یه چیزی بگم و بعد برم به کار و زندگیم برسم
به درجه ای از بیخیالی و بی اهمیتی رسیدم که با نهایت ادب و احترام نظرات منفی تون و هیت هاتون دیگه برام مهم نباشه
اون ینفر یا نفر ها که از دیشب تا همین الان داره تند تند تو ناشناس من چرت و پرت میگه بدونه واقعا وجودش فاقد اهمیت واسم
اگه آدمای امثال تو هستن یادم نرفته هستن کسایی که باهام خوبن و مهربونن
پس بدون حرفای صد من یه غازت نه باعث میشه چنل مو پاک کنم
نه بشینم به خاطرش خودمو ناراحت و اذیت کنم
انقد چرت بنویس که خسته شی...
فعلاً میسازم؛
چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد
و از تویش خوشبختی درآورد؟
همین است که هست.
- فروغ فرخزاد
Haniyam
فعلاً میسازم؛ چه میشود کرد؟ مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست
واقعا هم حقیقت همینه فروغ عزیزم :))
مامانم از بازار اومده با ذووق اومده در اتاقم میگه
برات یه چیزی خریدم که خوشحال شی
منم ذوووووق اشکککک
بعد گفتم چی خریدی
در یه حرکت سامورایی یه چاقو ساطور مانند از تو کیفش در آورد میگه چاقو زنجان واست گرفتم 😐😂
بعد نشسته چهار ساعت از مزیت های تیغه ش که اگر خدایی نکرده باهاش انگشتت و ببری باید بری ۹۰ تا بخیه بزنی
و از دسته محکم چوبیش که چقد خوبه و از چوب فلان و بیسار درست شده گفت
آخه مادر من چاقو؟! 😭😂
اونم واسه من؟!
میگه واسه تو خریدم دیگه میخوای سالاد درست کنی این خیلی خوبه
والا مادر جان اینی که تو گفتی من میترسم بهش دست بزنم مبادا انگشتمو قطع کنم😭😂
Haniyam
https://harfeto.timefriend.net/17138925806831 حرف بزنیم؟!
حتی یه نفرم نیومد 🙂🤝💔
اوکی🚶🏻♀...
یه نوع افسردگی هست به اسم”دیس تایما” اینطوریه که شما به خودت میرسی کلاس و دانشگاه رو میری دوستاتو میبینی ، درس میخونی ، تفریح میکنی ولی بطن زندگیت پر از احساس سنگینی ، خستگی و نا امیدیه.
من به روایت داستان 🙂🤝
خستم مثل جوانی که پس از سربازی بشنود یک نفر از نامزدش دل برده
خسته مثل افسر تحقیق شرافتمندی که به پرونده جرم پسرش برخورده
خسته مثل پسر بچه که در جای شلوغ بین دعوای پدر مادر خود گم شده است
خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق که پس از بخت بدش سوژه مردم شده است
خسته مثل پدری که پسر معتادش غرق در درد و خماری شده فریاد زده
خسته مثل پیرزنی که شده سربار عروس
پسرش پیش زنش بر سر او داد زده ...
همینقدر خستم ...
فعلا تا یه مدت که خودمم نمیدونم تا کی میرم استراحت:))🚶🏻♀
ولی برمیگردم
تا اون موقع امیدوارم حال و هوای همه مون بهتر از اینی که هست بشه ...
دوستون دارم 🙂🤝❤️
فعلا
Haniyam
خستم مثل جوانی که پس از سربازی بشنود یک نفر از نامزدش دل برده خسته مثل افسر تحقیق شرافتمندی که به پ
برگشتم ولی نه با حال خوب :))
برگشتم چون تنها پناهگاه امن من اینجاس :))
و ممنونم که هنوزم این پناهگاه و سرپا نگه داشتید🙂❤️
دارم یه متن مینویسم خدا کنه خوب دربیاد میخوام تقدیمش کنم
امیدوارم بتونم حق مطلب ادا کنم :))