در من فریادهای درختیست
خسته از میوههای تکراری
من ماهی خسته از آبم
تن میدهم به تو
تور ِ عروسی ِ غمگین
تن میدهم
به علامت ِ سوال ِ بزرگی
که در دهانم گیر کرده است.
پس روزهایمان همینقدر بود؟
و زندگی آنقدر کوچک شد
تا در چالهای که بارها از آن پریده بودیم
افتادیم.
#گروس_عبدالملکیان
@hayrani