اینبار با دوچرخه عتیقه اش ، سری به باغ پدربزرگ زد . بهار بود و یک گلستان از خاطره هایی که آماده چیدن بودند...."
صدای ویولن ، سراسر گورستان میپیچید . حرفهایی که در قلبش دفن کرده بود ، اکنون به صورت نت هایی پویا و زنده ،برای استخوان ها نواخته میشد...."
تنها ترین غریب دیار مدینه بود
او مرد علم و زهد و وقار و سکینه بود
صد باب علم از کلماتش گشوده شد
در بین عالمان به خدا بی قرینه بود
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد.