حرفیخته
سالهاست گاراژ خانه را پر کرده از روغن و رب و برنج. میرود نفس به نفس ضعفا مینشیند و وقتی از نان خش
این کارت، خالیه برای همین مصرف.
تا ۸ صبح دوشنبه، هر مبلغی به این کارت واریز بشه، انشاءالله خرج قربانی عید قربان میشه.
❌اگر احیانا قصد مشارکت دارید ولی این دو سه روز شرایط پرداخت ندارید، بهم تو خصوصی (آیدی من: @azadr0) مبلغ رو بگید و تا آخر هفته پرداخت کنید.
چون قصاب، باهاشون آشناست، میتونن دیرتر حساب و کتاب کنن.
خیر ببینید.
حرفیخته
سالهاست گاراژ خانه را پر کرده از روغن و رب و برنج. میرود نفس به نفس ضعفا مینشیند و وقتی از نان خش
هر بار میبینم پیام قربانی رو توی کانالهاتون فوروارد کردید، یا پیامهای واریزی که میآد (از ۲۰ هزار تومن واریزی بوده تا یک و نیم میلیون)، سر هر یه دونهش برای فرستنده پیام، برای خواستههای مادی و معنویش صلوات میفرستم و اشک توی چشمم جمع میشه. همون لحظه از خدا میخوام هزاران برابر براش جبران کنه.😭 ممنونم از قلبهای سخاوتمندتون.
همچنان تا ۸ صبح دوشنبه فرصت هست.
حرفیخته
سالهاست گاراژ خانه را پر کرده از روغن و رب و برنج. میرود نفس به نفس ضعفا مینشیند و وقتی از نان خش
این آخرین پیام امروز بانک ملی است.
راستش فکرش را هم نمیکردم هر دقیقه صدای دینگدینگ پیامک بیاید و این رقم درشت جمع شود. واریزی از ۱۰ هزار تومان تا ۱/۵ میلیون تومان بود.
دست تکتکتان را میبوسم. با هر پیامک واریز، اشک در چشمم جمع میشد و برای عاقبتبهخیری و خوشبختی دنیا و آخرت تکتکتان صلوات میفرستادم.
خیر دنیا و آخرت نصیبتان. به همت شما، دو گوسفند قربانی و بین خانوادههای بسیار نیازمند توزیع خواهد شد انشاءالله.
هدایت شده از مجلهٔ مدام
مدامِ یک؛ کتاب
با آثاری از (به ترتیب الفبا):
#سیداحمد_بطحایی #محمدرضا_جوان_آراسته #مصطفا_جواهری #شبیه_عباس_خان #فاطمه_دارسنج #آزاده_رباطجزی #میثاق_رحمانی #علی_رکاب #فرزانه_زینلی #سعیده_سهرابیفر #فاطمهالسادات_شهروش #علیاکبر_شیروانی #آسیه_طاهری #احسان_عبدیپور #زهرا_عطارزاده #عطیه_عیار #مسعود_فروتن #زهرا_کاردانی #سیداحمد_مدقق #فاطمهسادات_موسوی #مسعود_میر #سبا_نمکی #فرشته_نوبخت #راضیه_نوروزی #ریحانه_هاشمی #محمدعلی_یزدانیار #لودمیلا_اولیتسکایا #مایکل_بورن #کیلب_کرین #آلبرتو_مانگوئل
مدام؛ یک ماجرای دنبالهدار | @modaam_magazine
¤
آدمخوبهای شهر، پویشی راه انداختهاند و اسمش را گذاشتهاند "به حساب علی(ع)"
به مناسبت غدیر، میروند درِ مغازهها و حساب دفتری آدمها را صاف میکنند. هر کس به قدر توانش.
و من به شما فکر میکنم
که حتما به این پویش پیوستهای...
من بدهکارترینم و شما دستدلبازترین.
کاش راه افتاده باشی توی شهر، دلهایی را که من تویشان حساب دفتری دارم، یکی یکی ورق بزنی و حسابم را صاف کنی.
کی بهتر از شما و داراتر از شما؟
میشود یکی یکی دست بکشی روی قلبهایی که من لک انداختهام و زیرش بنویسی: "به حساب علی(ع)"؟
من خاطیترینم و شما پدرترین.
يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ
#به_حساب_علی
Ali Akbar Ghelich | موزیکدلAli Akbar Ghelich - Toyi Darya.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
🌱
علی، خیرُ ولی
وَ خیرُ العَمَلِ
لکَ الرّوحُ فِداء
و من غیرُکَ لی
🌱
https://eitaa.com/harfikhteh
¤
یعنی حتی ممکنه که روز عید غدیر،
برخلاف هر سال،
بمونی تو خونه و نتونی بری بیرون،
ولی
خود حضرت امیر(ع) صدای غرغر بچه و گرفتگی دلت رو بشنوه و به دل انسیه سادات بندازه که:
"یهو به دلم افتاد به شما عیدی بدم."
و به زهرا بسپره که:
"نیت کردم اگر نتونستی بیای نذری ببری خودم با پیک برات بفرستم."
و این جوری بشه که یکی دو ساعت بعدش، بچههات مشغول ساختن ماکت عیدی بشن و همسر قاشق ببره توی ظرف زرشکپلو و همهتون با هم قربونصدقه اون شاخه ترد و نازک گلگندمی برید که از دست سبز سید رسیده.🌱
#نام_تو_روح_است_به_تن_یا_علی
¤https://eitaa.com/harfikhteh
¤
میان همه این تیمکشیها و نگرانیها و بلاتکلیفیهای سیاسی،
"مصلحتدید من آن است که یاران همه کار
بگذارند و خَم طرّهی یاری گیرند..."
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْكَ
صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ اجْعَلِ النُّورَ فِي بَصَرِي
وَ الْبَصِيرَهَ فِي دِينِي
وَ الْيَقِينَ فِي قَلْبِی
وَ الإِْخْلاَصَ فِي عَمَلِي
وَ السَّلاَمَهَ فِي نَفْسِي
وَ السَّعَهَ فِي رِزْقِي
وَ الشُّكْرَ لَكَ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي
¤
تا کارتملیا رو درآوردیم، دخترک گیر داد که کارت منم بدید میخوام به قالیباف رای بدم!
کارت بانکی باباشو گرفت و گذاشت روی میز کنار کارت ملی ما.
مسئول پشت میز، موبهمو، همه مراحل اخذ رأی رو برای #کچولّای چهارونیمساله ما اجرا کرد، کاملا جدی و بیشوخی.
فقط آخرش چون من خبط کرده بودم و برگه رأیمو خودم انداخته بودم توی صندوق، مجبور شدیم یواشکی یه کاغذ الکی از روی زمین برداریم بدیم دستش تا بندازه توی صندوق.
این شد که خانوادگی حماسه آفریدیم.✌️🏻🥳
عکس انگشت جوهری هم نداریم متأسفانه!☝️🏻
¤https://eitaa.com/harfikhteh
هدایت شده از مجلهٔ مدام
آخرین گزارش تصویری از رونمایی
یکشنبه دهم تیرماه، اولین دورهمی و رونمایی از مدام یک (کتاب) در شهرکتاب مرکزی برگزار شد.
روزی که همهٔ ما منتظرش بودیم.
احسان عبدیپور، روایتِ «دیگر چاپ نمیشود» که برای شمارهٔ اول نوشته بود را خواند.
فاطمه ذجاجی داستانی از میثاق رحمانی را که دیگر بینمان نیست خواند.
بهنام ادیب با نوازندگی استادانهاش، دورهمی را لذتبخشتر کرد.
مرتضی کاردر از مجله و مطبوعات برایمان گفت.
آزاده رباطجزی با داستانش ما را به جایگاه وصال خیابان انقلاب برد.
مصطفا جواهری هم از مدام برایمان صحبت کرد.
برایمان یکشنبه یک روز خاطرهانگیز شد.
جای همهٔ دوستان مدام که پیشمان نبودند خالی بود.
👇👇👇👇👇👇
مدام؛ یک ماجرای دنبالهدار | @modaam_magazine