پیانو آرام در سکوت تلخِ کلبه طنین می انداخت،کتابش عطر نسکافه شیرینِ روی میز را گرفته بود..."
آفتاب از لابه لای ابر های تکه تکه عبور کرده بود و بر روی سبزه زار های بلندِ جنگل، نور انداخته بود..."
میدونی چیه؟دلم برای ساهره از همین الان تنگ شده💔
سال نو مبارک باشه و انشالله سال خوبی رو پیش رو داشته باشیم