لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
هر بار که کلیدت رو برمیداری، این دو بیت هم جلوی چشمت میاد…
«گذرم تا به در خانهات افتاد حسین
خانهآباد شدم، خانهات آباد حسین»
ما دوست داشتیم این شعر فقط روی کاغذ نمونه؛
برای همین تبدیلش کردیم به یه جاکلیدی پلکسی که هر روز همراهت باشه.
حسیبا | @hasibadesign
حسیبا دیزاین
من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم میرود💔
برای همیشه از تهران رفت💔💔
در تمام این سالها
چرا نرفتم نزدیک خیابان کشوردوست از دور سلام بدم به آقا؟
چرا نرفتم توی هوایی که آقا داره نفس میکشه نفس بکشم؟
الان هرچی بریم کشوردوست، چه فایده؟
نیستی که ...
رفتی که...
یتیم شدیم که💔
حسیبا دیزاین
من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم میرود💔
وقتی ماشین پیکرها رسید به ما
همزمان نوای اذان پخش شد و ما در سکوت و بهت و پشت لایههای اشک داشتیم نگاه میکردیم...
پشت سرم یه آقایی داشت زار میزد و با صدای لرزون با خودش زمزمه میکرد:
من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم ...
دیگه اشک اجازه نداد روضهی خودشو ادامه بده...
آقا ما نمیدونستیم چه بلایی سرمون اومده تازه داریم میفهمیم انگار
نذار این فراق زیاد طول بکشه💔
تنها دو بار توفیق زیارت کربلا را داشت؛ یکبار در هشتسالگی و بار دیگر در هجدهسالگی.
سالها بعد، بارها دلش هوای حرم سیدالشهدا را کرد؛ آرزوی بوسه بر ضریح و سلامی از نزدیک را داشت، اما تقدیر و ملاحظات امنیتی، این دیدار را هر بار به تعویق انداخت.
و حالا… پس از سالها انتظار، میگویند این بار در آغوش خودِ سیدالشهدا راهی کربلا میشود...
•| حسیبا | @hasibadesign
وابعث ثوابها الی قبر سید علی بن سید جواد😭😭😭
پاشین برای خودتون نماز وحشت بخونین مردم
اینک این شما و وحشت دنیای بدون علی😭