#صابونش_به_رخت_ما_خورده_است
رختشوئی ، لباس هر کس را میگرفت ، دیگر پس نمیداد و می گفت : گم شده یا دزدبرده . از این جهت هیچکس دوبار به او لباس نمی داد و او مدام در جستجوی مشتری تازه بود . نزد مسافری رفت که مرتبه ای دیگر لباس اورا برای شستن برده بود اما فراموش کرده بود .
رختشوی گفت : آقا لباستان را بدهید تا صابون بزنم ، مسافر که ناگهان اورا شناخت ، گفت : صابون شما یک مرتبه به رخت من خورده است.
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
هنرمندی که عاشق طبیعته
🪴❣
جرعهای نهجالبلاغه 🌱
حکمت_341_نهج_البلاغه
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
يَوْمُ آلْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ آلْجَوْرِ عَلَى آلْمَظْلُومِ!
امام (عليه السلام) فرمود:
روز اجراى عدل درباره ستمگر، سخت تر است از روز ظلم کردن ستمگر بر مظلوم.
🌸🍃ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وعجل فرجهم🍃🌸
•┈┈••••✾•🌱🌸🌱•✾•••┈┈
#نهضت_نهج_البلاغه_دانشگاهیان
#جشنواره_ملی_نهج_البلاغه
#دانشگاه_های_استان_مرکزی
کانال خادمین نهج البلاغه استان مرکزی
https://eitaa.com/khadem_nahg_markazi
مدرس از همان آغاز حركت از اصفهان میدانسته كه با مسائل بزرگ و مخاطراتی روبروست لذا قبل از سفر، وصیت نامه اش را می نویسد.
هنگامی كه به تهران می رسد، دو خانه، یكی دو اطاقه با اجارة ماهی ۳۰ ریال و دیگری سه اطاقه با اجارة ماهی ۳۵ ریال به وی عرضه میكنند. مدرس منزل دو اطاقه را انتخاب میكند. از او سئوال میكنند: «آیا مبلغ ۵ ریال صرفه جویی میكنی؟» جواب می دهد: «بلی، آنچه استقلال و آزادی و عقیده را از بین میبرد، احتیاج است. من نمیخواهم محتاج كسی باشم. باید برنامه زندگیم را طوری تنظیم كنم كه محتاج به كسی نشوم و این زبان تند و تیزم آزاد باشد.»
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#شهیدمدرس
روزی لقمان حکیم در کشتی سفر می کرد. تاجری و غلامش نیز در آن کشتی بودند. غلام بسیار بی تابی و زاری می کرد و از دریا می ترسید. مسافران خیلی سعی کردند او را آرام کنند اما توضیح و منطق راه به جایی نمی برد.ناچار از لقمان حکیم کمک خواستند و لقمان گفت که غلام را با طنابی ببندند و به دریا بیندازند. آنان این کار را کردند و غلام مدتی دست و پا زد و آب دریا خورد تا اینکه او را بالا کشیدند. آنگاه او روی عرشه کشتی نشست عرشه را بوسید و آرام گرفت.
این حکایت همه ماست هنگام مشکلات و ناملایمت ها ناله می کنیم و غر می زنیم و غمگین می شویم.
ما هنگام درد و رنج اگر به درد های بزرگتری دچار شویم مشکل فعلیمان را از یاد خواهیم برد. پس پیش از اینکه خداوند حکیم ما را به درون دریا بیندازد زندگی را بخاطر آنچه که داریم سپاسگزار باشیم و نگذاریم ناراحتی و غصه ما را فلج کند.
