👌 با جان و دل اگر بشنویم، قصه هایی دارند برای ما و نسل های آینده. قصه هایی واقعی از زندگی دسته گلهایی که با هزار سختی پرورش دادند، اما به وقتش دل کندند از این دسته گلها، یکی هم نه، دو تا و بعضی اوقات هم بیشتر.
💠 قصه امروزمان، قصه یکی از همین مادران است، مادری که خیلی سختی کشید در زندگی اش و غم دو جگر گوشه اش را هم دید، اما به قول خودش، هیچ ندید به جز زیبایی.
📖 عروس حاج غلامحسین
✍️ به قلم خانم: سکینه صفرزاده
📇 انتشارات: حماسه یاران
✅ روایت مادرانه ای است از زندگی حاجیه خانم راضیه صادقی، مادر شهیدان اسحاق و مجید اسحاقی. خانواده اسحاقی، یازده شهید تقدیم اسلام و انقلاب کردند. یکی از نکات جالب در این کتاب، استقامت و صبر این مادر شهید است که به خاطر وصیت پسرانش، نه مشکی پوشید و نه اشکی ریخت، محکم ایستاد و حتی سنگ صبور اعضای دیگر خانواده اسحاقی شد بعد از شهادت عزیزانی که بعد از پسران خودش، به شهادت رسیدند.
📃 برشی از کتاب:
یک لحظه همهجا برایم عوض شد. دیگر در این عالم نبودم؛ اصلا من خودم نبودم. از صحنهای که میدیدم، ماتم برد. قبر در برابر چشمانم اتاق بزرگی شد با نورافکنهای زیبا و نورانی. اتاق پسرم گلستانی بود پر از گلها و سبزههای زیبایی که دیگر هیچوقت نظیر آنها را در دنیا ندیدم. خدا میخواست نه بترسم و نه آن لحظه بقیه را از موضوع آگاه کنم؛ انگار خدا دلم را وسعت داده بود و میخواست جایگاه اسحاق را نشانم دهد که آرام بگیرم و اشک نریزم....
#عروس_حاج_غلامحسین
#روایت_مادرانه
#زندگی_شهیدان_اسحاقی
#انتشارات_حماسه_یاران
@hamkhaniketab