفحه ۴۰۶