به قول حافظ :
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام
نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#ازچشمم_بدی_دیدم_ازشما_نه
در زمانهای قدیم یک روستائی وسایل خودش را برداشت و به ده همسایه رفت و مهمان دوستش شد. نه یک روز نه دو روز نه سه روز بلکه چند هفته ای آنجا ماند. یک روز زن صاحبخانه که از پذیرائی او خسته شده بود به شوهرش گفت:
بیا یک فکری کنیم شاید بتوانیم این مهمان سمج ر ا از اینجا بیرون کنیم. با همدیگر مشورت کردند دست آخر زن گفت امروز تو که از بیرون آمدی بنا کن به کتک زدن من و بگو چرا به کارهای خانه نمی رسی و هرچه میگویم گوش نمی کنی من با گریه و زاری می روم پیش مهمان می گویم شما که چند هفته است منزل ما هستی و امروز هم می خواهی بروی آیا در این مدت از من بدی دیدی؟
شاید به این وسیله خجالت بکشد و برود.
مرد قبول کرد و روز بعد که از سرکار به خانه آمد بنا کرد با زنش اوقات تلخی کردن و دست به چوب برد و بنا کرد به کتک زدن زن. زن گفت چرا مرا میزنی؟
شوهر گفت نافرمانی می کنی. زن گریه کنان به مهمان پناه برد و گفت ای برادر تو که چند هفته است منزل ما هستی و امروز دیگر می خواهی بروی آیا از من نافرمانی دیده ای؟
مهمان با خونسردی گفت:
من چند هفته است اینجا هستم و چند هفته دیگه هم خواهم ماند، اما از چشمم بدی دیدم از شما ندیدم
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از این غاز پیگیرتر ندیدم😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#ویژگى_هاى_ارزشمند_اسلام
#نهج_البلاغه
☀️وَ آیَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ، وَ تَبْصِرَةً لِمَنْ عَزَمَ، وَ عِبْرَةً لِمَنِ اتَّعَظَ
💌اسلام نشانه اى است براى آن کس که جستجوگر و تیزبین باشد، و مایه بصیرت است براى آن کس که عزم بر درک حقیقت دارد، و درس عبرتى است براى آن کس که اندرز پذیرد».
📘#خطبه_106
🌸🍃ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وعجل فرجهم🍃🌸
•┈┈••••✾•🌱🌸🌱•✾•••┈┈
#نهضت_نهج_البلاغه_دانشگاهیان
#جشنواره_ملی_نهج_البلاغه
#دانشگاه_های_استان_مرکزی
کانال خادمین نهج البلاغه استان مرکزی
https://eitaa.com/khadem_nahg_markazi
یك روز طلبهای نزد مدرس آمد و در نامهای نوشته بود: اجازه بفرمایید در وزارت معارف به عنوان معلم استخدام شوم. مدرس روی یك قطعه كاغذ نوشت:
آقای وزیر معارف! حامل نامه، یكی از دزدان و قصد همكاری با شما را دارد. گردنهای به وی واگذار كنید.
طلبه، نامه را گرفت و رفت. پس از چند لحظه خجالت زده بازگشت و گفت: آقا! چه بدی از من دیدهاید؟ اگر كسی به شما چیزی گفته، دروغ گفته است. مدرس جواب داد: اگر بگویم كه تو شخص فاضل و متدینی هستی، تو را راه نمیدهند. برو و نامه را ببر.
او مجدداً نامه را برد و فردای آن روز خدمت مدرس رسید و گفت:
آقا! استخدام شدم
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#شهیدمدرس
بزرگی می گفت :
یک وقت جلوی شما یک سبد سیب می آورند ، شما اول برای کناریتان بر میدارید ، دوباره بعدی را به نفر بعدی میدهید
دقت کنید !!!
تا زمانی که برای دیگران بر میدارید سبد مقابل شما می ماند
ولی حالا تصور کنید همان اول برای خود بردارید ، میزبان سبد را به طرف نفر بعد می برد.
نعمتهای زندگی نیز اینطور است
با بخشش ، سبد را مقابل خود نگه دارید ...
زیستن با استانداردهای "انسانیت" بسیار زیبا خواهد بود .
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
#بخشش
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابتکار جالب فروشنده غذای خیابونی در چین😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam