*در حماسه سلیمانی ها*
کیست بر علقمه در آینه گردانی ها
کیست این تیغ به کف، گرم گل افشانی ها
"بوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبررابرسانید به کنعانی ها"
باز با دستخط سوختگان بنویسید
بر ورق های دلم شرح پریشانی ها
غرق خون سلسله ی دار به دوشان، دارد
عشق، بسیار ازین سلسله جنبانی ها
لاله عباسی از آن حنجره ها می شکفد
بنگر باغ گل سرخ به پیشانی ها
هله ای "اهل حرم!میروعلمدار"کجاست؟
پاسخی نیست به جزسربه گریبانی ها
برسانید به سیدحسن این مرثیه را
نامه ای سوخته از غربت لبنانی ها
بشنوازسوریه ومزرعه ی زیتونش
خون جگر،جامه دران یکسره "زیتانی "ها
شعر در بحر رجز نذر شهیدستان باد
نیست شایسته اش این سوز نیستانی ها
خون مالک به زمین ریخته و می نگرم
ذوالفقار علی و صاعقه افشانی ها
بنویسید خدا قاصم جبارین است
و چه جان ها بستانیم از آن جانی ها
با همه کفر مجسم به جهان خواهد بود
نام تو رونق بازارمسلمانی ها
هم حسین همدانی ست دراستقبالش
سپس "اسکندری" بی سر و "سلطانی"ها
حرز "یامهدی موعود" به سربندش بود
باطل السحر به هرفتنه ی سفیانی ها
اوست بیت الغزل هر چه شهادت نامه ست
مثل خورشید به منظومه ی عرفانی ها
علم پیرخمین است که بر دوش شماست
که در این قافله جمعند جمارانی ها
بعدازوعده ی مانیست به جزقدس شهید
قدس،میقات شهیدانه ی ایرانی ها
رستخیز ی ست به خونخواهی او می شنوی؟
بی شمارند دراین قوم سلیمانی ها
#محمدحسین_انصاری_نژاد