'من زندانیِ تو شدم، نه با زنجیر و قفل، بلکه با نگاهت که تمامِ گریزهای من رو بست... 🥀🖤'
#گروگان_عشق .
- ورقِ [صدُپنجاهِ] .
نگاهش همچون تیغ بود، تیز و برنده ... تارا، در میانهی جنگِ قدرتِ مافیا، تنها پناهش مردی بود که خودش تعریفِ خطر بود!هر بار که چشمام رو میبستم، صدای خندههای تلخش رو میشنیدم و حس میکردم دارم توی اقیانوسی از تاریکی غرق میشم، اما عجیب بود که دلم نمیخواست نجات پیدا کنم.. اون دوقدم جلوتر اومد و با اون لحنِ مالکانه گفت: -تو مال منی، حتی اگه کل دنیا بر علیه ما باشن.. اما درست تو همان لحظه، صدای شلیکِ اولین گلوله بلند شد🌑💥.. ' [https://eitaa.com/joinchat/3257533274C371c9ab34d] ' ' [https://eitaa.com/joinchat/3257533274C371c9ab34d] ' ظرفیتعضویتکمپسسریعاجوینبده🤫!
«وقتی عشق، تبدیل به یک گروگان میشه...»
در دنیای مافیا، هیچکس امن نیست. حتی تارا... 🥀
تضادِ عجیبی بین آرامشِ لحظات کوتاه و طوفانی که در کمینه.
میونِ دنیای سردِ پلیسها و بازیِ خطرناکِ مافیا، تارا گیر افتاده...
📖 رمان: #گروگان_عشق
«جایی که هر لبخند، یه بهای سنگین داره و هر نگاه، یه معمای پیچیده است...»
⚠️ عضویت محدود!!
قبل از اینکه درها بسته بشه، وارد شو🤌🏻:
[https://eitaa.com/joinchat/3257533274C371c9ab34d]
این کانال همون دخترس...
همونی که تا چند ماه پیش مقابل جمهوری اسلامی ایستاده بود.!
ولی حالا؟مقابل همهی دوست و آشناهایی که شبیه خودش بودن ایستاده..🇮🇷
ببین چی شد که اینهمه تغییر کرد.
https://eitaa.com/joinchat/3620210298Cde1c13cd03