جرداق میگوید: در دوران نوجوانی علاقه چندانی برای درس نداشتم، برای همین از مدرسه فرار می کردم و به دامان طبیعت پناه می بردم تا اینکه یک روز برادرم به من گفت: چرا نهج البلاغه علی را نمی خوانی؟ و بعد خودش آن را برای من تهیه کرد و این سرآغازی بود برای عشق تمام ناشدنی جرداق به علی (ع)...
جرداق میگوید هر بار که نهج البلاغه را ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪﻡ ﻧﮕﺮﺷﻬﺎ ﻭ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻓﻘﻬﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺍﺯ ﻋﻠﻮﻡ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯿﺸﺪ . او کتاب های زیادی درباره شخصیت علمی و فضائل امام علی (ع) تالیف کرده است.
جرداق در مورد نهج البلاغه میگوید: در شگفتم که چرا شما شیعیان این کتاب را به فرانسه ترجمه نمی کنید. من یک جلد این کتاب را علی و انقلاب کبیر فرانسه نام گذاری کرده ام و در این کتاب اثبات نموده ام مطالبی که علی (ع) درباره حقوق انسانها مطرح کرده است به مراتب بالاتر و والاتر از مسائلی است که در غرب در این باره مطرح هستند.
ﺟﺮﺝ ﺟﺮﺩﺍﻕ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮﺵ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪ ۲۰۰ ﺑﺎﺭ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ .
ﭘﺸﺖ ﺟﻠﺪ ﻛﺘﺎﺏ ﺟﺮﺝ ﺟﺮﺩﺍﻕ ﻣﺴﻴﺤﻰ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ:
ﺍﻯ ﻋﻠﻰ !
ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﺴﻴﺢ ﺑﺎﻻﺗﺮﻯ ،
ﺩﻳﻨﻢ ﻧﻤﻰ ﭘﺬﻳﺮﺩ . !
ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ ،
ﻭﺟﺪﺍﻧﻢ ﻧﻤﻰ ﭘﺬﻳﺮﺩ . !
ﻧﻤﻰ ﮔﻮﻳﻢ ﺗﻮ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﻰ ... !
ﭘﺲ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﻮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﻯ ﻋﻠﻰ :
ﺗﻮ کیستی ؟
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
💠حدیث فرزندصالح💠
پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند:
اذا مَاتَ ابْنُ آدَمَ انْقَطَعَ عَمَلُهُ ، الَّا فِي ثَلَاثٍ ، صَدَقَةُ جَارِيَةٍ ، أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ ، أَوْ وَلَدُ صَالِحُ يَدْعُو لَهُ ؛
هر گاه فرزند آدم بميرد عمل او قطع مي شود مگر از سه چيز: صدقه ي جاريه (وقف به عنوان نمونه اي از صدقه جاريه)، علمي که از آن سود برده شود يا فرزند صالحي که براي او دعا کند.
📗وسائل الشيعه، 292 / 13
پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند:
الوَلَدُ الصّالِحُ رَيحانَةٌ مِن اللّه،قَسَمَها بَينَ عِبادِهِ ؛
فرزند شايسته ، دسته گلى خوشبوست از جانب خداوند كه ميان بندگانش قسمت مى كند .
📗الكافي: 6 / 2 / 1 منتخب ميزان الحكمه: 612
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
💠داستان فرزندصالح💠
حضرت عيسى عليه السلام از كنار قبرى گذر كرد كه صاحب آن را عذاب مى كردند. اتفاقا سال ديگر گذرش بر آن قبر افتاد.
ديد كه عذاب برداشته شده و صاحب قبر در شكنجه نيست . عرض كرد:
- خدايا! سال گذشته از كنار اين قبر گذشتم ، صاحبش در عذاب و شكنجه بود و امسال عذاب ندارد. علتش چيست؟
خداوند به آن حضرت وحى فرمود:
يا روح الله ! اين شخص فرزند صالحى داشت كه وقتى بزرگ شد و تمكن يافت راهى اصلاح كرد و يتيمى را پناه داد و من او را به خاطر كار نيك پسرش آمرزيدم.
📗بحار ج 6، ص 220
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
علی باقری
دانشجوی رشته پزشکی
دانشگاه علوم پزشکی اراک
دانش آموخته مدرسه فرهنگیان دهگان
#امیدآفرینی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
617.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فعل و انفعالات شیمیایی 🤣
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🌐" قنات " نمایانگر علم زمین شناسی ایرانیان باستان میباشد.
=======================
حدود 3500 سال پیش ایرانیان اولین ملتی بودند که تکنیک قنات را اختراع کردند و بکار بردند. این تکنیک هنوز هم در بعضی از نقاط ایران وجود دارد. هنوز هم اگر با مهندس اروپائی در این مورد صحبت میکنم, باور نمیکند که اینچنین چیزی ممکن است.
ایرانیان 3500 سال پیش متوجه شده بودند که با در نظر گرفتن شیب زمین میتوان آب چاه را به سطح زمین آورد و آنرا برای کشاورزی استفاده کرد. آنها به این منظور چاهی را که مادر چاه مینامیدند میزدند و از همانجا که به آب میرسیدند, تونلی عمود بر این چاه مسیری را در جهتی که سطح زمین دارای شیب است میزدند. در این مسیر چاه های زیادی به این تونل وصل میکردند. طول تونل بستگی به شیب زمین و سطح آب زیر زمین دارد.
با در نظر گرفتن اینکه اینچنین تکنیک بدون هیچگونه تحقیق و تجربه های علمی و عملی امکان پذیر نیست, باید پذیرفت که در آن زمان انسانهائی بودند که اهل تحقیق بودند. و قنات حاصل یکی از تحقیقاتشان میباشد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
حمید احمدلو
دانشجوی رشته پزشکی
دانشگاه علوم پزشکی اراک
دانش آموخته مدرسه فرهنگیان دهگان
#امیدآفرینی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
✍️رسول اکرم (ص) به حضرت
علی (علیه السّلام) فرموده اند :
بزرگترین مردمان در ایمان و یقین، کسانی هستند که در روزگاران آینده زندگی می کنند، پیامبرشان را ندیده اند، امام آن ها در غیبت است و فقط به سبب خواندن خطی روی کاغذ ( خواندن قرآن کریم و احادیث معصومین علیه السّلام) ایمان می آورند.
📚بحار الانوار، ج۵۲ ،ص۱۲۵
همچنين به نقل از ايشان آمده است كه (به اصحاب) فرمودند : بعد از شما قومي خواهد آمد كه پاداش هر يك از آن ها برابر پاداش پنجاه نفر از شماست. گفتند: يا رسول الله! مگر نه اين است كه ما در حضور شما در جنگ بدر و احد و حنين شركت جستيم و قرآن در ميان ما نازل شد؟حضرت فرمودند: اگر آنچه بر آن ها روي خواهد داد، بر شما روي مي داد، شما نمي توانستيد چون آن ها صبر و شكيبايي را پيشه خود سازيد.
📚منتخب الاثر، ص۵۱۵
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد.همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود».
قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند.پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
ناصرالدین شاه و درباریانش
روزی شاه و همرامانش رفتند باغ دوشان تپه، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت نظر شاه را جلب کرد، فورا کاغذ و قلم برداشت و شروع بکشیدن آن گل نمود، نقاشی که تمام شد، آنرا به مستوفی الممالک نشان داد و گفت چطور است؟ قربان خیلی خوب است، بعد اقبال الدوله، قربان حقیقتا عالی است و بعد اعتمادالسلطنه، قربان نظیر ندارد وبعد یکی دیگر، این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر. است و نوبت به ضیاالدوله رسید، حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل بیشتر و فرحناکتر است، همه حضار خندیدند، بعد از انکه خلوت شد، شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت: وضع امروز را دیدی؟! من باید با این ها مملکت را اداره کنم.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam