eitaa logo
داستان بچه های مدرسه
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
908 ویدیو
7 فایل
آیدی مدیرکانال در پیام رسان ایتا @salamhamvatan
مشاهده در ایتا
دانلود
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، امشب در پیامی تلویزیونی اهمیت راهپیمایی امسال روز جهانی قدس را بیشتر از سال‌های قبل ارزیابی و تأکید کردند: «إن‌شاءالله راهپیمایی امسال، یکی از بهترین، پرشکوه‌ترین و باعزت‌ترین راهپیمایی‌های روز قدس خواهد بود.» ۱۴۰۴/۱/۷ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖 دوستی که تب نمی ‌کرد شخصی می ‌خواست به خانه‌ دوستش برود. گفتند دوست تو بیمار است و باید تب کند و عرق نماید تا خوب بشود. گفت بروید، مهمان او بشوید و از غذایش بخورید تا از وحشت تب کند، عرق نماید و حالش خوب بشود. 📚 منبع: زهر الربیع، سید نعمت ‌الله موسوی جزایری کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
خوردم.... گرچه آرام و بی‌صدا خوردم هرچه در سفره بود را خوردم هرچه را بود بی‌ادا و اصول ساده، بی‌چون و بی‌چرا خوردم قبل از اینکه اذان شود آغاز لقمه‌ای بعدِ رَبنا خوردم بعد از آن طبق آنچه مرسوم است چند خرما و زولبیا خوردم لقمه‌های نخست را آرام موقع گفتنِ دعا خوردم آش و سوپی که بود را بعدش بهر ایجاد اشتها خوردم بعد از آنکه تمام شد عدسی دو سه تا کاسه لوبیا خوردم پدرم گفت شیر تازه دواست شیر با نیت دوا خوردم توی بشقاب نه فقط با دیس پلویِ توی سفره را خوردم از خورش هم فقط سه ظرف بزرگ تا پلو را دهد صفا خوردم چشم من بود در پیِ سالاد چون به من کم رسید جا خوردم درهم و برهم و قر و قاطی نه مرتب ، جدا جدا خوردم بی‌خیال از زیانِ نوشابه جای یک قوطی‌اش دوتا خوردم بگذر از مابقی که یادم نیست که چه‌ها دیدم و چه‌ها خوردم رد شدم از حریم انسانی قدرِ حیوانِ چارپا خوردم پر شدم از صفای ماه صیام همه را از سرِ صفا خوردم چون‌که با نیت عبادت بود سخت محجوب و بی‌ریا خوردم بهرِ خود نه، که روزه دارم من همه را در رهِ خدا خوردم ✍ کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
آورده اند که خر و اسبی با هم می رفتند. خر، اسب را ندا کرد و گفت ای یار، اندکی از بار من بستان، وگرنه زیر این بار گران که پشت مرا دو تا کرده است هلاک خواهم شد. اسب، التماس او قبول نکرد. لاجرم، خر مسکین تاب تحمل بار گران نیاورده و بر جای خود سرد شد. صاحب خر، پوست از تنش برکنده، هم بار خر و هم چرمش بر پشت اسب نهاد. اسب با خود گفت چون به سبب بدخویی، برادر مسکین خود را در وقت محنت مدد نکردم، به باد افراه (جزا و مکافات و انتقام) آن گرفتار آمدم. (خلاصه): در وقت محنت، ابنای روزگار را مدد کردن، امری معقول و بر جای خود باشد. کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. وقتی هیچ وقت نرفتی بخونی این سرت میاد🤭🤭 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
دختر گفت مامان!نگاه کن باباپوست موزش را. انداخته روی دسته ی مبل!! شمافقط به من می گویید توی خونه آشغال نریز مامان بعد ازچند ثانیه فکرکردن‌گفت :چون بابا یه دختر مهربون داره که می داند آشغالش را براش می برد می اندازه توی سطل چیزی که دید ‌باورش نشد!!دختربلافاصله رفت پوست موز ر ا برداشت انداخت توی سطل!!بعدهم اومد مادرش وبوسید... گاهی چقدر خوب می شود هم پدریامادری که اشتباهی کرده روکوچک نکرد وهم کودکی روبادادن عزت نفس به سمت انجام کاربزرگی هل داد؛اگرفقط کمی آرامش وصبردرکلام پیداکنیم وزندگی راکمترجدی بگیریم کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥«و باطل نکنید صدقاتتان را با منت گذاری و اذیت کردن» 😄حقش بود کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عجایب خلقت 😳 کانال داستان بچه‌های مدرسه 👇 @hamkalam