به سیدجمال الدین اسدآبادی گفتند:
استعمارگران همانند گرگانند!
سید جمال الدین گفت:اگر شما گوسفند نباشید
آنان نمی توانند گرگ باشند!
چشم انسان کور باشد
بهتر از این است که بینش و
طرز تفکر او کور باشد
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه 👇
@hamkalam
#بصیرت
#نکات_موفقیت
داستان ها راهی برای مکالمه هستند.
در واقع، طی تحقیقات انجام شده 80% ارتباطات خوب، توسط داستان ها شکل می گیرند.
بهترین تبلیغ های تلویزیونی که در بین مردم بازنشر می شوند یا سخنان شخصی که تاثیری بر مردم میگذارد از طریق داستان ها ممکن می شوند. همه ما تبلیغات محصولات شرکت لبنیاتی ‘پـــاک’ را یادمان می آید، نه به خاطر کیفیت خوب، بسته بندی خوب یا طعم محصولات آن بلکه به خاطر داستان فرد توپول و فراموش کاری که همسرش همیشه بهش می گفت ‘پاک یادت نره!’ و آن هم یک ضربدر بزرگ بر دستش می کشید…
به فرزندانمان بیاموزیم که داستان بخوانند تا دامنه لغات و بصیرت لازم را برای زندگی کسب کنند
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه👇
https://eitaa.com/hamkalam
جالبه...
ﺩﺍﻧﺸﻨﻤﺪﺍﻥ ﻣﺘﻌﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻐﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻭ ﺍﺗﻨﻬﺎﯼ ﮐﻤﻼﺕ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﮑﯿﻨﻪ ...
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﻤﻨﻪ ﮐﻪ شما ﺍﻻﻥ 6 ﺗﺎ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺧﻮﻧﺪین! 😂😂
#خندیدنی
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه 👇
@hamkalam
رژه نیروهای نظامی هند تقریبا مثل فیلم های هندی👇
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه👇
@hamkalam
حدیث روز
امام باقر عليه السلام:
إيّاكَ و الكَسَلَ و الضَّجَرَ؛ فإنّهُما مِفتاحُ كُلِّ شَرٍّ، مَن كَسِلَ لم يُؤَدِّ حَقّا، و مَن ضَجِرَ لم يَصبِرْ على حَقٍّ
از تنبلى و بى حوصلگى بپرهيز؛ زيرا اين دو، كليد هر بدى مى باشند و كسى كه تنبل باشد، حقّى را نگزارد و كسى كه بى حوصله باشد، بر حق شكيبايى نورزد
تحف العقول صفحه۲۹۵
🔸 آلبرت انشتین از دانشگاه اخراج شد ولی فیزیک را با فرضیههایش دگرگون کرد.
🔸 ونگوک در سراسر زندگیاش حتی یک تابلو هم نفروخت اما امروز آثارش میلیونها دلار ارزش دارد.
🔸 گابریل گارسیا مارکز برای نوشتن رمان «صد سال تنهایی» سه سال در را بر روی خودش بست. در این سه سال همسرش برای آنکه از گرسنگی نمیرند حتی پلوپز خانه را هم فروخت اما در نهایت اثری بیمانند خلق شد و برای نویسندهاش جایزهی نوبل ادبیات را به ارمغان آورد.
✅ این آدمها هیچ نبوغ خاصی نداشتهاند، نبوغ آنها در شناخت خویش بوده است. نبوغ آنها در دنبال کردن راه منحصر به فرد خودشان بوده است. نبوغ آنها در تواناییشان در جور دیگری فکر کردن بوده است. نبوغ آنها در شهامت روبرو شدن با مشکلات بوده است.
--------------------------
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه
@hamkalam
--------------------------
#قدری_تأمل
در بهار، دو تا بذر در خاک حاصلخیز کنار هم نشسته بودند.
اولین بذر گفت: می خواهم رشد کنم.
می خواهم ریشه هایم را در خاک زیر پاهایم بدوانم و ساقه هایم را از پوسته ی خاک بیرون بکشم.
می خواهم غنچه های لطیفم را باز کنم و نوید فرا رسیدن بهار را بدهم…
می خواهم گرمای آفتاب را روی صورتم و لطافت شبنم صبحگاهی را روی گلبرگ هایم احساس کنم!
