eitaa logo
Haniyam
132 دنبال‌کننده
660 عکس
51 ویدیو
1 فایل
"حانیام" روزمرگی دانشجوی مهندسی تراوشات ذهنی خسته و قلبی که روزگاری عاشق بود... شهرزاد قصه گو... به صرف شعر و یک لیوان چای و لبخند ☕✨ کپی ممنوع!! جواب ناشناس هامون :https://eitaa.com/nashenasimha https://daigo.ir/secret/61506078214 ناشناسم🧋🥑
مشاهده در ایتا
دانلود
خستم مثل جوانی که پس از سربازی بشنود یک نفر از نامزدش دل برده خسته مثل افسر تحقیق شرافتمندی که به پرونده جرم پسرش برخورده خسته مثل پسر بچه که در جای شلوغ بین دعوای پدر مادر خود گم شده است خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق که پس از بخت بدش سوژه مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادش غرق در درد و خماری شده فریاد زده خسته مثل پیرزنی که شده سربار عروس پسرش پیش زنش بر سر او داد زده ... همینقدر خستم ... فعلا تا یه مدت که خودمم نمیدونم تا کی میرم استراحت:))🚶🏻‍♀ ولی برمی‌گردم تا اون موقع امیدوارم حال و هوای همه مون بهتر از اینی که هست بشه ... دوستون دارم 🙂🤝❤️ فعلا
Haniyam
خستم مثل جوانی که پس از سربازی بشنود یک نفر از نامزدش دل برده خسته مثل افسر تحقیق شرافتمندی که به پ
برگشتم ولی نه با حال خوب :)) برگشتم چون تنها پناهگاه امن من اینجاس :)) و ممنونم که هنوزم این پناهگاه و سرپا نگه داشتید🙂❤️
دارم یه متن می‌نویسم خدا کنه خوب دربیاد می‌خوام تقدیمش کنم امیدوارم بتونم حق مطلب ادا کنم :))
خدا بخیر بگذرونه...
و قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت... آن هنگام که پس از سال ها چشم انتظاری بند بند وجودت مژده بازگشت یوسف گمگشته به کنعان را میدهد و قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت آن هنگام که از شوق دیدار جانت قلبت خود را با شتاب به دیوار تن میکوبد و قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت آن هنگام که آسمان بارانی چشم هایت و لب های مزین شده به لبخندت ژرف ترین پارادوکس دنیاست و قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت آن هنگام که تابوت پیچیده شده در آن پرچم سه رنگ زیر سیاهی چادرت و بغض کهنه سی ساله و شانه های خمیده شده از داغ فراق مدفون میشود و قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت آن هنگام که دست هایت را دور تنی که حالا از آن یک کف دست استخوان باقی مانده و آن کفن کوچک را که مانند آن روز که اورا قنداق پیچ برای اولین بار در آغوشت گذاشتند حلقه میکنی لب هایت را به آن پارچه سفید می‌چسبانی و زیر لب لالایی و مرثیه زمزمه میکنی و خودت را، جان در بغل به سان یک گاهواره تکان میدهی و قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت آن هنگام که هنوز جانت سیرآب نشده از وجودش باز هم باید ودا کرد و مهمان تازه برگشته را به خاک سپرد و قسم به حقارت واژه و شکوه سکوت که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست... حانیا نوشت ... 1403/4/16 03:31 تقدیم به ساحت مقدس مادران شهدا
تحویل سال به وقتِ مُحَرّم است حَوّل قلـُوبَنا بِه بُکاءُ عَلی‌الحُسَین
یه جوری همه دارن لفت میدن که حس میکنم آدم بدردنخوری هستم :))🚶🏻‍♀
Haniyam
حانیام؟ حانیا؟ چی بگم خب؟ حانیا خودت بیا بگو چی بگممممم🥲 حانیا خیلی قشنگه خیلی مهربونه خیلی بامرامه
ذوق مرگ شدم 😭❤️🤌🏻 چجوری انقد خوبی و می‌تونی هربار لبخند رولبام بیاری؟! چشمم مواظبشم که سر به راه بشه وایییی پیتزا 😭🤌🏻🍕 اصلا قلبم برات
‌ نگاه کن که غم درون دیده‌ام چگونه قطره قطره آب می‌شود. فروغ فرخزاد؛ ‌