انقدر به هیچکس اعتماد نداشتم که دیگه یادم رفته حداقل به خودم باید اعتماد کنم، الان اینجوریم که هر تصمیمی میگیرم دو دیقه بعد زیرسوال میبرمش-
مدام میخوام ازین حرفم که «آدما ترسناکن» صرف نظر کنم اما هر روز دلایل بیشتری برای پیدا میکنم. جامعه داره به طرز هولناکی شبیه میدون جنگ میشه که باید با سپر واردش بشم.
هدایت شده از دانشجـــو🎓
شاید فکر کنین "خیار حیوان" یه جور توهین به سبزیجاته ولی به معنای اینه که 3 روز بعد از خرید حیوون میتونی فسخ کنی :)))
- زنده به گور
👉🏻 @Daneshjooyan
حاشیه.
شاید فکر کنین "خیار حیوان" یه جور توهین به سبزیجاته ولی به معنای اینه که 3 روز بعد از خرید حیوون میت
وقتی یادم میفته چقدر سر قضیه خیار تو کلاس خندیدیم :
بُریدهای از کتاب : « مامور از عصبانیت انگشت اشاره اش را بالا برد و با تهدید رو به ام علا گفت: آنقدر اینجا نگهت میداریم تا یکی یکی پسرات رو بیاریم جلو چشمت اعدامشان کنیم، ام علا با شنیدن این حرف آرام نشست روی زمین متکای کوچکش را گرفت توی دستش طوری که مأمور هم ببیند با لحن آرام و آمیخته با اقتدار گفت: "من هم همین جا می خوابم تا یکی یکی بچه هام رو دستگیر کنید و بیارید اینجا. »