❤️🍃❤️
#حریری_به_عطر_یاس_پارت_98
نفس هایش تند شده بود و به سختی بالا می آمد .... از فشاری که متحمل شده بود حس می کرد تک به تک رگ هایش در حال پاره شدن است ... کلاه کاسکتش را از سر بیرون کشید و چند بار نفسش را محکم و پی در پی بیرون داد... خدایا داشت خفه می شد .. وقتی اتومبیل گرانقیمتی که حریر سوارش شده بود
@hamsardarry 💕💕💕