در این دنیای بیوفا، هیچکس نماند کنارم...
نه آنکه وعدهاش را داد، نه آنکه جانم را برایش میدادم...
همه رفتند، یکی یکی...
و من ماندم با شانههایی خالی،
تا نسیمی از طوس، بیصدا بغلم کرد...
السلام علیک یا سلطان خراسان،
یا علی بن موسی الرضا المرتضی،
ای نورِ مشرقین و فخرِ اهل زمین،
سلام بر تو، که آستانت مأمن دلهای بیقرار است و نگاهت شفای جانهای خسته.