یکم برگردم به قبل . .
اعزه بنده یه ترس ِعجیبی نسبت به ج*ن دارم طوریکه یادمه اکثر کابوسایی که دیدم یا احوالات ِبد ِبچگیم برمیگرده به این قضیه ، یادمه هربار که میرفتم سمت ِکتابخونه اولین چیزی که چشمام میدید این کتاب بود شاید بخاطر ِحساسیتم بهش بود !
همیشه سعی میکردم نگاهمو بدزدم و به یجا دیگه دقت کنم اما تازگیا برای اولین بار موفق شدم کتابو باز کنم و بدون اینکه از چنتا برگه و چاپ توش بترسم بخونمش 😁 ؛
شاید بنظرتون مسخره میاد امّا خب هرکسی یه تجربه ی عجیبی تو زندگیش داشته ، اینم یطور رو به رو شدن با یکی از ترسای بچگیم بود که حس ِجالبی القا کرد !
حَیـّان
یکم برگردم به قبل . . اعزه بنده یه ترس ِعجیبی نسبت به ج*ن دارم طوریکه یادمه اکثر کابوسایی که دیدم ی
- برمیگرده به ۸ - ۹ سال پیش حدوداً .
887.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- آب تنی میکنه ! آخه تو چایِ من چی میخوای
که هم خودتو تو دردسر بندازی هم منو 😂🚶🏻♂؛
هدایت شده از دائمالخمر¹¹⁰
ایرانِ و یه گنبد!
ایرانِ و یه مرقد!
ایرانِ و یه سلطان!
ایرانِ و یه مشهد!
اهل ِدلی میگفت :
تـاریخ ِتولدت مــهم نیست ، تـاریخ ِتــحولت مـهمه ؛
اهل ِکـجا بودنت مــهم نیست ، اهل و بــجا بودنت
مهمه !
منطقه ِزندگیت مهم نیست ، منطق ِزندگیت مهمه .