🌹السلام علیك یا رحمة الله الواسعة یا اباعبدالله
هنگام سر دادن، سرش گرمِ مناجات است
شاهی که خونش مایهی فخر و مباهات است
افتاد در گودال امّا رفت بالاتر
چشم همه افلاک از معراجِ او مات است
قربانِ آن حاجی که جای موی سر، سر داد
این قتلگاه غرقِ خون بر او چو میقات است
خون جامهی احرام شد، بهبه چه احرامی
شد آیه نازل: «اِرجعی» وقتِ ملاقات است
در خون شناور گشت و یک غسل شهادت کرد
غسلی که ترتیبی ندارد، بی موالات است
وقتی سه ساعت وقت برده کشتنش یعنی
کُندیِ خنجر با بریدن در منافات است
خنجر مؤدب شد، دمی گریانِ زینب شد
شد آبدار اما هنوز اهلِ مراعات است
از تیغ انکار و دریغ از قاتلش اصرار
سر را برید آخر به زحمت، بس که بد ذات است
هر کس به مقتل رفت با دستان پُر برگشت
اربابِ ما در هر مکانی بابِ حاجات است
خیرالبشر خیرِ بشر را از خدا میخواست
دیدند در گودال هم مشغولِ خیرات است
سر داد با عزت که بر نیزه سرش بالاست
این سربلندی حاصلِ فریادِ هیهات است
کشتند او را تا شود دنیایشان آباد
غافل از اینکه این جهان دارِ مکافات است
منبع: «ابوتراب» اشعار رضا یزدی اصل
#رضا_یزدی_اصل #غزل_مرثیه_امام_حسین
💚🌦حسنات🌦💚