eitaa logo
اینجا با هم باشیم⚘️
494 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
713 ویدیو
33 فایل
سعی دارم در این صفحه ، مطالبی که مینویسم ، عکسهائی که میگیرم و ... را درج کنم تا بماند به یادگار⚘️ #سید_رضا_متولی
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دل در دلم نبود یه حسی پراز حضور خدا در دلم افتاده بود پاهایم روی زمین نبود فکرم فقط معطوف به جایی قشنگ و زیبا بود و اولئک المقربون و واقعه ای که در تمام این مدت حضور در جمع خوبان در دیار پاکی و خلوص ، شب ها میخواندم و دیگر از حفظ شده بودم... مدام زمزمه ی لبانم بود و مرا در هوایی دیگر غوطه ور میکرد.. نگاهم نمازم کلامم فکرم اعمالم بکلی عوض شده بود دیگر داشتم مطمئن میشدم ، اینجا نقطه ی آخر است و منم رفتنی شده ام... گوئیا بال درآورده بودم ... از شدت ذوق گاهی ناخودآگاه اشک می ریختم. * بر یال ۵ ضلعی که روانه میدان شدیم ، دلم قرص بود که فرمانده حاج محمد ، کسی است که خودش در نوک پیکان گردان حضور دارد و همه را در پشت سرخودش پناه میدهد.. بارها گفته بودند که: تو فرمانده هستی و نباید جلودار باشی ، حداقل در میانه گردانت باش!! و او گفته بود : این بچه ها امانتند نزد من ، باید امانت دار باشم... و همین هم شد... با شروع نبرد سخت ، یکی از اولین شهدای گردان امام رضا علیه السلام کسی نبود جز فرمانده شهیدمان اسلامی نسب... * سوم دی ماه ، حدود ساعت ۲۳ برای انهدام سنگری اجتماعی ، ضامن نارنجک را کشیدم! هنوز پتوی درب سنگر را کنار نزده ، بعثی تنومندی ، پتورا کنار زد و در آستانه سنگر ایستاد!!! هردو از ترس بهت زده شدیم‌ و... به هوش آمدم از شدت دردی که در ران پای راست داشتم خنجری آنجا نشسته بود و پیکر تنومند بعثی با صورت در کنارم برزمین افتاده بود... نمیدانم چه شده بود!! ولی انگار در آن حال و هوای بهت زده ، نارنجک را بداخل سنگر انداخته بودم و خنجر بعثی هم در پایم فرو رفته بود... نمیدانستم چه ساعتیست؟ شب بود که بهت زده شدم و حالا هم باز هوا تاریک بود!! نگو که حدود ساعت ۱۷ روز بعد یعنی چهارم دیماه هست و این ساعات من بیهوش بودم و حالا بچه هاییکه مانده بودند بدستور ، درحال عقب نشینی هستند.... نمیتوانستم راه برم چشمانم سیاهی میرفت هم خونریزی هم درد هم سرمای استخون سوز و خیس شدن زیر بارون بسختی خودم رو به کانال و معبر اصلی رساندم آتش بود که بر زمین میبارید و واقعه ای محشر شده بود ...... بهوش آمدم در کف بیمارستان شهید بقایی بین تخت ها خوابیده بودم پایم عمل شده بود و... و دوباره به خیال واهی ، ماندم 😥 و ماندم تاکنون...
اینجا با هم باشیم⚘️
#شب_آرزوها #ليلة_الرغائب #یا_اباعبدلله 💥آرزو دارم یه شب روضه بگیرم حرم 💥آرزو دارم شب جمعه بمیرم حرم.
