هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا.
روی حیات خیمه می زند و دستان تنومندش به دور گردن همسرش می پیچد، با بغض می گوید:
ببخش زندگی من، مجبورم!
حیات داشت زیر دستانِ همسرش جان می داد!
چهره اش رفته رفته کبود می شد، فؤاد با صدای غم زده اش می گوید:
لطفا کوتاه بیا حیات، سریع تر تموم شو! 💔
#قسمت307 رو بخون😭
https://eitaa.com/joinchat/948961515C21e864fc2f