❤️🍃❤️
#حریری_به_عطر_یاس_پارت_198
-والا تا بعد از ظهر ساعت شیش ..
اما من نتونستم برم ...
-باشه ...یکی دوساعت این جا باشه ...
یه کم که آروم شد خودم میام دنبالش ...
نمی خوام حالش جوری باشه که عمه م چیزی بفهمه ...
مریم کلافه نتوانست خود دار باشد و جواب داد:
- می دونید که همین عمه تون باعث تمام این مصیبتاست ؟
علیرضا خجالت زده دست به پیشانی اش کشید و زمزمه کرد:
@hamsardarry 💕💕💕