و رشدکرد و قد بر افراشت.
بذر دوم گفت: من می ترسم. اگر ریشه هایم را در خاک، زیر پایم بدوانم از کجا معلوم که در تاریکی به چیزی برنخورم؟
اگر راهم را از میان پوسته ی سخت بالای سرم بیابم از کجا معلوم که جوانه های لطیفم از بین نروند،
و اگر بگذارم که جوانه هایم باز شوند از کجا معلوم که یک مار نیاید و آنها را نخورد؟
و اگر بگذارم که غنچه هایم باز شوند از کجا معلوم که طفلی مرا از زمین بیرون نکشد؟
نه! بهتر است منتظر بمانم تا همه جا امن و امان شود.
و این طور بود که او منتظر ماند.
مرغ خانگی که در خاک دنبال دانه می گشت، بذر منتظر را دید و او را خورد.
؛🍃🍂🍃
🔸زندگی به تناسب شهامت آدمی، گسترش می یابد و یا فروکش می کند..
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه
@hamkalam
❇️ دو نیروی شناسایی ازماجدا شدند و بالباس غوّاصی جلو رفتند
هرچه صبرکردیم،برنگشتند
ناچارقبل ازروشن شدن هوابه مقر برگشتیم
محمّدحسین یوسف الهی مسؤول اطّلاعات لشکر ثارالله بود، به حاج قاسم فرمانده لشکر خبرداد.
🔹حاج قاسم: بایدبه قرارگاه خبر بدهم
اگر اسیرشده باشند،دشمن ازعملیّات ماباخبر میشود!
🔹محمدحسین:تافرداصبرکنید
امشب تکلیف این دو رامشخّص میکنم
🔹صبح حسین راخوشحال دیدم
🔹پرسیدم:چه شد؟به قرارگاه خبردادید؟
🔹گفت: نه. پرسیدم:چرا؟!
🔹مکثی کردوگفت:دیشب هردو رو دیدم اکبرموسایی پور وحسین صادقی
باخوشحالی گفتم:الآن کجاهستند؟
🔹گفت:درخواب دیدم
اکبرجلوبود و حسین پشت سرش
اکبرخیلی نورانی بود میدانی چرا؟
اکبردردرون آب هم، نمازشبش ترک نمیشد درثانی اکبرنامزدداشت، پس نصف دینش را انجام داده بود،امّا صادقی مجرّدبود.
اکبردرخواب گفت:ناراحت نباشید عراقیهامارانگرفته اند،مابرمیگردیم
🔹پرسیدم:چطور؟!
🔹گفت:شهیدشده اند،امشب جنازه هایشان راآب میآوردلب ساحل
من به حرف محمدحسین مطمئن بودم شب نزدیک ساحل ماندم.
✅ آخرشب نگهبان ساحل گفت:چیزی رو آبه
بله پیکرصادقی امدو بعداکبر...!
#شادی_روح_شهدا_صلوات
👇#کانال_داستان_بچههای_مدرسه
@hamkalam
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴به بچهام یاد دادم حق گرفتنیه و باید حقتو از بقیه بگیری اما الان پشیمونم .....
🗣دکترعزیزی
#کانال_داستان_بچههای_مدرسه
@hamkalam
خاطراتی خواندنی از سردار سلیمانی از شهید عزیز یوسف الهی
* به من گفته بود در کنار اروند بمان و جذر و مدّ آب را که روی میله ثبت می شود بنویس. بعد هم خودش برای مأموریّت دیگری حرکت کرد.
نیمه های شب خوابم برد. آن هم فقط 25 دقیقه.
بعداً برای این فاصلة زمانی، از پیش خودم عددهایی را نوشتم. وقتی حسین و دوستش برگشتند، بی مقدّمه به من خیره شد و گفت: تو شهید نمی شوی.
با تعجّب به او نگاه کردم! مکثی کرد و گفت: چرا آن 25 دقیقه را از پیش خودت نوشتی؟ اگر می نوشتی که خوابم برد، بهتر از دروغ نوشتن بود.
در آن شب و در آن جا هیچ کس جز خدا همراه من نبود!
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam