لبنان تنها نیست!
🔻 کمکهای خود را به شماره حساب قرارگاه جهادی شهید آنجفی استان مرکزی واریز کنید:
💳 شماره کارت: ۵۸۹۲۱۰۷۰۴۶۹۳۴۲۸۰
🟢 شماره حساب: ۳۱۰۰۰۴۸۲۶۰۸۴۶ (بانک سپه)
🌍 شماره شبا: IR020150000003100048260846
در کنار هم، برای دفاع از مظلومان و ایستادگی مقابل ظلم!
#دیار_مهربانی
#لبنان #غزه #مقاومت
#قرارگاه_شهید_آنجفی
✅ قرارگاه شهید رحیم آنجفی
@anajafi_ir
💟امام صادق (ع) مےفرمايند ، يك مؤمن چهار چيز بايد داشته باشد :
1⃣✨ خانه وسيع
2⃣✨ سواري خوب
3⃣✨ لباس زيبا
4⃣✨ چراغ پر نور
شخصي پرسيد ما كه نداريم چه كنيم؟
حضرت فرمودند: اين حديث باطن هم دارد :
1⃣✨ منظور از خانه وسيع، صبر است كه بيان گر روح بزرگ است.
2⃣✨ مركب خوب، عقل است.
3⃣✨ لباس زيبا، حيا است.
4⃣✨ چراغ پر نور، علم است كه ثمره آن بندگي است.
📔منبع: كافي، جلد ٦،
کانال داستان بچههای مدرسه
@hamkalam
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود!
یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و ...
او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند.
انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت.
به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد.
سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد!
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
🌱نوجوانان نیاز مبرمی به حوزه خصوصی دارند🌱
💥زمانی که متوجه گرایش فرزندتان به دروغگویی می شوید، کار موثر این است که فضایی ایجاد کنید تا بیشتر احساس امنیت کند و بتواند واقعیت را بگوید.
💥چه تعداد از شما زمانی که بدانید عواقب گفتن حقیقت سرزنش، شرمساری و رنج است، حاضریدحقیقت را بگویید؟
💥چه تعداد از شما حاضرید حقیقت را بگویید وقتی که راستگویی منجر به اثبات این قضیه شود که شما در انجام دادن کاری که قصدش را داشتید ناتوان هستید؟
💥زمانی که مطمئن باشید والدینتان از شما حمایت می کنند تا از اشتباهاتتان بیاموزید بعید است که راستش را نگویید.
💥شما در صورتی صادق خواهید بود که والدینتان به شما اعتماد کنند که توانایی آن را دارید که با کمک آن ها گزینه های ممکن برای جبران اشتباهاتتان را بررسی کنید.
💥راست گویی فرصت های بیشتری را پیش روی شما می گذارد، البته چنانچه از حمایت و دلگرمی والدین خود حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوید، اطمینان داشته باشید.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
466.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پا شو کلاس شاد داری... 😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
دخترکی دو سیب در دست داشت
مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من میدی ؟
دخترک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید !
سیمایش داد می زد که چقدر از دخترکش نا امید شده
اما دخترک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت :
بیا مامان!
این یکی شیرین تره!!!!!!
مادر خشکش زد ...
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود ...!
🏵 هر قدر هم که با تجربه باشید ، قضاوت خود را به تاخیر بیاندازید
و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد...
🌤 الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#قانون_رقابت
دو نفر شكارچی در جنگل مورد حمله گرگی واقع شدند، یكی از آن دو به سرعت كوله پشتی و بار خود را به زمین گذاشت تا راحت تر بدود. دیگری به او گفت: "هرچقدر خود را سبكتر كنی، باز هم نمیتوانی از گرگ سریعتر بدوی".
شكارچی اول گفت: "من نمی خواهم از گرگ سریعتر بدوم، ققط اگر از تو سریعتر بدوم نجات پیدام می كنم!".
این است قانون بی رحم رقابت؛ یک قدم جلوتر بودن از رقیب عامل موفقیت و یک قدم عقب افتادن باعث نابودی است.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam