❤️🍃❤️
#حریری_به_عطر_یاس_پارت_187
دستش بالا رفت ...
باید می زد وگرنه دلش آرام نمی گرفت ...
قلبش آن چنان در سینه می کوفت که انگار همین الان سینه را می شکافت و بیرون می زد ...
چشم های حریر بی اختیار بسته شد ...
حالا خود را مستحق این سیلی می دید ...
@hamsardarry 💕💕💕