جرعهای نهجالبلاغه 🌱
حکمت_344_نهج_البلاغه
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
مَعَاشِرَ النَّاسِ، اتَّقُوا آللّهَ فَکَمْ مِنْ مُؤَمِّلٍ مَا لاَ يَبْلُغُهُ، وَبَانٍ مَا لاَ يَسْکُنُهُ، وَجَامِعٍ مَا سَوْفَ يَتْرُکُهُ، وَلَعَلَّهُ مِنْ بَاطِلٍ جَمَعَهُ، وَمِنْ حَقٍّ مَنَعَهُ: أَصَابَهُ حَرَاماً، وَآحْتَمْلَ بِهِ آثَاماً، فَبَاءَ بِوِزْرِهِ، وَقَدِمَ عَلَى رَبِّهِ آسِفاً لاَهِفاً، قَدْ (خَسِرَ آلدُّنْيَا وَالاْخِرَةَ، ذلِکَ هُوَ آلْخُسْرَانُ آلْمُبِينُ).
امام (عليه السلام) فرمود:
اى مردم! تقواى الهى را رعايت کنيد. چه بسيار آرزومندانى که به آرزوى خود نمى رسند و چه بسيار سازندگانى که در آنچه ساخته اند سکونت نمى کنند و چه بسيار جمع آورى کنندگان اموال که به زودى اندوخته هاى خود را ترک مى گويند، اموالى که شايد از طريق باطل گردآورى کرده و يا حق آن را نپرداخته اند يا از راه حرام به آن رسيده و به سبب آن، گناهانى بر دوش کشيده اند. درنتيجه وزر و وبالش به گردن آن هاست و با افسوس و دريغ بر پروردگار خود وارد مى شوند و مصداق اين آيه شريفه هستند: (خَسِرَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةَ ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ)؛ «هم دنيا را از دست داده هم آخرت را و اين است زيان آشکار».
🌸🍃ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وعجل فرجهم🍃🌸
•┈┈••••✾•🌱🌸🌱•✾•••┈┈
#نهضت_نهج_البلاغه_دانشگاهیان
#جشنواره_ملی_نهج_البلاغه
#دانشگاه_های_استان_مرکزی
کانال خادمین نهج البلاغه استان مرکزی
https://eitaa.com/khadem_nahg_markazi
مرد فقیری به امید به دست آوردن غذا، به در خانه مرد ثروتمندی رفت و نانی خواست.
مرد ثروتمند گفت هنوز نان نپخته ایم.
مرد فقیر گفت مقداری آرد به من بدهید.
گفت آرد نداریم؛ کمی داشتیم، آنرا خمیر کردیم تا نان بپزیم.
مرد فقیر گفت پس به من آب بدهید، خیلی تشنه ام.
گفت هنوز مرد آب فروش نیامده است.
فقیر که از خساست مرد ثروتمند عصبانی شده بود گفت شما که مثل من چیزی ندارید، بیایید با هم به گدایی برویم.
📚 منبع: قند و نمک، مجید شفیعی
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
می گویند سلطان محمود غلامی به نام ایاز داشت که خیلی برایش احترام قائل بود و در بسیاری از امور مهم نظر او را هم می پرسید و این کار سلطان به مذاق درباریان و خصوصا وزیران او خوش نمی آمد و دنبال فرصتی می گشتند تا از سلطان گلایه کنند تااینکه روزی که همه وزیران و درباریان با سلطان به شکار رفته بودند وزیر اعظم به نمایندگی از بقیه پیش سلطان محمود رفت و گفت چرا شما ایاز را با وزیران خود در یک مرتبه قرار می دهید و از او در امور بسیار مهم مشورت می طلبید و اسرار حکومتی را به او می گویید؟
سلطان گفت: آیا واقعا می خواهید دلیلش را بدانید؟ و وزیر جواب داد: بله .
سلطان محمود هم گفت پس تماشا کن .
سپس ایاز را صدا زد و گفت شمشیرت را بردار و برو شاخه های آن درخت را که با اینجا فاصله دارد ببر و تا صدایت نکرده ام سرت را هم بر نگردان ایاز اطاعت کرد .
سپس سلطان رو به وزیر اولش کرد و گفت:
آیا آن کاروان را می بینی که دارد از جاده عبور می کند برو و از آنها بپرس که از کجا می آیند و به کجا می روند؟. وزیر رفت و برگشت و گفت: کاروان از مرو می آید و عازم ری است . سلطان محمود گفت: آیا پرسیدی چند روز است که از مرو راه افتاده اند؟. وزیر گفت: نه .
