آشنا ها را دریابید
#زیرخاکی
https://eitaa.com/hamnin403
سیدنا با کاپشن خدایی خودمم ندیده بودم🖤✨️
ولی کاپشن خیلی به سید میاد ها🥹
گنگ بالا 😎
#زیرخاکی
https://eitaa.com/hamnin403
عکس که خیلی زیباست ولی دست حاجی رو نگا کن 🥹
حاجی با مُد روز پیش میره🥹
#زیرخاکی
https://eitaa.com/hamnin403
اندازه یه بند انگشتمم نیستی 😂
#زیرخاکی
https://eitaa.com/hamnin403
سیده مریم دختر کوچیک سید 🖤✨️🥹
#زیرخاکی
https://eitaa.com/hamnin403
هدایت شده از طر؋ــבاربهترینها(حامـב،حسنین)
مراسم گرامیداشت شهید آرمان فلسطین سردار سرلشکر پاسدار حاج محمدسعید ایزدی(حاج رمضان)
قاری قرآن: استاد حامد شاکرنژاد
مداح اهل بیت: حاج مهدی رسولی
زمان: روز جمعه ۲۰ تیرماه ساعت ۱۷ تا ۱۸:۳۰
مکان: شهرک شهید محلاتی مسجد پیامبر اعظم(ص)
هدایت شده از فٰاکـــــِــهَةُ القُرا و شَمسُ القُرا .
شبتون به زیبایی صلابت دختر حیدر... 🫀✨🌙
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود)))!
تو خواهر شهیدی، مادر شهیدی، فرزند شهیدی، عمه شهیدی، و خواهر هفت برادر شهیدی ولی همچنان استواری مانند علی (ع) 🖤❤️🩹
ای ابتدای غربت بی انتها فرات
ای شاهد همیشگی ماجرا فرات
با دسته بسته رفتم از این کربلا فرات
با داغ مانده بر دلم از یار رفته ام
واللهِ پیر کرده مرا در جوانی ام
دانی چرا چنین شده قد کمانی ام؟
تا شام رفته ام، سر بازار رفته ام
آه ای فرات، خسته ام از ماجرای شمر
یادم نرفته طعنه و آن حرف های شمر
مانده هنوز روی پرم، جای پای شمر
هدایت شده از فٰاکـــــِــهَةُ القُرا و شَمسُ القُرا .
٠٠:٠٠
«تایم»
عالم به فدای سر پسر فاطمه (ع) ❣🌱
زمانی که حضرت زینب (س) به گودی قتلگاه رفتن و بالای بدن برادر نشستن، شکایت نکردن از خدا فقط گفتن: این قربانی را از ما قبول کن... وَاللَّـه که دختر علی و فاطمه هستی)؛
هدایت شده از فٰاکـــــِــهَةُ القُرا و شَمسُ القُرا .
دیروز اسیران کربلا به کوفه رسیدند و چه رسیدنی؛ بدون امام، بدون علمدار، بدون برادر، بدون فرزند، بدون جوانان، بدون شیرخواره
از زمان رسیدن به کوفه حضرت زینب (س) خطبه می خواندند، اولین مجلس که امت پیامبر وارد آن شدند مجلس؛ عُبیدالله بن زیاد بود، دختر شیر خدا جوری با صلابت خطبه می خواندند که عُبیدالله بن زیاد پرسید: این زن دیگر کیست؟؟
گفتند؛ او دختر علی بن ابی طالب است.
تا اسم علی را شنید به سرش زد حضرت را اذیت کند، اما هر چه میگفت حضرت زیبا و استوار جواب میدادند)))
تا به مجلس یزید ستمکار رسیدند، آنقدر خطبه های برای فاش کردن یزید و همدستانش خواندند که کم کم مردم فکر کردن حق با حسین بن علی بوده. عمر به یزید گفت: امیر اگر زینب (س) اینگونه ادامه دهد رسوا می شویم.
یزید به فکری افتاد که حضرت را ساکت کند، دستور داد سر حسین بن علی را بر روی نیزه زده و مقابل حضرت زینب (س) قرار دهند که دیگر ادامه ندهد.
حضرت در حال خطبه خواندن بود که متوجه شدند نگاه ها به یک سمت رفته برگشتند و سر برادر را مقابل خود دیدن؛ شروع به صحبت با حسین (ع) کردند و فرمودند: مادر و پدر و جدم رسول الله به من از این ماجرا ها گفته بودن، گفتن حسین (ع) در کربلا شهید می شود، گفتن به اسارت گرفته می شوم، گفتن در مقابل یزید می ایستم
ولی نگفته بودند سر برادر را مقابل خود می بینم... 💔🥺
امان از دل شکسته زیـــــنب (س) ❤️🩹