🔸گویند: صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت.
🔸 نمازگزاران، همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید.
پذیرفت.
نماز جماعت تمام شد.
چشم ها همه به سوی او بود.
🔸مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.
🔸آن گاه خطاب به جماعت گفت: مردم! هر کس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!
کسی برنخاست.
🔸گفت: حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد!
باز کسی برنخاست.
🔹گفت: شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما برای رفتن نیز آماده نیستید
📕 تذكرة الاولياء، عطار نیشابوری
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند.
پس در ذهنش گفتگویی بین خودش و بیمار را طراحی کرد . با خودش گفت « من از او می پرسم حالت چه طور است و او هم خدا را شکر می کند و می گوید بهتر است . من هم شکر خدا می کنم و می پرسم برای بهتر شدن چه خورده ای . او لابد غذا یا دارویی را نام می برد. آنوقت من می گویم نوش جانت باشد پزشکت کیست و او هم باز نام حکیمی را می آورد و من می گویم قدمش مبارک است و همه بیماران را شفا می دهد و ما هم او را به عنوان طبیبی حاذق می شناسیم.
مرد ناشنوا با همین حساب و کتاب ها سراغ همسایه اش رفت و همین که رسید پرسید حالت چه طور است ؟ اما همسایه بر خلاف تصور او گفت دارم از درد می میرم. ناشنوا خدا را شکر کرد. ناشنوا پرسید چه می خوری ؟ بیمار پاسخ داد زهر ! زهر کشنده ! ناشنوا گفت نوش جانت باشد. راستی طبیبت کیست؟ بیمار گفت عزرائیل ! ناشنوا گفت طبیبی بسیار حاذق است و قدمش مبارک. و سرانجام از عیادت دل کند و برخاست که برود اما بیمار بد حال شده بود و فریاد می زد که این مرد دشمن من است که البته طبیعتا همسایه نشنید و از ذوقش برای آن عیادت بی نظیر کم نشد.
مولانا در این حکایت می گوید بسیاری از مردم در ارتباط با خداوند و یکدیگر ، به شیوه ای رفتار می کنند که گرچه به خیال خودشان پسندیده است و باعث تحکم رابطه می شود اما تاثیر کاملاً برعکس دارد.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
"یک روز سرد زمستانی، چند جوجه تیغی دست و پایشان را جمع کردند و به هم نزدیک شدند تا با گرم کردن یکدیگر از سرما یخ نزنند. ولی خیلی زود تیغهایشان در تن آن دیگری فرو رفت و باعث شد از هم دور شوند. وقتی نیاز به گرم شدنِ دوباره آنها را دور هم جمع کرد، تیغهایشان دوباره مشکل ساز می شدند و به این ترتیب، آنها میان دو مصیبت در رفت و آمد بودند تا آنکه فاصلهی مناسبی را که در آن میتوانستند یکدیگر را تحمل کنند، یافتند."
واين چنین است كه نیازهاى ما انسانها براى رهايى از كمبودهاى عاطفى و یکنواختی زندگی ما را به سوی هم میکشاند ولی ویژگیهای ناخوشایند و زنندهی هر كداممان در رابطه باعث مي شود زخم خورده شويم و از هم دورمان مي كند. مثال خارپشتها كه "شوپنهاور" در بيان روابط انسانى يك جامعه مطرح كرد واقعيت روابط عاطفى تك تك ماست.
كداميك از ما هستيم كه در يك رابطه نزديك زخمى نشده باشيم.
ما آنقدر زخمى مي شويم تا هر يك جاى خودمان را در آن رابطه پيدا كنيم.
درمان در جدايى نيست.
و همچنين يك رابطه خوب را نبايد در نزديكى زيادِ همديگر معنا كرد!
يك رابطه خوب فاصله مناسب مي خواهد.
حدفاصل مناسب جايى ست كه گرماى عاطفى رابطه پابرجاست اما از گزندهاى نزديكى زياد هم در امانيم.
مجال دهيم!!
رسيدن به يك رابطه پايدار
زخم مي زند
و زمان مي خواهد.
شوپنهاور
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی بچه رو برای سحری بیدار میکنی:😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ گفتم ﺍﻧﺸﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ .
“ﺍﮔﺮ ﻣﺪﯾﺮﻋﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﺪ؟"
ﻫﻤﻪ ﺗﻨﺪ ﻭ ﺗﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ، ﺑﻪ ﺟﺰ ﯾﮑﻨﻔﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ.
ازش پرسیدم: ﭼﺮﺍ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﯽ؟
گفت: ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺗﺎ ﻣﻨشی بیاد تایپ کنه!!!!😂
#طنز
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 برخورد دولت پاکستان با روزه خواران.
غروب شب21ماه رمضان باید حلوای پخته شده را قبل از افطار به میدان اصلی روستا می بردیم همه ی حلواهای نذری جمع می شد آنها را بین نیازمندان توزیع می کردند برخی هم به ذره ای قناعت کرده بعنوان تبرک به نیت رفع شر برمی داشتند.
یاد کنیم از پدران و مادران آسمانی با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد
هدایت شده از KHAMENEI.IR
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚙️ هماکنون؛ رهبر انقلاب: رهبری در برنامهریزیهای اقتصادی دخالت نمیکند/ مسئولین دولتی بدانند چه وظایفی برعهده آنهاست
🖼 #سرمایهگذاری_برای_تولید
✏️ اول فروردین ۱۴۰۴؛ سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم، حسینیه امام خمینی(ره) تهران
📲 پخش مستقیم👇
Farsi.Khamenei.ir/live
هدایت شده از کانال حمید کثیری
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاشکی روزیمون، بشه این شبا
تـکهی نـانـی از سـفرهی شما ...
#حمید_کثیری 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
گروهی در حال عبور از غار تاریکی بودند که سنگهایی را زیر پایشان احساس کردند.
بزرگشان گفت: اینها سنگ حسرتند. هرکس بردارد حسرت می خورد، هر کس هم برندارد باز هم حسرت می خورد.
برخی گفتند پس چرا بارمان را سنگین کنیم؟
برخی هم گفتند ضرر که ندارد مقداری را برای سوغاتی بر می داریم.
وقتی از غار بیرون آمدند فهمیدند که غار پر بوده از سنگهای قیمتی. آنهایی که برنداشته بودند حسرت خوردند و بقیه هم حسرت خوردند که چرا کم برداشتند.
زندگی هم بدین شکل است، اگر از لحظات استفاده نکنیم حسرت می خوریم و اگر استفاده کنیم باز هم حسرت میخوریم که چرا کم.
پس تلاشمان را بکنیم که هرچه بیشتر از این لحظات استفاده کنیم.
«وانذرهمیومالحسرةاذ قضیالامر.»
کار هم دیگر از کار گذشته است و حسرت هم فایدهای ندارد. این، هلاکت معنوی است
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
💠 @hamkalam