حَنین
با زخمِ تنش به جمکران می آید تا از "ولی الله" بپرسد:" أوَفَیْتْ؟"
.
.
امشب
آغوش امیرالمؤمنین همه زخم هایش را مرهم میگذارد....
از کدومش بایدنوشت؟
از اینکه انقد عاشق بودی که با طفل شیرخوارهی شهیدت رفتی بغل ارباب؟
یا از اینکه خدا جوری برات برنامه ها رو چید که یه دل سیر بری توی مسیر مشایه ؟
باید چطوری نوشت اینهمه عزتی که خدا بهت داده رو؟ از کجا شروع کرد و به کجا رسید ؟ چطوری ؟ با کدوم قلم ؟
آه از اینهمه ناتوانی و درموندگی !
آه از اینهمه بیچارگی و بیلیاقتی!
چطوری باید نوشت اینهمه شباهتِ به امامِت رو؟ با کدوم تشبیه و استعارهای؟
مگه اصلا توی کلمات جا میشه اینهمه عشق و شوری که توی عالم راه انداختی؟
#عزیزدلم
✍ معصومه امینرستمی
نوشته بود:
عراقیها شعار میدادند: «ما ضم روحه یحسین ابنك»
یعنی:
یا حسین! پسرت خودش رو قایم نکرد
و شجاعانه در میدان شهید شد…
به یاد آن خانم که عصر عاشورا، حزین و دلْخون فرمود: « سپردمت به خدا و به ریگهای بیابان....
سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان....
سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده....
به مردمان دهاتی به آهوان پریشان....»
ولی آقاجان
خداراشکر که ما سپردیمت به آغوش امام رئوف! دلمان قرص است به همین اتفاق!
#لٰایَومکَیَومِکَیٰااَباعَبدالله
شاید این اولین بار است در تاریخ
که خواستهی دختری این باشد
که زنده به گورَش کنند...
همراه بابایَش!
همین امشب!
#دخترهایکجورِدیگرباباییاند...
حَنین
جانم بسوختی و به دلْ دوست دارَمَت...
شاید دوباره ارگ بلندی بنا شد از...
خاکی که داغ رفتن تو ریخت بر سرم ...
«اِنکارِعمدی»
توی ذهنم تصور میکردم توی آن تابوت که حالا چفیه و عمامه سیاهِ رویَش شده بغض گلوگیرِ شبهایمان آرام خوابیدهای، با همان صورت آسمانی و محاسنِ سپید و مرتب. با خودم میگفتم بهتر است اینطور فکر کنی که آقا هیچ زخمی در بدنش ندارد، سالمِ سالم است، فقط به خوابی عمیق و شیرین رفتهاست. شاید هم چند خراش کوچک برداشتهباشد. فقط همین!
من نمیدانستم، یعنی میخواستم ندانم و تصور نکنم که نشانیهایی از حضرت مادر(س)، سیدالشهدا (ع) و عمویَت عباس(ع) در بدن داری.
اینها را امروز جانشینِ خَلَفتان در پیامش فرمود. تمام روز ذهن و قلبم شد انکار و انکار. حالا اما در سکوت شب، میخواهم با خودم کنار بیایم که آن نشانه ها را داری! مجبورم دیگر. یعنی اگر نداشتی عجیب و غریب بود! نه؟
امامِ جوانِ مقتدرِ مظلومِ ما را ببین که چه پدرانه دارد آرام آرام برایمان شرح میدهد نشانه ها و روضه ها را. از تصور آن صلابت همیشگی و مشت گره کرده در هنگام شهادت، حالا رسیدیم به این روضه های مکشوف که باید برای هر کدامشان نالهیمان برود تا هفت آسمان، و تمام خاک های زمین را بر سر بریزیم.
راستی ! ما چطور هنوز زندهایم؟
#عَلَیالدُّنیابَعدِکالعَفا
#بعدازتوخاکبرسرایندنیا
✍ معصومه امینرستمی
هدایت شده از وحید یامین پور
تو در "دار الذکر" آرمیدی؛ در خانهی یادهای مکرر؛ در حافظهی پایدار تاریخ. دست فراموشی به تو نخواهد رسید. زین پس هرکسی در قوس صعود از فراموشخانهی دنیا به ملکوت ذکر تشرف حاصل کند، تو را در مقام والای ذکر خواهد دید.
تو شعاعی از حماسهی عاشورا در عصر ما و پرتوی از روضهی فرزندان شهید حسین علیهالسلام هستی. به یاد آن جملهی پیامبرگونهی زینب کبری به یزیدیان زمان که فرمود: "همهی سعی خودت را و همهی کید و فریب را بهکار گیر؛ بهخدا قسم ذکر و یاد ما محو شدنی نیست."
➕️ @yaminpour