12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو بدین همه لطافت که ز حور دل ربودی
ز چه بر من سیه رو در دوستی گشودی
ز ازل مرا ارادت به تو بوده از سعادت
چو سرشته شد گل من تو دل مرا ربودی
به کسی اسیر بودم که ورا ندیده بودم
چو دو چشم خود گشودم به خدا قسم تو بودی
نه به روزگار بودم نه، حقیر و خوار بودم
تو مرا عزیز کردی تو به عزتم فزودی
زندگی یه دانشجوی علوم انسانی با اینکه درآمدش تو حداقلترین ممکنه و شاید خیلی جاها هیچی نداشته باشه رو ترجیح میدم به خیلی از کارها
از کاری که دارم میکنم
چیزی که دارم میخونم
چیزی که دارم میبینم
در این نقطه با همهی غرزنیهام، لذت بخشه
|حَ.نیفْ²|
از کاری که دارم میکنم چیزی که دارم میخونم چیزی که دارم میبینم در این نقطه با همهی غرزنیهام، لذت
اینجوری زندگی کردن
یکی از المانهاش بیپولیه
یه چیزی که تو سن من تو خیلی جاها بده اینه که من با نگاه کردن یک دختر تو جمع و مدل رفتارش با بقیه، یک حداقل چیزی رو میفهمم که یه دختر به من میخوره یا نه. این درکِ الانم که به خاطر سه چهار نفر از رفقامه که بالاتر رفته، خیلی رو مخمه و اذیت کنندهس