❤️🍃❤️
#حریری_به_عطر_یاس_پارت_78
- حالا که می بینی نتونستم طاقت بیارم ..
آریا او را بیشتر به خود فشرد و بوسه ای کنار گوشش نواخت و گفت:
- وقتی گفتی اینجام باورم نشد ... مگه نگفتم یه کم دیگه خودم میام...
پریناز مشتش را به سینه ی او کوبید و گفت:
@hamsardarry 💕💕💕