eitaa logo
حَنین
95 دنبال‌کننده
84 عکس
27 ویدیو
1 فایل
برداشت‌ها و کشفیاتِ شاعرانه‌ی من : @Mim_amin
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی ام بعد از تو دیگر آن زندگیِ سابق نخواهد شد. میدانم!
هدایت شده از سفره فرهنگى ريحانه
🚩 تو نیز مختار باش! ▫️شاید آن روز که مختار در زندان ابن‌زیاد، دل‌سوخته و جامانده از قافله‌ی عشق، سر بر دیوار می‌کوبید و از خدا طلبِ اذن می‌کرد تا ققنوس‌وار از آتشِ حزن خویش برانگیخته شود و دنیای قاتلان امام شهیدش را بر سرشان آوار و لاشه‌هایشان را لگدمال کند، به این نیز می‌اندیشید که بعثتی در عالم رقم بزند که پس از آن هیچ خونخوارِ رَذلی به خوابِ نَحس خویش هم نبیند که سر از بدنِ کسی جدا کند که سبب اتصال زمین و آسمان است و اهل بیتش را به اسارت بگیرد و حرمتش را هَتک کند. ▫️آن روز مختار، خواب و خوراک را بر قاتلان امام شهیدش حرام کرد تا قیامش مصداق «أشدّاءُ علیَ الکُفّار» باشد، اما حالا کجایند مختار‌های مبعوث شده‌ی این روزگار، که موجودی پست و پلید، تیغِ موشک و بمب بر گلوی بلندمرتبه‌ترین یارِ آخرالزمانیِ حضرت حسین علیه‌السلام نهاده و خون مطهّرَش را بر زمین خدا جاری ساخته‌است؟! آیا در زندانِ مخوفِ غفلتِ خویش سر در گریبان برده‌اند؟ یا فقط دست به آسمان بلند کرده و در دل نیز امید اجابت ندارند؟ ▫️و تو! ای انسانِ آزاده‌ی عصر حاضر که در سر هوایِ یاریِ دولت کریمه داری! آن مختارِ درونت که در کنج زندان، فقط اشک حسرت می‌ریزد و بر سر می‌زند را مبعوث نخوان و مُنتقمَش نخوان! او را با دست‌های خویش ذبح کن تا خونَش، کاخِ ظلمِ ستمگران را در خود غرق و نفَس یزید‌ها، ابن زیاد‌ها، حرمله‌ها و شمر‌ها را یکسره کند! اگر امام شهیدت تو را مبعوث خوانده‌ است، پس چه نشسته‌ای که قاتلینش هنوز در زیر سقف آسمانِ خدا آسوده می‌خورند و می‌خوابند و چکمه‌هایشان محکم‌تر گلوی مظلومان را می‌فشارد! یا علی‌گویان بلند شو! دست بر گلویَشان بگذار و زندگی را بر آن‌ها حرام کن! ✍️ معصومه امین‌رستمی 🏴🍃🏴🍃🏴🍃🏴🍃 @SofreFarhangiReyhane
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جانم بسوختی و به دلْ دوست دارَمَت...
خامنه‌ای تشییع نه ....تکثیر شد....
نوشته بود: جان تهران امروز از تنش رفت و ما احتضار دسته‌جمعی را تجربه کردیم؛ سخت جان دادیم و کاش خدا رحمتمان کند...
«تَسلّی» آرام باشید مردم! بی‌قراری بَس است... خدا را شکر پیکرِ آقایمان سه روز و سه شب زیر آفتاب سوزان، زخمی و غرق خون، هتک حرمت شده، غارت زده، لگدمال شده، رها نمانْد... با احترام، در تابوتی باشکوه حَمل شد، گل باران شد، در آغوشِ اشک‌های بی‌امانِ عاشقانش نوازش شد. شما مردم در تسلّی دادن به خانواده‌‌اش از هم سبقت گرفتید. چادر محترمِ دخترش، خواهرش و عزیزانش در هجوم آتش نسوخت....هیچکدامشان به بازار و بزم شراب ریشخند نشدند... و حالا آقای شما بعد از سال‌ها یک دل سیر با رفقایش دیدار خواهد کرد! خدا را شکر کنید مردم! حالِ آقایتان خوب است.... ✍ معصومه امین‌رستمی
با زخمِ تنش به جمکران می آید تا از "ولی الله" بپرسد:" أوَفَیْتْ؟"
حَنین
با زخمِ تنش به جمکران می آید تا از "ولی الله" بپرسد:" أوَفَیْتْ؟"
. . امشب آغوش امیرالمؤمنین همه زخم هایش را مرهم می‌گذارد....
از کدومش بایدنوشت؟ از اینکه انقد عاشق بودی که با طفل شیرخواره‌ی شهیدت رفتی بغل ارباب؟ یا از اینکه خدا جوری برات برنامه ها رو چید که یه دل سیر بری توی مسیر مشایه ؟ باید چطوری نوشت اینهمه عزتی که خدا بهت داده رو؟ از کجا شروع کرد و به کجا رسید ؟ چطوری ؟ با کدوم قلم ؟ آه از اینهمه ناتوانی و درموندگی ! آه از اینهمه بیچارگی و بی‌لیاقتی! چطوری باید نوشت اینهمه شباهتِ به امامِت رو؟ با کدوم تشبیه و استعاره‌ای؟ مگه اصلا توی کلمات جا میشه اینهمه عشق و شوری که توی عالم راه انداختی؟ ✍ معصومه امین‌رستمی
حَنین
مرزها را روی کاغذ می‌کِشند؛ خون جغرافیای خودش را دارد!