بهمنیار شاگرد بوعلی بود. روزی بوعلی سینا او را در حالت دست به یقه شدن با یک نادان دید ، به او گفت: بهمنیار ، مدت ها به دنبال این سوال بودم که خدا چرا به هیچ پرنده ای شاخ نداده است؟
سرانجام فهمیدم، چون پرنده در زمان برخورد با خطر می تواند پر بکشد و پرواز کند نیازی به شاخ در آفرینش او نیست.
پس انسان نیز زمانی که می تواند از جرو بحث با یک نادان پر بکشد و فرار نماید، نباید بایستد و با او جر و بحث کند. بدان زمانی که پر پرواز داری، نیازی به شاخ گاو نداری. و این پر پرواز را فقط علم به انسان می دهد و شاخ گاو را جهالت.?
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🔷 شناسنامه ی قرآن حکیـم :
نام : اسم اصلی قرآن، فرقان هست.
القاب قرآن : مجید، کریم، حکیم، مبین ...
زمان نزول : ماه رمضان، شب قدر
محل نزول : مکه مکرمه، غار حراء
ملک وحی : حضرت جبرئیل
مُنزل قرآن : حضرت محمّد«ص»
تعداد وحی : ۲۴۰۰۰ مرتبه
مدت نزول : ۲۳ سال
اولین آیه : إقراء باسم ربک الذی خلق
اولین سوره : العلق
آخرین سوره : النصر
آخرین آیه : الیوم اکملت لکم دینکم
تعدادجزء : ۳۰ جزء
تعداد سوره : ۱۱۴ سوره
با عظمت ترین آیه : آیة الکرسی
طولانیترین سوره : سوره بقره
کوتاه ترین سوره : سوره کوثر
بزرگترین آیه : آیه ی ۲۸۲ سوره ی بقره
کوچکترین آیه : کلمه (طٰه) سوره بیستم
تعداد سوره های مکّی : ۸۲ سوره
تعداد سوره های مدنی : ۲۰ سوره
تعداد سوره های مکّی و مدنی : ۱۲ سوره
سوره نصف قرآن : سوره کهف
مادر قرآن : سوره فاتحه
قلب قرآن : سوره یٓس
عروس قرآن : سوره الرحمن
سوره ای که دو بسم اللّه دارد : نمل
سوره ای که بسم اللّه ندارد : توبه
تعداد حزب : ۱۲۰ حزب
سوره ای که تمام آیات اسم اللّه دارد : سوره مجادله
تعدا آیات : ۶۲۳۶ آیه
تعداد کلمات : ۷۷۴۳۹ کلمه
تعداد حروف کل قرآن : ۳۳۰۷۳۳ حروف
تعداد نقطه ها: ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه
🔶 قابل تامل👇
برابری در قرآن در همه مسائل دیده میشود :
دنیا ۱۱۵ / آخرت ۱۱۵
ملائک ۸۸ / شیطان ۸۸
زندگی ۱۴۵ / مرگ ۱۴۵
سود ۵۰ / زیان ۵۰
ملّت (مردم) ۵۰ / پیامبران ۵۰
ابلیس ۱۱ / پناه جستن از شر ابلیس ۱۱
مصیبت ۷۵ / شکر ۷۵
صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣
فریب خوردگان (گمراه شدگان) ۱۷ / مردگان (مردم مرده) ١٧
مسلمین ۴١ / جهاد ۴١
مرد ۲۴ / زن ۲۴
طلا ۸ / زندگی راحت ٨
جادو ۶٠ / فتنه ۶٠
زکات ٣٢ / برکت ٣٢
ذهن ۴٩ / نور ۴٩
زبان ٢۵ / موعظه ۲۵
آرزو ٨ / ترس ٨
آشکارا سخن گفتن ١٨ / تبلیغ کردن ١٨
سختی ١١۴ / صبر ١١۴
🔷 همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم :
نماز ۵ مرتبه، ماه ١٢ مرتبه و روز ٣۶۵ بار.
🔶 از سوره قمر تا آخر قرآن ۱۳۸۹ آیه وجود دارد وسال ۱۳۸۹ قمری برابر با سال ۱۹۶۹ میلادی، تاریخ فتح ماه توسط بشر است.
🔷 در سوره ۱۹ (مریم) آیه ۵۷ در ذکر ماجرای ادریس نبی (علیه السلام) می فرماید :
و رفعناه مکانا علیا:و [ما] او را به مقامى بلند ارتقا دادیم. سال ۱۹۵۷ تاریخ تسخیر فضا توسط انسان است. فضاپیمای اسپوتنیک روس در ۴ اکتبر این سال به خارج از جو پرتاب شد.
🔶 در تمامی حیوانات، تعداد کروموزومهای حیوان نر و ماده برابر است و زنبور عسل تنها حیوانی است که ساختارکروموزومی آن با سایر حیوانات متفاوت است زیرا زنبور ماده ۱۶ جفت کروموزوم دارد در حالی که زنبور نر ۱۶ تک کروموزوم دارد و جالب است که شانزدهمین سوره قرآن به نام زنبور عسل(نحل) نام گذاری شده است.
🔷 همچنین در چند جای قرآن کلمه حمیر (الاغ) همراه نام سایر چهارپایان به کار رفته است اما تنها در دو آیه قرآن نام این حیوان به تنهایی ذکر شده است :
ان انکر الاصوات لصوت الحمیر(سوره لقمان) و مثل الذین حملوا التورات ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا (سوره جمعه)
این حیوان ۳۱ جفت کروموزوم یعنی : ۶۲ کروموزوم دارد و این دو سوره، سوره های ۳۱ و ۶۲ قرآن هستند.
🔷 گويا یک پژوهشگر هلندی غیر مسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام هلند انجام داد و به این نتیجه رسید که ذکر کلمه ی زیبای الله و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی شده و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می دهد.
خدا هم که در قرآن می فرماید : ( الا بذکر الله تطمئن القلوب).
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
📸عكسى فوق العاده از طبيعت
✍️ هنگامی به این صحنه طبیعی از دور نگاه میکنی شبيهِ مردی است که روی زمین نشسته و دست را روی دست گذاشته و به دور نگاه میکند.
اما وقتی تصوير را بزرگ کنی، کوهستانی را میبینی با فراز و نشیب صخرهها و سایه های طبیعی و...
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ بعد از ظهور چه اتفاقاتی درجهان می افتد!؟
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
میرزا آقاسی، صدر اعظم ناصرالدین شاه که قول داده بود توپی بسازد که با آن بتوان از دارالخلافه تهران به سنت پترزبورگ روسیه شلیک کرد! ولی هنگام آزمایش آن در حضور ناصرالدین شاه، گلوله توپ درون عراده منفجر شده و تعدادی از خدمه توپ را کشته بود و میرزا آقاسی به شاه گفته بود: قربان! این توپ که خودی ها را اینطور لت و پار کرده، ملاحظه بفرمایید که چه بلائی بر سر دشمن آورده است!
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خنده بر هر درد بی درمان دواست😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
معروف است پرتاب میان گرگ ها یکی از تکنیک هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور طراحی کرد؛
در این تکنیک هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و مبارزان سیاسی-اجتماعی و تعالی طلبان نبود؛ بلکه به شکلی غیرمستقیم و نامریی، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات، بن بست ها، یاس ها، نا امیدی ها بدبختی های شدید و پی در پی مالی، شخصی و شغلی، روحی و عاطفی و می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند ...
در چنان شرایطی، فرد مورد نظر آن قدر در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره می شد که دیگر کاری به کار حکومت، شعر، سیاست، فرهنگ، ادبیات، هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار می گرفت که نهایتاً یا دیوانه می شد، یا خودکشی می کرد، یا فرار می کرد، و یا افسرده، روان پریش و گوشه نشین می شد؛ به هر حال تبدیل به یک آدم بی کنش و بی اثر می شد.
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند «گرگ ها»؛ گرگ هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از گرفتاری و ناامیدی و و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتاً او را محاصره خود گرفته و تکه پاره می کردند؛ تکنیک پرتاب میان گرگ ها بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آن را بکار گرفتند و همچنان با علاقه بسیار بکار می گیرند.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
وقتی ما با چنین تکنیکی آشنا می شویم فکر می کنیم که این تکنیک مختص آدم های ويژه، آزادی خواهان، مبارزان سیاسی-اجتماعی است. اما سخت در اشتباهیم. این تکنیکی است که ما خود به دست خودمان اجرا می کنیم و خودمان را میان گرگ ها پرتاب می کنیم.
