حرم
🌴🌸🍃🌴🌸🍃🌴🌸🍃🌴🌸🍃 هر روز معرفی یکی از 30 نفر از ملعون ترین و خبیث ترین نفراتی که در واقعه کربلا بیشترین
🌴🌸🍃🌴🌸🍃🌴🌸🍃🌴🌸🍃
هر روز معرفی یکی از 30 نفر از ملعون ترین و خبیث ترین نفراتی که در واقعه کربلا بیشترین ظلم را به امام حسین علیه السلام و یاران و اهل بیتش وارد کردند👇👇
#عمرو_بن_صبیح_صیداوی لعنت الله علیه
نامش به گونه های عمرو بن صبیح صیداوی، صدایی، عمرو بن صبح و ... در تاریخ ذکر شده است.
جنایاتش:
بیشتر مورخین گفته اند که روز عاشورا سال 61 هـ.ق، در سرزمین کربلا، یکی از فرزندان حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام بنام عبدالله (عبیدالله) و مادرش رقیه دختر علی بن ابیطالب علیه السلام به جنگ و مبارزه با دشمن آمد که عمرو بن صبیح تیری به طرف او پرتاب کرد.
عبدالله دستش را بر پیشانی خود سپر کرد، اما آن تیر دست او را آن چنان بر پیشانی جوان بیست و چند ساله دوخت که عبدالله دیگر نتوانست دستش را حرکت دهد و با تير ديگر، قلب او را نشانه گرفت، آن گاه ملعون دیگری، نیزه ای به قلب مبارکش زد و او شهید شد.
هم دستش را زید بن ورقاء جهنی و به نقلی اسد بن مالک گفته اند.
به هر حال همه بر این که عمرو بن صبیح قاتل و کشنده بنی هاشم بوده، اتفاق نظر دارند.
بعد از شهادت حضرت امام حسین علیه السلام، او به فرمان عمر بن سعد همراه با دیگر اشقیا، با اسب بر بدن مطهر آن حضرت تاخته و استخوان سینه و پشت و پهلو را در هم شکستند و وقتی به کوفه رسیدند، نزد عبیدالله بن زیاد اظهار خوش خدمتی کرده و جایزه اندکی گرفتند.
سرنوشت او:
عمرو بن صبیح، در زمان قیام مختار ثقفی، به دستور او توسط عبدالله بن کامل دستگیر شد.
شب هنگام که در پشت بام منزلش خوابیده و شمشیرش را زیر بالین گذاشته بود، ماموران مختار خانه اش را محاصره کردند.
او که ناگهان خود را در محاصره شدید دید، خواست شمشیرش را بر دارد، اما مأموران زودتر آن را برداشته بودند.
او را نزد مختار آوردند؛ ادعا می کرد که من در کربلا بودم و بعضی از یاران حسین بن علی علیه السلام را با نیزه زدم و زخمی کردم ولی کسی را نکشتم.
به دستور مختار، او زندانی شد و صبح فردا، در مجلس بزرگی که تشکیل شده بود، او و همراهانش را دست بسته به قصر آوردند تا محاکمه کنند.
عمرو فریاد زد:
ای مردم کافر و فاجر (خطاب به اصحاب مختار) اگر شمشیر در دستم بود می دیدید که قوت بازویم چه قدر است و اکنون که باید کشته شوم همین بهتر که شما مرا بکشید زیرا بدترین خلق خدایید.
پس با هتاکی، سیلی به صورت عبدالله بن کامل زد.
وی از حماقت و حمله او خندید و دست او را گرفت و به مختار گفت:
امیر، این مرد مدعی است که در کربلا فقط با نیزه بعضی از اصحاب حسین علیه السلام را زخمی کرده، چه دستور می دهید؟
مختار دستور داد نیزه داران آمدند و آن قدر نیزه بر او زدند، تا به هلاکت رسید.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، در زیارت شهداء از ناحیه مقدسه، او را لعنت می کند آن جا که می فرماید:
السلام علی ابی عبدالله (عبیدالله) بن مسلم بن عقیل، و خداوند قاتل و تیرانداز او، عمرو بن صبیح صیداوی را لعنت کند.
بر #عمرو_بن_صبیح_صیداوی تا قیامت لعنت
✨یا علی✨
🌴🌸🍃🌴🌸🍃🌴🌸🍃🌴🌸🍃
هر روز معرفی یکی از 30 نفر از ملعون ترین و خبیث ترین نفراتی که در واقعه کربلا بیشترین ظلم را به امام حسین علیه السلام و یاران و اهل بیتش وارد کردند👇👇
#عمرو_بن_صبیح_صیداوی لعنت الله علیه
نامش به گونه های عمرو بن صبیح صیداوی، صدایی، عمرو بن صبح و ... در تاریخ ذکر شده است.
جنایاتش:
بیشتر مورخین گفته اند که روز عاشورا سال 61 هـ.ق، در سرزمین کربلا، یکی از فرزندان حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام بنام عبدالله (عبیدالله) و مادرش رقیه دختر علی بن ابیطالب علیه السلام به جنگ و مبارزه با دشمن آمد که عمرو بن صبیح تیری به طرف او پرتاب کرد.
عبدالله دستش را بر پیشانی خود سپر کرد، اما آن تیر دست او را آن چنان بر پیشانی جوان بیست و چند ساله دوخت که عبدالله دیگر نتوانست دستش را حرکت دهد و با تير ديگر، قلب او را نشانه گرفت، آن گاه ملعون دیگری، نیزه ای به قلب مبارکش زد و او شهید شد.
هم دستش را زید بن ورقاء جهنی و به نقلی اسد بن مالک گفته اند.
به هر حال همه بر این که عمرو بن صبیح قاتل و کشنده بنی هاشم بوده، اتفاق نظر دارند.
بعد از شهادت حضرت امام حسین علیه السلام، او به فرمان عمر بن سعد همراه با دیگر اشقیا، با اسب بر بدن مطهر آن حضرت تاخته و استخوان سینه و پشت و پهلو را در هم شکستند و وقتی به کوفه رسیدند، نزد عبیدالله بن زیاد اظهار خوش خدمتی کرده و جایزه اندکی گرفتند.
سرنوشت او:
عمرو بن صبیح، در زمان قیام مختار ثقفی، به دستور او توسط عبدالله بن کامل دستگیر شد.
شب هنگام که در پشت بام منزلش خوابیده و شمشیرش را زیر بالین گذاشته بود، ماموران مختار خانه اش را محاصره کردند.
او که ناگهان خود را در محاصره شدید دید، خواست شمشیرش را بر دارد، اما مأموران زودتر آن را برداشته بودند.
او را نزد مختار آوردند؛ ادعا می کرد که من در کربلا بودم و بعضی از یاران حسین بن علی علیه السلام را با نیزه زدم و زخمی کردم ولی کسی را نکشتم.
به دستور مختار، او زندانی شد و صبح فردا، در مجلس بزرگی که تشکیل شده بود، او و همراهانش را دست بسته به قصر آوردند تا محاکمه کنند.
عمرو فریاد زد:
ای مردم کافر و فاجر (خطاب به اصحاب مختار) اگر شمشیر در دستم بود می دیدید که قوت بازویم چه قدر است و اکنون که باید کشته شوم همین بهتر که شما مرا بکشید زیرا بدترین خلق خدایید.
پس با هتاکی، سیلی به صورت عبدالله بن کامل زد.
وی از حماقت و حمله او خندید و دست او را گرفت و به مختار گفت:
امیر، این مرد مدعی است که در کربلا فقط با نیزه بعضی از اصحاب حسین علیه السلام را زخمی کرده، چه دستور می دهید؟
مختار دستور داد نیزه داران آمدند و آن قدر نیزه بر او زدند، تا به هلاکت رسید.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، در زیارت شهداء از ناحیه مقدسه، او را لعنت می کند آن جا که می فرماید:
السلام علی ابی عبدالله (عبیدالله) بن مسلم بن عقیل، و خداوند قاتل و تیرانداز او، عمرو بن صبیح صیداوی را لعنت کند.
بر #عمرو_بن_صبیح_صیداوی تا قیامت لعنت
✨یا علی✨