سلطان به وزیر دومش گفت: برو بپرس. وزیر دوم رفت و پس از بازگشت گفت: یک هفته است که از مرو حرکت کرده اند . سلطان محمود گفت: آیا پرسیدی بارشان چیست؟. وزیر گفت: نه. سلطان به وزیر سوم گفت: برو بپرس. وزیر سوم رفت و پس از بازگشت گفت: پارچه و ادویه جات هندی به ری می برند .
سلطان محمود گفت:
آیا پرسیدی چند نفرند و ... به همین ترتیب سلطان محمود کلیه وزیران به نزد کاروان فرستاد تا از کاروان اطلاعات جمع کند سپس گفت:
حال ایاز را صدا بزنید تا بیاید، ایاز که بی خبر از همه جا مشغول بریدن درخت و شاخه هایش بود آمد .
سلطان رو به ایاز کرد و گفت: آیا آن کاروان را می بینی که دارد از جاده عبور می کند؟، برو و از آنها بپرس که از کجا می آیند و به کجا می روند.
ایاز رفت و برگشت و گفت کاروان از مرو می آید و عازم ری است . سلطان محمود گفت:
آیا پرسیدی چند روز است که از مرو راه افتاده اند ؟
ایاز گفت :
آری پرسیدم یک هفته است که حرکت کرده اند .
سلطان گفت:
آیا پرسیدی بارشان چه بود ؟
ایاز گفت : آری پرسیدم پارچه و ادویه جات هندی به ری می برند و بدین ترتیب ایاز جواب تمام سؤالات سلطان محمود را بدون اینکه دوباره نزد کاروان برود جواب داد و در پایان سلطان محمود به وزیرانش گفت:
حال فهمیدید چرا ایاز را دوست می دارم ؟
چه بسیارند افرادی که فکر می کنند وظایف خود را بدرستی انجام می دهند ولی نمی دانند چرا هیچگاه دیده نمی شوند؟
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
387.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شوت های غیر مترقبه 😂😂
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🔴با اين شرط من مدافع شما در قيامتم!
#نهج_البلاغه
💥وَاخْرُجُوا إِلَى اللهِ بِمَا افْتَرَضَ عَلَيْکُمْ مِنْ حَقِّهِ، وَ بَيَّنَ لَکُمْ مِنْ وَظَائِفِهِ. أَنَا شَاهِدٌ لَکُمْ، وَ حَجِيجٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَنْکُمْ
💠با انجام دادن واجبات ،حقوق الهی را ادا کنید، که وظایف شما را آشکارا بیان کرده و من گواه اعمال شما بوده و در روز قیامت از شما دفاع می کنم و به سود شما گواهی می دهم
#علی_شناسی
📘#خطبه_176
🌸🍃ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وعجل فرجهم🍃🌸
•┈┈••••✾•🌱🌸🌱•✾•••┈┈
#نهضت_نهج_البلاغه_دانشگاهیان
#جشنواره_ملی_نهج_البلاغه
#دانشگاه_های_استان_مرکزی
کانال خادمین نهج البلاغه استان مرکزی
https://eitaa.com/khadem_nahg_markazi
پيامبر صلي الله عليه و آله :
آيا شما را از شبيه ترينتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاق تر، نرم خوتر، به خويشانش نيكوكارتر، نسبت به برادراندينى اش دوست دارتر، بر حق شكيباتر، خشم را فروخورنده تر و با گذشت تر و درخرسندى و خشم با انصاف تر باشد.