چگونه می شود که میان گرگ ها پرتاب شویم، آن هم به دست خودمان؟ با هدف گذاری های متعدد و متضاد و غیرهوشمندانه.
بگذارید مثالی بزنم. یک زوج جوان را در نظر بگیرید، 28 و 24 ساله. به تازگی ازدواج کرده اند هر دو سر کار می روند، هر دو اضافه کاری هم می کنند. چرا که هدف گذاری کرده اند: ماشین فعلی شان را تبدیل کنند به دو ماشین خارجی با مدل بالا. هم خانه بخرند. هم دو دست مبلمان فوق العاده، یک مجموعه سینمای خانگی و ... کلی آرزوهای قشنگ.
اما مشکل اینجاست. به خاطر همین گرفتاری ها، آنقدر خسته، شتابزده، کلافه، نگران بابت بدهی ها و تغییرات قیمت ها هستند که 15 سال از زندگی شان می گذرد اما هیچ از زندگی نمی فهمند. بعد از 15 سال تبدیل شده اند به ماشین های تولید و مصرف پول. در این 15 سال نه فرصت کرده اند کنار هم بنشینند در آرامش چایی دارچینی بخورند و دو بیت از حافظ بخوانند. نه فرصت کرده اند بخشی از زندگی شان را صرف امور عام المنفعه و مردمی کنند و آن بخش از انسانیت شان را مجالی دهند برای شکوفا شدن. نه فراغتی برای خلوتی با خود و خدایشان.
این مساله فقط برای زندگی شخصی نیست. مدیران سازمان ها و مدیران ارشد کشورها نیز در معرض چنین خطای بزرگی هستند. مدیران ارشدی که سازمان و کشور خود را با انواع و اقسام مسایل پیش پا افتاده، غیرمهم، غیرراهبردی روبرو می کنند، عملا همکاران و شهروندان خود را میان گرگ ها پرتاب می کنند. بسیار مهم است که چه اهدافی را برمی گزینیم و چه زمان بندی ای برای آنان در نظر می گیریم. جستجوی همزمان اهداف متعدد و متضاد غیر مهم و غیرکلیدی چه در عرصه زندگی شخصی، چه در حوزه مدیریت سازمانی و چه در حیطه کشورداری، آدمی را در معرض گرگ های درنده قرار خواهد داد. توان ما محدود است، اهدافی راهبردی، شریف و محدود انتخاب کنیم.
کانال بچه های مدرسه در ایتا
https://eitaa.com/hamkalam
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادربزرگ عطر برنج شمال بود...
🔹رهبر انقلاب در دیدار شاعران: چه کار خوبی کردید برای مادربزرگ شعر گفتید!
✍️دوستی تعریف میکرد که صبح یک زمستان سرد که برف سنگینی هم آمده بود مجبور شدم به بروجرد بروم…
هوا هنوز روشن نشده بود که به پل خرم آباد رسیدم…
وسط پل به ناگاه به موتوری که چراغ موتورش هم روشن نبود برخوردم…….
به سمت راست گرفتم ،
موتوری هم به راست پیچید…
چپ، موتوری هم چپ…
خلاصه موتوری لیز خورد و به حفاظ پل خورد و خودش از روی موتور پرت شد تو رودخونه…
وحشت زده و ترسیده!!
ماشین رو نگه داشتم و با سرعت رفتم پایین ببینم چه بر سرش اومد!
دیدم گردن بیچاره ۱۸۰ درجه پیچیده…
با محاسبات ساده پزشکی،
با خودم گفتم حتما زنده نمونده …
مایوس و ناراحت،
دستم را گذاشتم رو سرم و از گرفتاری پیش آماده اندوهگین بودم…
در همین حال زیر چشمی هم نیگاش میکردم،…
باحیرت دیدم چشماش را باز کرد …
گفتم این حقیقت نداره…
رو کردم بهش و گفتم سالمی…؟!!
با عصبانیت گفت:
په چونه مثل یابو رانندگی موکونی…؟
با خودم گفتم این دلنشین ترین فحشی بود که شنیده بودم…
گفتم آقا تورو خدا تکون نخور چون گردنت پیچیده….
یک دفعه بلند شد گفت: شی پیچیده ؟
هوا سرد بید،
کاپشنمه از جلو پوشیدم سینه م سرما نخوره …. !!!
وای خدای من شکرت
و یک نفس راحت،
بهترین حس دنیا
برای من بود...
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam