eitaa logo
همراه با قرآن کریم📖
90 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
47 ویدیو
1 فایل
⭕همراه با قرآن کریم https://eitaa.com/hamrahbaquran خادم القرآن گمنام
مشاهده در ایتا
دانلود
✅طرح امت سازی نبی اکرم (ص) با اقامه و ❌ و نقشه جریان یهودسازی برای پراکنده سازی جامعه با برپایی و تجارت پیامبر برای تعلیم و تزکیه و تلاوت آمده و یوم الجمعه ای دارد که محور ذکر است و باید مردم جمع بشوند و ذکرشان را بگیرند و منتشر بشوند اما کسانی هستند این بساط را با الهاء و تجارت به هم می زنند «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً» همین که حضرت مشغول خطبه خواندن می شدند اینها جمعه بازار راه می انداختند و بعد هم طبل و دهل می زدند. حضرت ایستاده بودند و مردم رها می کردند و سراغ بازار می رفتند «انْفَضُّوا إِلَیها وَ تَرَکوک قائِماً» جز اندکی از افراد کسی باقی نمی ماند. ✅ اگر رزق می خواهید که رزق پیش خداست «وَ اللَّهُ خَیرُ الرَّازِقینَ» این لهو است، این که رزق نیست. این سر و صدایی که شما را از رسول جدا می کند که درونش رزق نیست! 👈ما عندالله که محضر رسول خداست. محضر خدا را رها کردید به دنبال چی می گردید؟ فرمود بنده ای که در نمازش عجله می کند خدای متعال می فرماید این بنده من دنبال چه چیزی است؟ خیال می کنی که کارت به دست دیگری است که نمازت را تند می خوانی که بروی؟ چه کسی می خواهد گره کارت را جز من باز کند؟ من را رها می کنی که بروی تا یک شخص دیگر گره کارت را باز بکند؟ رسول را رها می کنید و دنبال چه هستید؟! 🤔آیا این لهو و تجارت همیمنطوری به پا می شد؟! اینطوری نیست؛ داستان الهاء است. الهاء یعنی ایجاد لهو و غافل کردن و بساط الهاء درست کردن. اینهایی که می خواهند راه را ببندند وقتی می بینند مردم به تدریج دارند دور این پیامبر جمع می شوند کارشان این است که می گویند بیایید لهو و تجارت به پا کنید تا مردم مشغول شوند و رسول تنها بماند. لذا آنهایی که این لهو را به پا می کنند خودشان حقیقت واصل لهو هستند! ماجرای سقیفه داستان الهاء است که بعد از رحلت وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش آمد و پیامدهای سنگینی برای دنیای اسلام داشت و تا دنیای ظهور و بعد از آن هم باقی خواهد ماند!
✅اثرات ذکر و ذکر حقیقی ذکر هم ابتدائا ظاهرا نماز جمعه است «فَاسْعَوْا إِلی ذِکرِ اللَّهِ» بیایید در نماز شرکت کنید ولی در قرآن به خود صلی الله علیه و آله و سلم تطبیق شده است به یک معنا ای است که رسول ایستاده و می خواهد ما را به برساند. «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیکمْ ذِکرا * رَسُولا»(طلاق/۱۰-11) اوست و هرکسی در عالم متذکر به خدای متعال می شود و قلب و قوای او نورانی به می شود، درخششی از نور نبی اکرم در وجود او تجلی کرده است و تأثیر ذکر رسول است. اگر کسی رزق ذکر داشته باشد، این رزق ذکر یک شعاعی از نورانیت این وجود مقدس است. لذا در ذیل این آیه که خدای متعال می فرماید «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب »(رعد/۲۸) اگر قلبتان نورانی به شد و در محضر خدا قرار گرفت، به می رسد. آرامش این قلب و این گوهر وجودی انسان، که بی نهایت قیمت دارد و آنقدر با عظمت است که اگر همه دنیا را در آن بریزی آرام نمی شود، وقتی به محضر حق می رسد آرام می شود و این خیلی سرمایه عجیبی است. عوالم را به او بدهی آرام نمی شود. «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب » باید بیاید و در محضر خدا حضور پیدا کند و وقتی در محضر خدا قرار گرفت آرام می شود. این یک معنای این آیه است یا اگر خدای متعال توجه به این قلب کرد، این یاد خدا از عبد قلب را آرام می کند و تا زمانیکه خدا توجه نکند این قلب آرام نمی شود. «بِمُحَمَّدٍ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب » با وجود مقدس ایشان قلب آرام می شود «وَ هُوَ ذِکرُ اللَّهِ وَ حِجَابُه » ذکر اوست. 💐امام صادق علیه السلام فرمودند خدای متعال برای عبادات، حد قرار داده ولی برای ذکر حد قرار نداده است و فرموده «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکرُوا اللَّهَ ذِکراً کثیرا»(احزاب/۴۱) یعنی ذکرتان بی حد شود و همه زندگی تان ذکر بشود و حتی خوابتان هم ذکر بشود. این وقتی است که شما گرد این کلمه ذکر جمع می شوید و پرتویی از حضرت در قلب شما می تابد. اگر این تجلی تابید، اهل ذکر می شوید و انتشارتان می تواند همراه با باشد ولی باز باید مراقبه کنید که در طول این هفته تا جمعه بعد و بیعت بعد و ذکر بعد وارد وادی غفلت نشوید. شیطان سر راه نشسته و قوای شیاطین هستند.   وقتی بر گِرد حقیقت ذکر الهی جمع شدید و او ذکر را به شما داد آن موقع باب برایتان باز می شود. این حرف در باب رسول و معصوم درست است و آنها باید به آدم ذکر بدهند «ذِکرُکمْ فِی الذَّاکرِین » پرتو ذکر امام❤️ است و به کسی ذکرالله نمی دهند. ذکرالله چیزی نیست که به کسی بدهند اما این را به ❤️ معصوم می دهند. این سر الهی است و باید پرتویی از او در ما تجلی کند و آن موقع می توانیم منتشر بشویم و با انتشار ذکر می توانیم اهل ذکر کثیر بشویم و مراقبه کنیم و با ذکر زندگی کنیم.
❌ یهود بر اساس دو نکته خیال می کردند که باید هدایت دست آنها بیافتد که اگر پیامبری باشد باید از ما باشد و اگر بناست کسی دست مردم را بگیرد و به سمت خدا ببرد، آن ما هستیم. آن دو خصوصیت چیست؟ یکی اینکه می گفتند ما حامل کتاب هستیم و کتب آسمانی پیش ماست و اگر بناست کسی مبعوث بشود ما هستیم. دوم اینکه می گفتند ما از اولیاء خدا هستیم و ما باید دست مردم را بگیریم. قرآن هر دو را نفی میکند؛ اول اینکه بزرگتر مردم باید حامل یک حقیقتی از طرف خدا باشد و الا بزرگتری یعنی چه؟ چه کار می توانی برای مردم بکنی؟ دوم اینکه باید از اولیاء خدا باشد و هر دو را خدا در باب اینها نفی می کند. به علمای یهود خطاب می کند شما کجا به نور کتاب رسیدید که بتوانید چراغ دیگران باشید؟ چهار پایی هستید که کتاب روی دوشتان است اما این که می گویید ما از اولیاء خدا هستیم و دست مردم را ما باید بگیریم و برسانیم، این را قرآن به شدت نفی می کند و اصلا اینطوری نیست. شما ظرفیت این کار را ندارید «قُلْ یا أَیهَا الَّذینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کنْتُمْ صادِقین »(جمعه/۶) اگر کسی بخواهد جلوی مردم راه بیافتد و مردم را از دنیا بزرگتر کند خودش باید از دنیا بزرگتر شده باشد. شما دهانتان بوی شیر می دهد و شما عاشق دنیا هستید و سرتان در آخور دنیاست. شمایی که هر روز حریص تر و آمیخته تر به دنیا می شوید. شما می توانید دل مردم را از دنیا بزرگتر کنید؟! شما اولیاء خدا هستید؟! شمایی که مشتاق دنیا هستید و آرزویتان این است که به تعبیر آیه سوره بقره «لَوْ یعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ»(بقره/۹۶) بیشتر از هزار سال در این دنیا بمانید؟ شمایی که بی قرار نشدید و بزرگتر نشدید و سر از پنجره دنیا بیرون نکردید و با عوالم غیب مأنوس نیستید؟ وقتی آدم را از شیر می گیرند، عرب از این به فطم تعبیر می کند، شما از دامن دنیا جدا نشدید و دارید از سینه دنیا می دوشید و می نوشید و هنوز به دوران فطم نرسیدید و شیرخواره هستید. شما می خواهید راه خدا را برای دیگران باز کنید؟ کسی می تواند این کار را بکند که پایش روی عرش است ولی شما دلتان در فرش است. شما می خواهید مردم را ببرید؟ اگر بزرگتر مردم کسی شد که دنیا را دوست دارد و مشتاق مرگ نیست، همه را ترسو بار می آورد. همه مردم سر دنیایشان همه چیزشان را می بازند. بزرگ تر مردم باید پایش روی فرق دنیا باشد. قرآن داستانشان را در سوره بقره توضیح می دهد که آن ها با جبرئیل دعوایشان می شود که چرا وحی را بر این پیامبر آوردی؟ خدای متعال می فرماید بی انصاف ها، جبرئیل چه کاره است؟! «قُلْ مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْریلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی قَلْبِک بِإِذْنِ اللَّه »(بقره/۹۷) او بدون اذن کاری نمی کند. قرآن را بإذن الله بر قلب تو آورده و اگر خدای متعال اجازه می داد به این علمای یهود هم می داد. آنها با خدا و جبرائیل سلام الله علیه دعوا می کنند که چرا وحی را به برای پیامبر آورده.
👈ظاهر سوره جمعه راجع به حضرت رسول اکرم (ص)و یهود است و باطن آیه راجع به است و حضرت فرمود هرچه در قوم حضرت موسی به پا شد طابق النعل بالنعل در قوم من هم به همان شکل به پا می شود. از دل قوم حضرت موسی، یهودی بیرون آمدند که هیچ دینی ندارند. اینها غیر از کلیمی هایی هستند که به حضرت موسای کلیم معتقدند نه این یهود. 💐حضرت در نهج البلاغه راجع به مروان می فرماید «إِنَّهَا کفٌ یهُودِیة»[ دعوایشان با خدای متعال و جبرئیل سر این است که چرا دستور وصایت برای امیرالمؤمنین آمد و ما رسول نشدیم؟! لااقل ما باید وصی می شدیم و راه را ادامه میدادیم. چرا او باید راه خدا را ببرد؟ خیال می کنند که من باشم و تو نباشی است. شما می توانید مردم را به خدا برسانید؟ شما می توانید خلیفة الرسول باشید؟! امیر المومنین ❤️ تنها قائم عالم است و می خواهد همه عالم را به خدا برساند. همه باید دور او جمع شوند تا در راه خدا قیام کنند. همه زمین خوردند و اگر فقط دستشان را به دست او بدهند سر پا می شوند. او آمده دست همه را بگیرد تا سر پا کند. مگر آسان است؟ «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی »(سبأ/۴۶) او ایستاده و می خواهد همه عالم را در بندگی سر پا کند. اما نگذاشتند و بساط الهاء به پا کردند. آیا شما از این امپراتوری بزرگ عالم بوی خدا می شنوید؟ دعوایشان سر چیست؟ خدا دهانشان را بشکند، بعضی فیلسوف های اجتماعی غرب یک تعبیری گفتند که آدم اصلا خجالت می کشد بگوید. اینها می گویند اگر ما در غرب به پیشرفت رسیدیم علتش این است که خدا در غرب مرده است. جیفه ها مردارها، شما از خدا جدا شدید و مرده اید، خدا مرده است؟! شما به خدا پشت کردید، خدا می میرد؟! شما به دریا پشت کنید شما زنده می مانید. 👈این ادامه همان دستگاه است. گفتند یا مسیر را دست ما می دهی و یا اگر دست ما نمی دهی کل مسیر را می بندیم و این بساط الهاء و داستان سقیفه است. شیطان وقتی خلیفه نشد گفت پس راه را می بندم. خدا فرمود مهم نیست، راه من باز است و هر کس دنبال تو آمد جهنمی می شود «لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْک وَ مِمَّنْ تَبِعَک مِنْهُمْ أَجْمَعین »(ص/۸۵) تو که نمی توانی راه من را ببندی. تو می توانی سد امیرالمؤمنین بشوی؟ تو کار خودت را کن. تو و هر کسی که در راه تو آمد جهنمی می شوید. من راه بهشت را به دست تو نمی دهم. راه بهشتی ها را هم تو نمی توانی ببندی. آنهایی که همراه تو می آیند مثل خودت هستند و تو و اتباعت جهنمی می شوید. شمایی هم که می خواهید دنبال حضرت امیر بروید همه تان بهشتی می شوید. کسی که جنس تو نیست که دنبال تو نمی آید. ✅وجود مقدس فاطمه زهرا💛 سلام الله علیها پا در میدان گذاشتند تا این بساط الهاء را جمع کنند و جمع هم کردند. این محیط ذکری که هنوز شما در عالم می بینید، پرتو حضرت زهراست که راه ما را به سوی امیرالمؤمنین باز کرده است. وقتی ظهور می شود، نور امیرالمؤمنین در عالم تجلی می کند. امام زمان این نور را تجلی می دهد و نور امام زمان از وجود مقدس حضرت زهراست «سَلامٌ هِی حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْر»(قدر/۵) مطلع الفجر عالم از متن این شب قدر تجلی می کند «أُخْرِجُ مِنْ ذَلِک النُّورِ أَئِمَّةً یقُومُونَ بِأَمْرِی » به ملائکه فرمود تمام انوار ائمه را من از این وجود مقدس در عالم نازل می کنم. ظهور مزد حضرت زهراست. ایشان پرده ظلمت را جمع کرد و البته خیلی سخت بود. وسط آتش رفتند و آتش را خاموش کردند ولی خیلی سخت شد. ایشان تا پای جانشان ایستادند. حتی تا پای جوان مرگیشان هم ایستادند. اگر بنا بود ماندنشان کنار امیرالمؤمنین راه را باز کند دعا می کرد خدایا با همین حال من ده ها سال بمانم ولی چون شهادت در جوانی آخرین حجت امیرالمؤمنین بود و اختفاء قبرش آخرین حجت بود و تشییع جنازه مخفیانه اش آخرین حجت بود، عرضه داشت «اللهم عجل وفاتی سریعا» ببینید که ایشان چه حجت بزرگی در عالم گذاشتند.
🔴 تلاش و اقدامات منافقین درجهت شکستن روابط بین امام و امت، است چرا که یکی از رابطه های موجود در جامعه مؤمنین، روابط مالی و اجتماعی است که اگر از محور ❤️ خارج شود، بر مدار دنیاطلبی و منفعت قرار می گیرد.
💠در سوره جمعه و منافقون یک شمایی از طرح کلی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و صف آرایی دشمنان و نقشه های آنها ذکر شده است. 💠در سوره منافقون بعد از معرفی این جریان و این که اینها به سبب فسقشان مستحق رحمت و مغفرت نیستند و استغفار و اقدام حضرت برای تطهیر جبهه آنها نیست دو طرح منافقان؛ که در قرآن آمده است: ❌ طرح پراکنده کردن و ایجاد انفضاض که در سوره جمعه به تجارت و لهوی که برای پراکنده کردن امت از حول وجود مقدس نبی اکرم ؛ اشاره شده است. 👈 یعنی در مقابل حضرت که می خواهد اقامه ذکر الهی کند تا عالم مسجد بشود آنها بساط لهو و تجارت به پا می کنند و عالم را به محیط لهو و تجارت تبدیل می کنند. ❌ ادامه آن طرح هم این است «لَا تُنفِقُوا عَلَی مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی ینفَضُّوا»(منافقون، 7) یعنی مردم وقتی جلب و دلخوش به لهو و تجارت شدند امکانات را از آنها دریغ می دارند که از دور حضرت پراکنده شوند؛ لذا برای پراکنده سازی امت حضرت دستور به محاصبره حضرت و منع کردن از امکانات می دهند. فراعنه امروز عالم هم همین هستند. 👈 یادم است دهه های گذشته یکی از این متفکرین و عُمَد فکری و پرچم داران فکری عُمَد نار و آمریکا گفته بود که ما اجازه نمی دهیم که اسلام مسلمان ها و جمهوری اسلامی با امکانات و با تمدن ما بجنگند و ما این امکانات را از آنها دریغ می کنیم و این طرح دشمن است. 👈 خدای متعال در مقابل این طرح یک پاسخی به منافقین و یک دستوری به ما می دهد، پاسخی که به منافقین می دهد این است «وَ لِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَکنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یفْقَهُونَ» یعنی خزائن این امکاناتی که در دست شما است در محضر خدای متعال است. اگر جبهه حضرت با پول ریختن اصلاح و ساخته می شد ما خودمان درهای خزائن را باز می کردیم؛ اما جبهه حضرت با استقامت و صبر و عبور از مشکلات ساخته می شود و شما هم به طرح حضرت کمک می کنید. تکلیفی هم که بر ما معین می کند این است «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکمْ أَمْوالُکمْ وَ لا أَوْلادُکمْ عَنْ ذِکرِ اللَّهِ وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِک فَأُولئِک هُمُ الْخاسِرُونَ * وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِی أَحَدَکمُ الْمَوْتُ فَیقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنی إِلی أَجَلٍ قَریبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکنْ مِنَ الصَّالِحین»(منافقون، 9-10) یعنی حساب شما با آنها سواست. آنها امکاناتشان نباید خرج جبهه حضرت بشود؛ زیرا در جبهه سستی ایجاد می کند؛ ولی شما باید امکانات تان را از وجود نبی اکرم که ذکر الهی است دریغ نکنید و به پای حضرت بریزید و برای حضرت خرج کنید. فرصت کوتاهی است و تا قبل از اتمام فرصت شما وقت دارید که امکانات تان را خرج حضرت کنید. وقتی فرصت تمام شد دیگر آرزو می کنید به شما یک فرصت کوتاهی بدهند تا امکانات تان را صدقه بدهید و صدق خودتان را اثبات بکنید تا جزو صالحین بشوید؛ ولی فرصتی دیگر نیست زیرا «وَ لَنْ یؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُون» شما در فرصت کوتاه باید با سرعت و سبقت اقدام کنید و جای تسویف و تأخیر و به امروز و فردا انداختن نیست. وقتی دشمن کار را سخت می کند شما باید امکانات تان را پای حضرت بریزید و این بهترین انفاق است. حاصل این انفاق هم اصلاح خود انسان است و الا خدای متعال می تواند بدون این که ما امکانات مان را خرج کنیم جبهه حضرت را تأمین کند؛ این که به ما می گویند امکانات تان را برای حضرت خرج کنید برای این است که «وَ أَکنْ مِنَ الصَّالِحین» ما می خواهیم دور حضرت یک امت صالحی باشیم؛ وقتی امت صالح می شویم که امکانات مان را به حضرت برسانیم. اگر نرساندیم، امت صالح و تطهیر نمی شویم؛ زیرا خدای متعال به حضرت می فرماید «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیهِمْ»(توبه۱۰۳). 🔴فسق منافقین در قطع رابطه امام و امت دشمن آن روابط مالی و اجتماعی ای که باید در جامعه مومنین باشد را قطع می کند قرآن می فرماید «و الذین ینقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یوصَلَ وَ یفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ»(رعد، 25) «إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» آنها هستند. این جریان نفاق که دنبال حاکمیت هستند از ادعای شهادت و یمین ها و قسم هایشان استفاده می کنند که قدرت را به دست بگیرند اما فاسق هستند زیرا آن رشته ای را که خدای متعال دستور داده رشته که برقرار کنید، قطع می کنند. در روایات فرمودند که آن رشته اهل_بیت است. باید این رشته برقرار بشود و تمام روابط اجتماعی مومنین حول این رشته باشد؛ حتی اگر پول خرج می کنند باید در این مسیر خرج بشود؛ اگر صلح یا دشمنی یا دوستی می کنند؛ باید بر محور باشد.
👈وقتی این روابط مالی به هم می ریزد، یک چیزی به نام تأمین اجتماعی و بیمه درست می کنند. این کجا جای روابط اسلامی را می گیرد و چطور در آن رشد اتفاق می افتد؛ این رابطه که شما به زور از یک عده ای مالیات بگیرید و به یک عده دیگری بدهید، رشد اجتماعی نمی آورد.! آن رابطه مالی اصلاح می کند که مبتنی و بر محور ❤️ است؛ که جمع المال می شوند و نه فقط انفاق می کنند بلکه مواسات هم می کنند؛ یعنی مشکل خودش و برادرش را یکسان می بیند که این امکانات را خرج خودم یا خرج همسایه ام بکنم و اگر مشکل او مهمتر است خرج او می کند. شکل می گیرد یعنی مشکل خودش بیشتر از اوست ولی باز هم خرج او می کند. خودش گرسنه می ماند و لقمه نانش را به مسکین و یتیم و اسیر می دهد. این است. آنها زیربنای آن را قطع می کنند و وقتی قطع شد دیگر نمی شود روبنایش را روابط مالی اسلامی را بگذارید. قرآن می فرماید که اگر منافقین و فاسقین بیایند، آن روابط را به هم می زنند زیرا اینها فاسق هستند و تمام روابط را از مدار امام خارج می کنند. شما مومنین وظیفه تان این است که آن روابط را احیای کنید. «لا تُلْهِکمْ أَمْوالُکمْ وَ لا أَوْلادُکم» شما جای آنها را پر کنید؛ هرچه دشمن سخت تر می گیرد شما بیشتر انفاق کنید. جبهه مومنین باید اینطور باشد «و سَارِعُوا إِلَی مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّکمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ»(آل عمران، 133) فرصت را از دست ندهید و با سرعت به طرف بهشتی بروید که خدای متعال برای متقین آماده کرده و همه چیز در آنجا آماده است و لازم نیست شما با خودتان چیزی ببرید. اولین صفت متقین این است «الَّذِینَ ینفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ»(آل عمران، 134) در بیشتر از شرایط آسانی می کنند؛ یعنی هرچه دشمن فشار می آورد آنها روابط مالی شان بهتر می شود. شرایط اجتماعی ما الان اینطور است یعنی الان دشمن با تمام وجود فشار می آورد و بر فرض که اگر دولت هم خطا نکند و تعمدی نباشد و اقتصاد مردم را گروگان برجام ها نگرفته باشند؛ که حالا ان شاء الله اینطوری نیست؛ اما دولت جای ما را نمی گیرد. هرچه هم دولت هزینه کند جامعه اسلامی اینطور ساخته نمی شود. ما خودمان باید روابط مان روابط و باشد؛ تا بشویم و درست بشود. آیا اقوام نمی توانند برای این که سد ثغور اسلام بشود ضعفای اقوام خودشان را در محبت نبی اکرم جمع و جور کنند؟! یک موقع آدم شکم های گرسنه و پاهای برهنه و بدن های عریان و اندام های تکیده را می بیند و عاطفه آدم تحریک می شود و انفاق می کند که خوب است؛ ولی این انفاق عالی نیست؛ انفاق عالی این است که انسان برای و برای این که دلهای تشنه را به خدا برساند و برای این که سد ثغور جامعه حضرت را بکند می کند که این فوق العاده است. زیرا «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِم بِهَا وَ صَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلَاتَک سَکنٌ لَّهُمْ»(توبه، 103) یعنی عالم را تطهیر می کند. این مال را وقتی به حضرت می رسانی جانت اصلاح می شود و خودت می شوی. در آیه یک اضافه هم دارد که انوار مردم را به مرحله سکونت و آرامش می رساند که همه امکاناتش را می دهد ولی آرام است. ✨مثل اصحاب سیدالشهداء که خونشان را می دادند اما آرام بودند؛ این به دلیل آن صلوات است؛ چون وقتی جانت را به امام وصل می کنی جانت تطهیر می شود و الا امام چه احتیاجی دارد؛ شب عاشورا به حبیب فرمود: بروید، ولی وقتی حبیب می ماند و خودش را متصل می کند، امام او را تطهیر می کند. صلوات حضرت است که آنها را به مرحله سکینه و طمأنینه و آرامش نفس می رساند. روابط جامعه مومنین باید اینطوری باشد اما منافقان این روابط را به هم می ریزند. قرآن می فرماید «لا تُلْهِکمْ أَمْوالُکمْ وَ لا أَوْلادُکمْ عَنْ ذِکرِ اللَّه» هرچه آنها تلاش کردند تا به هم بریزند، شما این روابط را مستحکم کنید و همه چیزتان را پای حضرت بریزید. این کلمه ذکر است که آمده تا عالم شما را عالم ذکر کند. اگر حول او جمع شدید همه عالم ذکر می شود و بازار و مدرسه و اداره تان هم مسجد می شود. لذا اگر رفتید ذیل منافقین آنها میکده به پا می کنند و در میکده نماز هم لهو است.
💠آیت الله میرباقری: ❌ در دنیای اسلام به دنبال است.
❌نقشه دوم منافقین این است که «لَئِنْ رَجَعْنا إِلَی الْمَدینَةِ لَیخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ»(منافقون، 8) یعنی اگر ما به مدینه برگردیم عزیزها اذل را خارج می کنیم. برای این آیه یک شأن نزولی گفتند که عبدالله بن ابی بعد از جنگ در راه گفت که برگردیم مدینه مهاجرین و حضرت را از مدینه بیرون می کنیم. این ظاهر تعبیر است ولی باطن طرح منافقین این است که به مدینه رجوع کنند. حضرت یک مدینه النبی و بلد الامین درست کردند؛ البته وقتی مدینه نبی و بلد امین است. که همه چیز بر مدار روح و جان نبی اکرم باشد. همانطور که ائمه علیهم السلام عناصر الابرار هستند و اگر کسی جزو ابرار شد عناصر وجودیش از محیط ولایت امام جاری می شود؛ ارکان البلاد هم هستند یعنی اگر بلدی حول امام جمع شد رکنش روح امام است. 🔴🔵محوریت و میزان اعمال در شهر نبی اکرم و شهر ولات طاغوت نقشه دوم منافقین این است که «لَئِنْ رَجَعْنا إِلَی الْمَدینَةِ لَیخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ»(منافقون، 8) یعنی اگر ما به مدینه برگردیم عزیزها اذل را خارج می کنیم. برای این آیه یک شأن نزولی گفتند که عبدالله بن ابی بعد از جنگ در راه گفت که برگردیم مدینه مهاجرین و حضرت را از مدینه بیرون می کنیم. این ظاهر تعبیر است ولی باطن طرح منافقین این است که به مدینه رجوع کنند. حضرت یک مدینه النبی و بلد الامین درست کردند؛ البته وقتی مدینه نبی و بلد امین است. که همه چیز بر مدار روح و جان نبی اکرم باشد. همانطور که ائمه علیهم السلام عناصر الابرار هستند و اگر کسی جزو ابرار شد عناصر وجودیش از محیط ولایت امام جاری می شود؛ ارکان البلاد هم هستند یعنی اگر بلدی حول امام جمع شد رکنش روح امام است. 🤔شهر چطور درست می شود؟ انسان هایی هستند که یک نظام نیازمندی هایی دارند و دور هم جمع می شوند و متناسب با نظام نیازمندی هایشان ساختار طراحی می کنند: بیمارستان و شبکه بهداشت و شبکه آموزش می خواهند و بازار می خواهند. فیزیک شهر تجسد روح آدم هایی است که در این شهر زندگی می کنند. اگر می خواهید نظام نیازمندی و ارضاء یک مردمی را ببینید که چطور تأمین می کنند، به فیزیک و تجسد شهر نگاه کنید. شهر مومنین پر از مسجد است. اگر یک شهری رفتید که مسجد ندارد بدانید اینها اهل عبادت نیستند. اگر دیدید در یک شهری میکده است بدانید اینها اهل حرام هستند. فیزیک شهر، فرهنگ مردم نیازمندی های مردم تجسد نیاز و ارضاء مردم است. این نیاز و ارضاء را هم ولات جامعه درست می کنند. مدیران مادی و مردم حریص به دنیا درست می کنند. تمام نیازمندی هایشان حول حرص به دنیاست؛ و مسجدشان فرع بر میکده و بازارشان است. بازار درست می کنند و آدم های سودجو و منفعت طلب و انسان بازار درست می کنند که نیازهایش حول نیازهای مادی و بر محور نفسش است. هر شهری تجسد روح ولاتش است و آنها هستند که ارواح را می سازند و ارواح هستند که شهر را می سازند. شهر مومنین یک جور است شهر کفار یک جور دیگر است. شهرهای مومنین بر محور مکه ساخته می شود. شهرهای مادی بر محور قبله خودشان است. مثلاً قبله شان نیویورک است و همه چیزشان صبغه آن قبله را دارد. مدینه حضرت مدینه قبله است و بیت حضرت قبله همه بیوت و شهرش قبله همه شهرها است. همه چیز در شهرهای مومنین رنگ مدینه الرسول دارد و مدینه الرسول صبغه روح نبی اکرم را دارد. اوست که ارواح را سیراب می کند و ارواح دور هم جمع می شوند و برای پرستش خدای متعال شهر می سازند؛ شهر عبادت است نه شهر شیطنت. تمام نیازها بر محور مسجد است. «رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَیعٌ عَن ذِکرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءِ الزَّکاةِ»(نور، 37) در این شهر و در این بیت النبی بازارشان مسجد می شود. همه چیز بر مدار توحید و بر مدار میزان حق می چرخد. «وَ الْوَزْنُ یوْمَئِذٍ الْحَقُّ»(اعراف، 8) روز قیامت آن موقع که ترازوی حق را می گذارند این جامعه همه چیزش دارای وزانت است. ولی در قیامت آنهایی که دور کفار و منافقین جمع شده بودند وقتی آن قارعه قیامت می آید و آن بساط به هم می خورد، ترازوهایشان سبک می شود. در شهری که شهر حول نفاق و کفر است همه ارزشها مادی است و قیمت ها همه مادی است.
❌❌ذلت و عزت در دستگاه طاغوت و نبی اکرم «لَئِنْ رَجَعْنا إِلَی الْمَدینَةِ» شاید معنایش این است که منافقان می گویند که حضرت یک مدینه ای درست کرده و بساط ما را به هم زده است؛ یک شهر دیگری درست کرده که مناسبات فرق می کند و ارزشها متفاوت شده دیگر قپه های ما آنجا ارزش ندارد تا دیروز ما منافقین قیمت داشتیم اما الان هیچ قیمتی نداریم و هیچ کس برای ما تره خرد نمی کند. در مدینه حضرت که منافقین قیمت ندارند. مدار وقتی عوض شد قیمت ها عوض می شود. آن مدالهای افتخار را باید ببری و پنهان کنی چون مایه ننگ هستند. ما اگر به مدینه برگردیم شهر را زیر و رو می کنیم و یک شهر نو می سازیم و همین کار را هم کردند؛ چنانچه حضرت در رویای صادقه دیدند که منافقین بر منبرشان بالا می روند و مردم را به قهقرا برمی گردانند. نامشان هم در روایات آمده و فریقین هم نقل کردند. حضرت آمدند و مردم را به توحید دعوت کردند و بنای توحید را گذاشتند؛ اما آنها به بت پرستی برمی گردانند ولو به شکل مدرن باشد. وقتی بت پرستی به پاشد مدار عزت و ذلت عوض می شود. آن وقت است که عزیزها ذلیل می شوند و ذلیل ها عزیز می شوند. عزیزترین ها ذلیل ترین ها می شوند. این معنای این آیه است، «لَیخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَل»(منافقون، 8)، یعنی کاری می کنیم که ما محور عزت بشویم و حضرت العیاذ بالله العیاذ بالله محور ذلت بشوند و ذلیلانه بیرونشان می کنیم. 🧐الان کاری که امپراتوری غرب در مقابل اسلام می کند همین است. ما در یک مرحله ای هستیم که حرف ما نبوده ولی الحمدالله بخواهند یا نخواهند صف بندی عالم عوض شد. برخورد تمدن ها ایجاد شد. سال 1991 قریب سی سال قبل مبنای جنگ جهانی ای که راه انداختند همین بود و تئوریسین بزرگ آمریکا گفت که با فروپاشی مارکسیسم صف بندی های عالم عوض شده است و براساس تمدن ها است. دو تا تمدن اصلی وجود دارد: تمدن اسلام به لیدری ایران و لیبرال دموکراسی به لیدری آمریکا. آمریکا می خواهد فرهنگ جهان را به گونه ای تغییر بدهد که جهان را از دست ما در بیاورد و ذلیلانه ما را بیرون بکند. الان این تلاش هایی هم که می کند و این جنگ سردی هم که دوباره با چین و روسیه راه انداخته و تحریم اقتصادی و کارهای دیگر همه اینها بازی است و می خواهد دوگانه اسلام و غرب را به هم بزند. ببرد دوباره جنگ را در زمین خودشان و بین خودشان توپ را جابه جا