كافى، ج 2، ص 240، ح 35
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
🔴🔵 امام حسن مجتبی (ع ) راجع به حضرت ولی عصر (عج ) چه گفته اند ؟
🌺روزگار پر آشوب عهد امام حسن مجتبی(ع) موجب شد که شیعیان نتوانند احادیث طولانی فراوانی از آن حضرت بشنوند و برای نسل های بعدی روایت کنند، از این رهگذر روایات مربوط به حضرت ولی عصر(عج) نیز از آن حضرت کمتر روایت شده است که آنچه به دست ما رسیده 8 روایت می باشد که در اینجا می آوریم:
"خوشا به سعادت کسی که روزگار او را درک کند و اوامر او را گوش فرادهد". (1)
🔴 بعد از امضای قرارداد صلح با معاویه برخی از شیعیان ناآگاه به خدمت امام حسن مجتبی(ع) رسیده، او را برای پذیرش صلح سرزنش کردند. امام حسن(ع) فرمود: شما نمیدانید که من برای شما چه کرده ام؟! به خدا سوگند آنچه من انجام داده ام برای شما از تمام این جهان سودمندتر است. مگر نمیدانید که من امام شما هستم؟! اطاعت من بر همه ی شما واجبست، و به صریح فرمایش رسول اکرم(ص) یکی از دو سروران جوانان بهشتی هستم؟! مگر نمیدانید که هنگامی که حضرت خضر(ع) کشتی را سوراخ کرد و جوانی را کشت و دیوار را تجدید بنا کرد حضرت موسی خشمگین شد، زیرا سبب و حکمت آنها را نمیدانست، ولی کارهای حضرت خضر در نزد خدا صحیح و بی اشکال بود. مگر نمیدانید:
🔷 که هر یک از ما بر گردنش بیعت طاغوت زمانش خواهد بود. به جز قائم ما که حضرت عیسی در پشت سر او نماز میخواند و خدای تبارک و تعالی ولادتش را مخفی نگه میدارد و خودش را در پشت پرده ی غیبت نهان میسازد تا به هنگام ظهور، بیعت احدی در گردن او نباشد". (2)
"نهمین فرزند برادرم حسین(ع) فرزند سرور کنیزانست، خداوند در زمان غیبت عمرش را بسیار طولانی میکند و آنگاه او را به صورت جوانی کمتر از 40 ساله ظاهر میسازد. تا دانسته شود که خداوند به هر چیزی قادر است." (3)
"این امر که فرارسیدن موعد آن را انتظار میکشید واقع نمیشود مگر بعد از آنکه برخی از شما برخی دیگر بیزاری بجوید، و برخی در صورت برخی آب دهان بیندازد و بعضی از شما بعضی دیگر را کافر بداند و یکدیگر را لعن کنند".
🔴عمیر میگوید عرض کردم: چنین زمانی چه ارزشی دارد؟ امام(ع) فرمود:
"همه ی خیرها در آن زمانست، زیرا قائم ما قیام میکند و همه ی این حوادث را از بین میبرد".(4)
"در زمان او درندگان با یکدیگر سازش میکنند، زمین گیاهانش را خارج میکند، آسمان برکاتش را فرو میفرستد، گنجهای نهفته در دل زمین برای او ظاهر میشود. بین شرق و غرب عالم تحت سیطره ی او در میآید. خوشا به سعادت کسی که زمان او را درک کند و به اوامر او گوش دهد
"جای یک پا نهادن در کوفه برای من از یک خانه در مدینه محبوبتر است".(6)
در روایات فراوانی از ارزش والای زمین در کوفه در عهد حضرت ولی عصر(عج) گفت و گو شده است، و آن بسیار طبیعی است، زیرا کوفه یایتخت حکومتی خواهد بود که بر زمین و زمان فرمانروایی خواهد نمود.
خوشبخت ترین مردم در زمان ظهور، مردم کوفه هستند".(7)
📚 منابع:
1 - یوم الخلاص، ص 374
2 - اعلام الوری، ص 401
3 - یوم الخلاص، ص 170
4 - بشارة الاسلام، ص 81
5 - یوم الخلاص، ص 374
6 - بحارالانوار، ج 52 ص 386
7 - یوم الخلاص،
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آبشاری در کالیفرنیا، در دقایقی از سپیده دم جهت تابش آفتاب به گونه ای می شود که کل آبشار یکپارچه آتش جلوه می کند !
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
@hamkalam
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📣 پیام رهبر انقلاب اسلامی درپی حادثه دردناک اسکله شهید رجایی بندرعباس:
🔹️مسئولان امنیتی و قضائی هرگونه سهلانگاری یا تعمّد را کشف و بر طبق مقررات پیگیری کنند
🔹️از مردمان پرگذشتی که در لحظهی نیاز آمادهی خون دادن به مصدومان شدند صمیمانه تشکر میکنم
🔹️درپی حادثه دردناک آتشسوزی در بندر شهید رجایی بندرعباس، حضرت آیتالله خامنهای در پیامی ضمن تسلیت به خانوادههای مصیبتزده، مسئولان امنیتی و قضائی را موظف کردند که هرگونه سهلانگاری یا تعمّد در این حادثه را بهطور کامل بررسی و کشف کرده و بر طبق مقررات پیگیری نمایند.
🖼 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
انا لله و انا الیه راجعون
حادثه دردناک آتشسوزی در بندر شهید رجایی موجب اندوه و نگرانی است.
مسئولان امنیتی و قضائی موظفند با بررسی کامل، هرگونه سهلانگاری یا تعمّد را کشف و بر طبق مقررات پیگیری کنند.
همهی مسئولان باید خود را در پیشگیری از حوادث تلخ و خسارتبار موظف بدانند.
اینجانب رحمت و مغفرت الهی برای جانباختگان و صبر و سکینه برای خانوادههای مصیبت زدهی آنان و شفای عاجل برای آسیبدیدگان این حادثهی تلخ مسألت میکنم و از مردمان پرگذشتی که در لحظهی نیاز آمادهی خون دادن به مصدومان شدند صمیمانه تشکر میکنم.
والسلام علیکم و رحمةالله
سیّدعلی خامنهای
۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
💻 Farsi.Khamenei.ir
جرعهای نهجالبلاغه 🌱
حکمت_346_نهج_البلاغه
وَقَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ
مَاءُ وَجْهِکَ جَامِدٌ يُقْطِرُهُ السُّؤَالُ، فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُهُ.
امام (عليه السلام) فرمود:
آبرويت جامد است و تقاضا آن را آب کرده، فرو مى ريزد. ببين آن را نزد چه کسى فرو مى ريزى.
🌸🍃ألّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وعجل فرجهم🍃🌸
•┈┈••••✾•🌱🌸🌱•✾•••┈┈
#نهضت_نهج_البلاغه_دانشگاهیان
#جشنواره_ملی_نهج_البلاغه
#دانشگاه_های_استان_مرکزی
کانال خادمین نهج البلاغه استان مرکزی
https://eitaa.com/khadem_nahg_markazi
اواخر شب بود.
امام على (علیه السلام) همراه فرزندش امام حسن (علیه السلام) کنار کعبه براى مناجات و عبادت آمدند.
ناگاه امام على (علیه السلام) صداى جانگدازى شنید.
دریافت که شخص دردمندى با سوز و گداز در کنار کعبه دعا مى کند و با گریه و زارى، خواسته اش را از خدا مى طلبد.
امام على (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام) فرمود نزد این مناجات کننده برو و ببین کیست و او را نزد من بیاور.
امام حسن (علیه السلام) نزد او رفت.
دید جوانى بسیار غمگین با آهى پر سوز و جانکاه، مشغول مناجات است.
فرمود ای جوان، اميرمؤمنان علی (علیه السلام) تو را می خواهد ببيند، دعوتش را اجابت كن.
جوان، لنگان لنگان با اشتیاق فراوان به حضور امام على (علیه السلام) آمد.
امام على (علیه السلام) فرمود چه مشکل و حاجتى دارى؟
جوان گفت حقیقت این است که من به پدرم آزار مى رساندم، او مرا نفرین کرده و اکنون نصف بدنم فلج شده است.
امام على (علیه السلام) فرمود چه آزارى به پدرت رسانده اى؟
جوان عرض کرد من جوانى عیاش و گنهکار بودم.
پدرم مرا از گناه نهى مى کرد و من به حرف او گوش نمى دادم، بلکه بیشتر گناه مى کردم تا این که روزى مرا در حال گناه دید.
باز مرا نهى کرد.
سرانجام ناراحت شدم و چوبى برداشتم و طورى به او زدم که بر زمین افتاد و با دلى شکسته برخاست و گفت اکنون کنار کعبه مى روم و براى تو نفرین مى کنم.
کنار کعبه رفت و نفرین کرد.
نفرین او باعث شد نصف بدنم فلج شود.
در این هنگام، آن قسمت از بدنش را به امام نشان داد.
بسیار پشیمان شدم، نزد پدرم رفته و با خواهش و زارى از او معذرت خواهى کردم و گفتم مرا ببخش و برایم دعا کن.
پدرم مرا بخشید و حتى حاضر شد که با هم به کنار کعبه بیاییم و در همان نقطه اى که نفرین کرده بود، دعا کند تا سلامتى خود را بازیابم.
با هم به طرف مکه رهسپار شدیم.
پدرم سوار بر شتر بود.
در بیابان ناگهان مرغى از پشت سر، حرکتى انجام داد که موجب شد شتر رم کند و پدرم از بالاى شتر به زمین افتاد.
به بالینش رفتم که دیدم از دنیا رفته است.
همان جا او را دفن کردم و اکنون خودم با حالى جگرسوز براى دعا به اینجا آمده ام.
امام على (علیه السلام) فرمود از اینکه پدرت براى دعا در حق تو به طرف کعبه آمده است، معلوم مى شود که از تو راضى است؛ اکنون من در حق تو دعا مى کنم.
امام به طرف کعبه ایستاد و در حق جوان دعا کرد و سپس دست هاى مبارکش را به بدن آن جوان مالید.
همان دم جوان سلامتى خود را بازیافت و سجده شکر به جاى آورد.
سپس امام علی (علیه السلام) رو به امام حسن (علیه السلام) کرد و فرمود بر شما باد نیکى بر پدر و مادر.
📚 منابع:
۱. بحارالانوار، جلد ۹۲، صفحه ۳۹۴
۲. جامع النورين، صفحه ۱۸۵
کانال داستان بچههای مدرسه 👇
https://eitaa.com/hamkalam