حَنـــــــان .
برون نمیرود از خاطرم خیالِ وصالت ؛ اگر چه نیست وصالی ولی خوشم به خیالت :)
نمیدونم چطور توضیح بدم چمه ،
فقط میدونم برم کربلا خوب میشم .
تقصیر من است اگر که کم می آیی
هروقت شدم اسیر غم می آیی
این جمعه و جمعه های دیگر حرف است
آدم بشوم سه شنبه هم می آیی .
الهم عجل لولیک فرج :))
حَنـــــــان .
برون نمیرود از خاطرم خیالِ وصالت ؛ اگر چه نیست وصالی ولی خوشم به خیالت :)
چه در من گُنه کار یافتی که اینگونه عشق کربلایت را در دلم انداختی ؟
حَنـــــــان .
؛
قرن ها بعد اگر قبرِ مرا نبش کنند
کفنی نیست ، تنی نیست ، ولی بوی تو هست .