eitaa logo
هر روز با شهداء🌷
1.5هزار دنبال‌کننده
7.3هزار عکس
1.9هزار ویدیو
29 فایل
امام خامنه‌ای حفظه الله : گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. ۱۳۷۶/۰۲/۱۷ اللهم ارزقنا شهادة في سبيلك #شما_به_دعوت_شهداء_اینجایید_خوش_آمدید آدرس مدیر کانال برای انتقادات وپیشنهادات @s_m_najaf کپی با ذکر صلوات آزاد ♧
مشاهده در ایتا
دانلود
فصل هشتم : عشق یعنی آشنایی با خدا مهدی صاحب زمان از ما رضا 🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕 جشن تولد مختصری گرفتیم از صبح درگیر درست کردن کیک بودم از علاقه زیاد حمید به بستنی خبر داشتم برای همین با ثعلب و شیر تازه برایش کلی بستنی درست کرده بودم هر چند خوشحالی و شوخی های وقت فوت کردن شمع ها زیاد به درازا نکشید! چند روز بعد منتظر بودم حمید از سر کار بیاید با هم غذا بخوریم هوا بارانی بود ساعت از سه هم گذشته بود ولی از حمید خبری نبود پیش خودم فکر کردم حتماً باز جایی دستش بند شده و دارد گره کاری را باز می کند وقتی زنگ در را زد طبق معمول به استقبالش رفتم تا ریخت و قیافه اش را دیدم از ترس خشکم زد سر تا پایش خاکی و کثیف بود، فهمیدم باز تصادف کرده زانوهای شلوارش پاره شده بود و رد کشیده شدن روی آسفالت پشت آستین کاپشنش مشخص بود رنگ به صورتم نمانده بود همانجا جلوی در بیحال شدم ،طاقت نداشتم حمید را این مدلی ببینم دلداریم داد و گفت :«نگران نباش باور کن چیزی نشده، ببین خودم با پای خودم اومدم خونه، همه چیز به خیر گذشت»، ولی من باور نمی کردم سوال پیچش کردم تا بفهمم چه اتفاقی رخ داده پرسیدم:«کجا تصادف کردی حمید؟ درست بگو ببینم چی شده؟ باید بریم بیمارستان از سر و پاهات عکس بگیریم». حمید در حالی که لیوان آب را سر می کشیدگفت: «با آقا میثم و آقا نبی الله سوار موتور می آمدیم که وسط غیاث آباد یک ماشین به ما زد سه نفری پرت شدیم وسط خیابون شانس آوردیم من کلاه داشتم »،زخم های 🌕🌑🌕🌑🌕⚫️🟡 _._._._._🌷♡🌷_._._._._ @har_rooz_ba_shohada110 _._._._._🌷♡🌷_._._._._