بکنند یعنی بازی را به مدار اولش برگرداند. می خواهد کاری کند که ما را سرکوب کند و مار ا ذلیلانه از موضع قدرت پایین بیاورند. می گویند: اینها تروریست هستند و یک چهره خشن کور از مسلمانی و اسلام نشان می دهد. ❌«لَئِنْ رَجَعْنا إِلَی الْمَدینَة لَیخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَل» یعنی ما اینها را بیرون نمی کنیم بلکه مدار شهر را برمیگردانیم و یک شهر دیگری می سازیم که در این شهر اولیاء ذلیل هستند؛ زیرا اگر میکده به پا شود امام جماعت که در میکده احترامی ندارد؛ ذلیل ترین آدم آنجا امام جماعت است و تحقیر می شود. به اندازه ای که فضای فرهنگ غرب می آید مومنین تحقیر می شوند. باید آدم «کانَ أُمَّةً قَانِتًا»(نحل، 120) یعنی یک امتی باشد تا برود آنجا استوار بایستد. آدم گاهی از مومن بودنش خجالت می کشد؛ چون ارزشها را تغییر می دهند من هم اگر مومن استواری نباشم، خجالت می کشم چادر سرم کنم. اصلاً مدل حکومت آنها اینطوری است که فضا را برمی گردانند. یک موقعی با رضاخانها می آیند و با جبر فیزیکی چادر را بر می دارند، یک زمان هم ارزش ها را دگرگون می کنند و چادر نماد ضد ارزش می شود، خودشان چادرها را از سرشان برمی دارند. 👈آری!اگر در جامعه ای بساط و قوائم توحید فرو ریخت و به جای آن قوائم کفر آمد، و هر چقدر فرهنگ جامعه ای بر مدار نفاق و باطنش کفر باشد ولو ظاهرش مسجد باشد مومنین نه تنها ذلیل بلکه اذل می شوند. لعنت خدا بر آنها جواب سلام امیرالمومنین را نمی دادند و دستشان را از خون سیدالشهداء شستند اما ایستادند و نماز خوانند. حضرت را به کفر و مهدور الدم بودن محکوم می کنند و خونش را می ریزند؛ لازم نیست این کفر باشد نفاق هم همان است مسجد هم دارند اما باطنش کفر است گرچه پوسته اش ایمان است.
✅عزت و ذلت دست خداست. ✅عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است. خدای متعال یک جواب خیلی عجیبی داده است و می فرماید «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لَکنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یعْلَمُونَ»(منافقون، 8)، شما اگر مدار شهر را از مدار رسول بیرون بردید، شهر ذلیل می شود، رسول ذلیل نمی شود. عالم اگر از مدار بندگی برگشت یا شما بندگی نکنید خدا ذلیل نمی شود؛ و مگر این پیغمبر به شما احتیاج دارد که شما وقتی شهر را عوض کردید پیغمبر ذلیل بشود مگر عزتش را از شما گرفته بود که حالا ذلیل بشود. عزتی که از دستگاه کفر می آید را می توانید جا به جا کنید آنجا که جای عزت نیست. در یک کلمه جواب خدای متعال این است که مگر شما عزتی به پیغمبر دادید که می خواهید بگیرید و اصلاً مگر شما عزتی دارید؟ یعنی یعنی کسی که هیچ کس نمی تواند به او فرمانی بدهد. بنابراین آنها می گفتند که در شهر می رویم و مدار ارزشهای شهر را به هم می زنیم و یک شهری می سازیم که ذلیل ها در آن شهر اعز بشوند و عزیزها ذلیل بشوند. ذلیلها مدار عزت و شرافت شوند و از آن شهری که شهر عزیزها است این ذلیلها را بیرون می کنیم؛ آیا شهری که بر مدار شیطان شد شهر عزیزها است؟ این شهر ذلیلها است. شما هرچه بکنید این پیغمبر عزیز است شما ذلیل هستید ولو یک شهر دیگر بسازید. شما اگر کنار پیامبر باشید عزیز می شوید و اگر جدا شوید ذلیل می شوید.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔰 : ◀️ اگر کسی می‌خواهد از «روز» بهره‌مند شود و در دل امتحانات سنگین گرفتار نشود و راهش را گم نکند، باید بصیرت خودش را در «شب» از کتاب خدا بگیرد. ◀️ اگر مؤمن، فهم و روایت خودش از صحنه‌های میدان را از قرآن نگیرد، از فتنه‌ها و ابتلائات سخت جان سالم به در نمی‌برد!