❤️🍃❤️
#حریری_به_عطر_یاس13
محمود سریش شد و گفت:
- جون آریا بازم با مامانت زدید به تیپ و تاپ هم؟
آریا چشمانش را به تخته دوخت و گفت:
-فقط حرف خودشو می زنه ... پاک دیوونه ام کرده ...
همزمان حریر وارد کلاس شد و به دنبال مریم چشم چرخاند اما نگاهش با نگاه آریا در آمیخت ... آریا لحظه ای خیره ی چشمان او شد، اما حریر بلافاصله چشم برگرفت و به سمت صندلی ردیف جلو رفت و نشست... قلبش محکم در سینه می کوفت ... امروز عجب روزی بود ...
@hamsardarry 💕💕💕