سی و هفت روز از جنگ و هفده روز از روزانهنویسی ام میگذرد.
هیچگاه آنقدر نسبت به نوشتن، حیران نبودم!
تمام وقت امروزم به #تولیدمحتوا در سوشال مدیا میگذرد. حتی در یک نقطهی کوچک ذهنم هم نشانی از نویسندگی نیست. عجیب است! پس یعنی کلماتم کجا پنهان شدهاند ؟
✍🏻مهدیه حیاتی
🗓 یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
🖇 #روز_نوشت/ روز سی و هفتم جنگ
📝| @hayati_text
زینب صدایم میزند و میگوید: «مهدیه راستی امروز چندمین روز جنگه؟!»
در دلم میگویم: دوستانم مرا روزشمار تصور میکنند. روز و ساعتی نیست که حسابش از دستم در رفته باشد!
قصد داریم با مردمی که در مسیر روبروی پارک ایستادهاند و پرچم تکان میدهند مصاحبه کنیم. چندین شب است که اینجا موکب داریم.
میپرسیم:« سیوهشت روز از جنگ رمضان گذشته، چرا هنوز هم به خیابان میآیید؟! خسته نشدید؟»
مادری که دست راستش پرچم ایران است و در دست دیگرش عکس رهبر انقلاب را گرفته، چادرش را مرتب میکند و صدایش را رسا، و میگوید: «ما زنان همیشه در صحنه هستیم؛ همچون زینب کبری(س)، مثل زنان دفاع مقدس و اکنون حاضریم در جنگ رمضان»
پسر جوانی که همراه خانواده در برنامه حضور دارد نیز درخواست مصاحبه ما را میپذیرد؛ میگوید: خستگی؟! ما که فقط پرچم تکان میدهیم! آنان که پای لانچر و پدافند هستند زحمت اصلی را میکشند.
خدا خدا میکنم وسط مصاحبه شارژ گوشیم تمام نشود، نفس آخرش را میکشد و یک درصدش باقیمانده.
کلیپهای خوبی شده اند. حرف مردم، درستترین و صادقانهترین نظرات است. حقا که مردم مبعوث شدهاند.
✍🏻مهدیه حیاتی
🗓 دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
🖇 #روز_نوشت/ روز سی و هشتم جنگ
📝| @hayati_text
27.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من سپردمت به دستای سه سالهی بهشت
از همونجا با سیاهیای این دنیا بجنگ
#دخترکان_مظلوم_میناب
📸از پل قدیم دزفول براتون عکس بگذارم؟
قدمت این پل به دوران ساسانی بر میگرده و یکی از قشنگی های شهرمونه.