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 دل من، در این شب پربرکت و آسمانی لیلة الرغائب، بی‌قرارانه می‌تپد و هوایش، هوای آستان مقدس توست؛ ای آقا امام حسین.... 💥در سکوت این شبِ رازآلود، دلم به وسعت بی‌کران حرم تو باز شده است. می‌خواهم سر بر آستانت بسایم و نجوای تنهایی‌ام را در گوش ملائک آسمان زمزمه کنم. می‌خواهم در آن حریم نور، در میان انوارِ سبز و طلایی، نفس بکشم و بغض‌های انباشته را در سایه‌ات بگشایم. 💥در این شب رغبت و امید، رغبتم فقط یک چیز است: قبله‌گاه دل را رو به سوی تو گردانم و در گوشه‌ای از حرمت، تنها با تو حرف بزنم. می‌خواهم زمزمه‌ی “یا حسین” گفتنم، با نوای ملکوتیِ ذکرِ این شب بیامیزد و دعاهایم از جنسِ نیازهای خالصانه‌ای باشد که تو دوست می‌داری. 💥آقاجان، در این شب پراسرار، که درهای رحمت گشوده است، دلم حرم تو را می‌خواهد؛ همان جایگاهی که هر سنگ و آینه‌اش، روایتگر عشقی جاودانه است. مرا هم در این رغیبِ آسمانی، به حُرمتِ نامت، به حریم امن خودت مهمان کن. اجازه بده از دور، اما با تمام وجود، میهمان نور تو باشم. 💥پیش تو می‌آیم، با دلی مالامال از حسرتِ دوری و اشتیاقِ زیارت؛ دستانم را به سویت دراز کرده‌ام و دلم را بر درگاهت گذاشته‌ام. در این شب لیلة الرغائب، که هر دعایی را مستجاب می‌دانند، بزرگترین آرزویم و خواهشِ من، رسیدن به ساحت مقدس توست. 💥یا اباعبدالله، در این شب، مرا از بی‌قرارانِ حریم خودت قرار بده...🤲 ✍️🏻 ليلة الرغائب ۱۴۰۴ @hatef10012
هدایت شده از انجمن روایتگران فجر فارس(NGO)
💥تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد 💥سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد... 💠 بامید بهروزی و سلامتی روز افزون این یادگار ارزشمند انقلاب اسلامی، رزمنده و فرمانده دلاور و روایتگر دفاع مقدس ۵ مرتبه سوره مبارکه حمد شفا قرائت فرمایید🤲 https://eitaa.com/joinchat/134152374Cafcc20e580
هدایت شده از انجمن روایتگران فجر فارس(NGO)
سردار زهرایی، شهید اسلامی نسب.pdf
حجم: 6.1M
💥با دیدن این حالات حاج محمد، حضرت آقا هم منقلب شدند، عینک را از چشمانشان برداشته و اشک چشمان خود را گرفتند و فرمودند: "بگو... بگو...چرا سکوت کردی؟ داشتی از ملاقات با آن بزرگوار می‌گفتی، جان مادرم بگو که با ایشان رابطه داشتی..." 💥تقدیم به ساحت ملکوتی سردارزهرایی ، شهید حاج محمد اسلامی نسب و همه شهدای عزیز دیار پرافتخار فارس‌قهرمان https://eitaa.com/joinchat/134152374Cafcc20e580
💠 در سوگ مردی از جنس مهربانی 🔹️خبر رفتنت، ای مرد مهربان و پرتلاش، چون غمی سنگین بر دلم نشست. عباس آقای عزیز؛ هنوز صدای خنده‌ات، متانتت و دستان پرکارت در خاطره‌ها زنده است و تو الان در میان ما نیستی. 🔹️تو را به مهربانی می‌شناختیم. قلبی داشت که گنجایش همه را داشت و چهره‌ات همواره نماد آرامش و رضایت بود. 🔹️در زندگی، به راستی که "هیچ کسی از تو رنجشی نداشت" و این، والاترین میراثی است که انسانی می‌تواند از خود به جای بگذارد: یادبودی از محبت بی‌منت و اخلاقی استوار. 🔹️پرتلاشی تو در عرصه کار و زندگی، برای همه ما سرمشق بود، اما آنچه تو را جاودانه می‌کند، همان نفس پاک و دل بی‌آلایشت بود. 🔹️اینجاست که باور می‌کنیم رفتگان هرگز نمی‌روند؛ آنان که چنین در جان دوستان و آشنایان ریشه دوانده‌اند، همواره زنده و حاضرند. 🔹️یادت گرامی و روح بلندت قرین آرامش ابدی باد. از درگاه خداوند منان، برای تو آمرزش و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت می‌کنیم. 🔹️خدایش بیامرزد و در جوار رحمت واسعه‌اش جای دهد. با احترام و همدردی، پسر دائی ات سیدرضا متولی
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 وتبقى لبعض الأماكن ذكرى، تهمس لنا بهدوء قائلة : 💥لقد كانوا هنا يوما ... و رحلوا... 🔹️🔹️🔹️🔹️ 💠 و بعضی مکان‌ها خاطره‌ای را در خود نگه می‌دارند، که آرام در گوش ما زمزمه می‌کند: 💥 آنها زمانی اینجا بودند... و رفتند... 🤲 ☝️ @hatef10012
الی جنت الحسین علیه السلام ان شاالله
💠 بنام خدای سبحان 🔹️در جوار ملکوتی حضرت سیدالشهداء علیه السلام، در این خاک طوق‌بسته به عشق، در کربلایی که نفس‌هایش از یادِمقدس یاعلی است، قلم بر جراحت دل می‌نهد و شرمنده از این است که چه بگوید؟ از چه بسراید؟ از پدری که نامش «علی» است و معنی‌اش «بر اوج قله‌های هستی ایستادن»... 🔹️اینجا، کنار این ضریحِ عاشقی، عطر نجف را می‌توان در نسیم حس کرد. گویی از حرم ملکوتی‌ات، ای پادشه خوبان، نوری می‌آید تا دشت غریب‌پسند کربلاء را در روز میلادت، چونان نگینی درخشان در آغوش بگیرد. 🔹️تولدت مبارک، ای پدرِ یتیمانِ عالم! ای که سایه‌ات بر سر تاریخ، تا قیامت، سایه‌ی رحمت و عدل است. 🔹️و در پرتو این میلاد سراسر نور، سر تعظیم فرود می‌آورم به آستان پدران آسمانی‌؛ به ساحت مقدس پدر عزیز و ملکوتی‌ام، سید محمد (خسرو) متولی، که روح بلندش اکنون میهمانِ سفره‌ی گسترده‌ی حق تعالی است. 🔹️پدر! از آن سوی دنیای معنا، اگر گذر نورت به این سو افتد، بدان که یادت در هر نفس زنده‌تر می‌شود. سکوت نگاهت، حكمتِ زیستن را هنوز به من می‌آموزد و نغمه‌ی محبتت، در گوش دل طنین‌انداز است. 💥روز پدر بر روح بزرگت مبارک باد. تو را به آستانِ جدَّم، مولا علی علیه السلام، و به دامان رحمت بی‌منتهای حضرت حق می‌سپارم. 🔹️و سلام می‌فرستم به همه‌ی پدران آسمانی که زمزمه‌ی نامشان، دل خانه‌ها را می‌لرزاند. آنان که چراغ عمرشان در این دنیا به ظاهر خاموش شد، اما نور هدایت و مهرشان، تا ابد، راهنمای مسیر فرزندانشان است. 🔹️آنان اکنون در جوار رحمت ایزدی آرمیده‌اند و دعای خیرشان، از آن بلندا، چونان باران رحمت بر سر ما می‌بارد. 💥روز پدر بر همه‌ی آنان مبارک. ارواح پاکشان شاد و قرین رضوان خداوندی باد. 🔹️پروردگارا! در این روز فرخنده، همه‌ی ما را از شاخسار درخت پربار ولایت علی مرتضی علیه السلام، سیراب کن و به روان پدران رفته‌ی ما، به پاس سال‌ها رنج و محبت، چنان مقامی عطا فرما که در پرتو عنایتت تا روز لقاء، آرام و آسوده باشند. ✍️🏻 ۱۲ رجب۱۴۴۷ کربلاء