الان سومین تولدته که تو شدی داداشم ..
شدی امیدم تو اوج ناامیدی
شدی پناه..تکیه گاه..
عجیب باهات آشنا شدم،شدی داداشم وعجیب این رفاقت ادامه پیدا کرد
یادم نمیره چجوری و چقد عجیب اولین بار منو طلبیدی پیش خودت :)
اونجا یقین پیدا کردم تو منو میبینی،توام منو مثل خواهرت میدونی ..
این چندوقته خیلی بی معرفت شدم میدونم اما خودت میدونی دیگه . .
حرف زیاده و وقت و جا کم ..
مهم اینه من میدونم تو خبر داری از پریشونی قلبم . .
چقد جالب که تولد امسالت افتاد روز حضرت علی اکبر 💔
علی اکبرِسیدعلی . .
داداش حواست باشه به این خواهر بی معرفتت ..
تولدت تو آسمونا پیش امام حسین و حضرت علی اکبر مبارک ؛
دعامون کن . .