یهتیکهازکتاب #قصهیِدلبری بودکهمیگفت:
امامرضاتنهاکسیهکههرچیبه صلاحتنباشهبهصلاحتمیکنه(:
#امامرضاجآن✨
@hasebabu
🥀حســــرت آن روزها.. 🥺
هر روز به نحوی پیغام میفرستاد و میخواست بیاید خواستگاری. جواب سربالا میدادم. داخل دانشگاه جلویم سبز شد. خیلی جدی و بی مقدمه پرسید: «چرا هر کی رو میفرستم جلو، جوابتون منفیه؟» بدون مکث گفتم: «ما به درد هم نمیخوریم!» با اعتماد به نفس صدایش را صاف کرد: «ولی من فکر میکنم خیلی به هم میخوریم!» جوابم را کوبیدم توی صورتش: «آدم باید کسی که میخواد همراهش بشه، به دلش بشینه!» خنده پیروزمندانهای سر داد، انگار به خواستهاش رسیده بود: «یعنی این مسئله حل بشه، مشکل شمام حل میشه؟»...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#بریده_ای_ازکتاب
#قصهیِدلبری 💞
#رمان_عاشقونه_شهدایی💝
@hasebabu
ـــــــــــــــــــــــــــــ📚ـــــــــــــــــــــــــ📚ـــــــــــــــــــــ
رفتم مشهد، یه دهه متوسل شدم. گفتم حالا که بله نمیگید، امامرضا از توی دلم بیرونتون کنه، پاکِ پاک که دیگه به یادتون نیفتم.😒 نشسته بودم گوشهٔ رواق که سخنران گفت: ’اینجا جاییه که میتونن چیزی رو که خیر نیست، خیر کنن و بهتون بدن🥺.‘ نظرم عوض شد. دو دههٔ دیگه دخیل بستم که برام خیر بشید!🙂»... 💞
ـــــــــــــــــــــــــــ📚ــــــــــــــــــ📚ـــــــــــــ
بریده ای از کتاب #قصهیِدلبری❥
https://eitaa.com/joinchat/4200530103C40c95c1427
یهتیکهازکتاب #قصهیِدلبری بودکهمیگفت:
امامرضاتنهاکسیهکههرچیبه صلاحتنباشهبهصلاحتمیکنه(:
#امامرضاجآن✨
#چهارشنبه_های_امام_رضایی🌱
@hasebabu
ـــــــــــــــــــــــــــــ📚ـــــــــــــــــــــــــ📚ـــــــــــــــــــــ
رفتم مشهد، یه دهه متوسل شدم. گفتم حالا که بله نمیگید، امامرضا از توی دلم بیرونتون کنه، پاکِ پاک که دیگه به یادتون نیفتم.😒 نشسته بودم گوشهٔ رواق که سخنران گفت: ’اینجا جاییه که میتونن چیزی رو که خیر نیست، خیر کنن و بهتون بدن🥺.‘ نظرم عوض شد. دو دههٔ دیگه دخیل بستم که برام خیر بشید!🙂»... 💞
ـــــــــــــــــــــــــــ📚ــــــــــــــــــ📚ـــــــــــــ
بریده ای از کتاب #قصهیِدلبری❥
هدایت شده از دنیایِ کتابِ حَســــیـبــــا°📚
یهتیکهازکتاب #قصهیِدلبری بودکهمیگفت:
امامرضاتنهاکسیهکههرچیبه صلاحتنباشهبهصلاحتمیکنه(:
#امامرضاجآن✨
@hasebabu
ـــــــــــــــــــــــــــــ📚ـــــــــــــــــــــــــ📚ـــــــــــــــــــــ
رفتم مشهد، یه دهه متوسل شدم. گفتم حالا که بله نمیگید، امامرضا از توی دلم بیرونتون کنه، پاکِ پاک که دیگه به یادتون نیفتم.😒 نشسته بودم گوشهٔ رواق که سخنران گفت: ’اینجا جاییه که میتونن چیزی رو که خیر نیست، خیر کنن و بهتون بدن🥺.‘ نظرم عوض شد. دو دههٔ دیگه دخیل بستم که برام خیر بشید!🙂»... 💞
ـــــــــــــــــــــــــــ📚ــــــــــــــــــ📚ـــــــــــــ
بریده ای از کتاب #قصهیِدلبری❥
https://eitaa.com/joinchat/4200530103C40c95c1427
🥀حســــرت آن روزها.. 🥺
هر روز به نحوی پیغام میفرستاد و میخواست بیاید خواستگاری. جواب سربالا میدادم. داخل دانشگاه جلویم سبز شد. خیلی جدی و بی مقدمه پرسید: «چرا هر کی رو میفرستم جلو، جوابتون منفیه؟» بدون مکث گفتم: «ما به درد هم نمیخوریم!» با اعتماد به نفس صدایش را صاف کرد: «ولی من فکر میکنم خیلی به هم میخوریم!» جوابم را کوبیدم توی صورتش: «آدم باید کسی که میخواد همراهش بشه، به دلش بشینه!» خنده پیروزمندانهای سر داد، انگار به خواستهاش رسیده بود: «یعنی این مسئله حل بشه، مشکل شمام حل میشه؟»...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#بریده_ای_ازکتاب
#قصهیِدلبری 💞
#رمان_عاشقونه_شهدایی💝
@hasebabu
🥀حســــرت آن روزها.. 🥺
هر روز به نحوی پیغام میفرستاد و میخواست بیاید خواستگاری. جواب سربالا میدادم. داخل دانشگاه جلویم سبز شد. خیلی جدی و بی مقدمه پرسید: «چرا هر کی رو میفرستم جلو، جوابتون منفیه؟» بدون مکث گفتم: «ما به درد هم نمیخوریم!» با اعتماد به نفس صدایش را صاف کرد: «ولی من فکر میکنم خیلی به هم میخوریم!» جوابم را کوبیدم توی صورتش: «آدم باید کسی که میخواد همراهش بشه، به دلش بشینه!» خنده پیروزمندانهای سر داد، انگار به خواستهاش رسیده بود: «یعنی این مسئله حل بشه، مشکل شمام حل میشه؟»...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#بریده_ای_ازکتاب
#قصهیِدلبری 💞
#رمان_عاشقونه_شهدایی💝
@hasebabu
یهتیکهازکتاب #قصهیِدلبری بودکهمیگفت:
امامرضاتنهاکسیهکههرچیبه صلاحتنباشهبهصلاحتمیکنه(:
#امامرضاجآن✨
@hasebabu