eitaa logo
حَنین
95 دنبال‌کننده
84 عکس
27 ویدیو
1 فایل
برداشت‌ها و کشفیاتِ شاعرانه‌ی من : @Mim_amin
مشاهده در ایتا
دانلود
حَنین
#یادآوری اون چیزی که بهت آرامش میده، کنترل کردنِ همه چیز نیست. اون پذیرفتن و رها کردنِ چیز هاییه ک
اونقدر آدما قبل من و تو غصه خوردن، لب پنجره نشستن، عاشق شدن، فارغ شدن، فحش دادن... اونقدر آدما قبل من و تو بردن، باختن، گذاشتن رفتن، گم و گور شدن... اونقدر آدما قبل من و تو به گذشته‌شون فکر کردن، حسرت خوردن، بغض کردن... حالا کجان؟ رها کن بره...
نام ما مردودِ عالم، روزی ما خونِ دل ما و غم گویا به یک طالع زِ مادر زاده‌ایم. 🌱
حَنین
(خدا رها نمی‌کند!) بَند بَندِ وجودش را یک جمله فراگرفته است: «الحمدلله رب العالمین» در تمامِ دو دقیقه و دوازده ثانیه فیلم نگذاشته ذره ای حزن، استیصال و ترس توی صدایش، چشمهایش و کل وجودش نمایان شود. لبخندِ قدرتمند روی لبهایش تمامِ موشک ها و بمب ها و تانک ها را به مسخره گرفته است. یک پانزده ساله و یک هفده ساله اش را از دست نه، بلکه به دست آورده و خیالش از بابتِ آن دو راحت است. زیرا شک ندارد که در بهشت منتظر دیدارش هستند! نگرانِ بقیه شان است که عاقبت به خیر شوند. آخر در راه اخلاق و حفظ قرآن تربیتشان کرده است. اطمینان به وعده نصرت الهی پاهایش را استوار کرده است که پیش برود.... آیاتِ روشن ِ قرآنِ خدایش برایش کافیست... حتما اشکهایش را کسی ندیده... و دلتنگی هایش را در تاریکی شبها در گوش ستارگان نجوا کرده است... و این همان زنی است که حیات می‌بخشد و ادامه میدهد.... همان که خار میشود و توی چشمهای دشمنان خدا فرو میرود! همان که مرگ را به بازی میگیرد و آن را حیاتی برتر میداند! همان که دارد کفشهایش را روی حلقومِ ظالمانِ جهان می‌فشارد تا نفسش را قطع کند... او یک «زن» است همان که باید باشد! ✍ معصومه امین رستمی
گر زامدنت خبر بیارند من جان بدهم به مژدگانی 🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آلوده‌ام قبول ... ولی بی پناه نه!
حَنین
#یادآوری اونقدر آدما قبل من و تو غصه خوردن، لب پنجره نشستن، عاشق شدن، فارغ شدن، فحش دادن... اونقدر
بهشت یا جهنم ، جاییست سراسر از آینه ، به هر طرف نگاه کنی با خودت روبرو میشوی !
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آقاجان سلام! امیدوارم حالتان خوب باشد... ملالی نه که نباشد اما دوریتان هم یکی از آنهاست... دوری که نه! ندیدنتان...‌ دور پنداشتنتان.... این هم از بی معرفتیِ ماست! آقاجان! باباجان! اینکه لابلای روزمرگی ها گمتان کردیم... اینکه بیخیالتان شده ایم... اینکه تمامِ حرکتی که برایت کرده ایم همان دعای فرج بعد از نمازمان است... اینکه به انتظار شما نشسته ایم نه ایستاده..‌‌.. اینکه هر چه فکر میکنم نمیدانم در کجا به دردتان خورده ام.... اینها همه دل‌مشغولی های روزهای من است... اما اینکه ندیده دوستتان دارم را، اینکه شما را توی خیالم تصور میکنم را، اینکه این خیال غرق لذتم میکند را، اینکه شما قطعا دوستم دارید را، نمیتوانم منکر شوم..... اینکه می‌بخشی همه هیچ بودنم را هم همینطور! آقاجان! دست من کوتاه است! چشمهای دلم کم سو ست.... پاهای روحم توی مرداب دنیا فرو رفته .... خودت دستم را بگیر و به دامانِ عشقت برسان.... ✍ معصومه امین رستمی
حَنین
آقاجان سلام! امیدوارم حالتان خوب باشد... ملالی نه که نباشد اما دوریتان هم یکی از آنهاست... دوری که
. .. میخواستم که از بگویم تمامِ عمر دنیا خلافِ آنچه که میخواستم گذشت.... . ..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا