eitaa logo
『 حضرت‌عشق 』🇵🇸
306 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
1.1هزار ویدیو
31 فایل
بسم‌رب‌المهدے🌿•• سربازان‌امام‌زمان (عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشـریف) ازهیچ‌چیزجزگناهان‌خویش‌نمی‌هراسند ッ♥️ -شهید‌آوینی🕊 بخون‌از‌ما🗒 『 @sharayet_hazraateeshgh313https://daigo.ir/secret/991098283 گَـــر سخـنی باشــد‌👆🏼…
مشاهده در ایتا
دانلود
#وقتی‌جان‌آدم‌هامهم‌نیست🍂‼️ وقتے تَمامِ خَبرگزاری‌ ها🎥 ۅ ڪانال‌ها📱 مَشغۅل اطلاع‌رسانی لحظھ ای اَز پیڪر شجریاݩ بودند یک جوان ایرانی🇮🇷 دیرۅز بھ شهادت رسید. سرباز وظیفھ "علـ✨ـے بیرامی" از پارس‌آباد مغان، عصر دیروز حین پاسداری✌️🏻 و تامیݩ امنیت🍃 مرزهای شمال غربـے میهن اسلامی✨ به دست گروهک تروریستی پژاک😡 به درجه رفیع شهادتــ🕊 نائل گردید 😭❤️. 🍃✨🌸 https://eitaa.com/hazraate_eshgh
Γ🍄🍃.•° • . گاهی‌ازحکمَتش‌ناراضیٖ وگاهی‌خوشحآل‌وشاکر !! خدآکہ‌همان‌خُداست... کاش‌مااِنقدر گآهی‌بہ‌گاهی‌نمیشدیم :) ⌈🌙 ○°.⌋ ✨🌸 🍃🙃 __________________ اے دݪ اگـڔ عـاشقے دڔ پے دݪداڔ بـاش 👇🍃🌸 @hazraate_eshgh
مسئۅل ایثارگراݩ ڪل سپاه خبر داد : ← شناسایی پیڪر هفت تݩ از شهدای مدافع حرمْ در سۅریھ♥️ اَسامـے شهدای تفحص شدھ : ✨شهید رضا حاجـــے زاده {مازندران} 🌸شهید علـــے عابدینی {مازندران} 💚شهید محمد بلباســـے {مازندران} 🦋شهید حسݩ رجایی {مازندران} 🌱شهید زڪریا شیری {قزۅین} 💖شهید مجید سلمانیاݩ {البرز} 🌼شهید مهدی نظَری {خوزستاݩ} __________________ اے دݪ اگـڔ عـاشقے دڔ پے دݪداڔ بـاش 👇🍃🌸 @hazraate_eshgh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💙 و بـخشنـده‌ای کریـمی ✨ که عطایـت را پایانی نیست 🌿 و دارای جـلال و اکرامی 🌠 [قسمتی از دعای ۱۶ صحیفه سجادیه] __________________ اے دݪ اگـڔ عـاشقے دڔ پے دݪداڔ بـاش 👇🍃🌸 @hazraate_eshgh
『 حضرت‌عشق 』🇵🇸
مهم تریݩ ۅیژگی یاران امام زماݩ (🌸) ← پرتلاش ۅ مطیع 😇 ← تولی ۅ تبری💚 ← اهل عبادت✨ ← طلب آمرزش🍃 ← بندگـــے عاشقانھ♥️ ← نهراسیدݩ از سرزنش ها 😉 ← بردباری ☺️ ← قدرت والای روحـ🙃ــے ← شجاع ۅ غیور✌️🏻 ← در آرزوی شهادتـــ🕊 💚🌸 __________________ اے دݪ اگـڔ عـاشقے دڔ پے دݪداڔ بـاش 👇🍃🌸 @hazraate_eshgh
Hossein Taheri _ Ah Az Doori (320).mp3
4.02M
مَݩ دلتنگمْـــ💔 شب ۅ روزمۅ فڪر حرمْ میدونے پُر ڪرده آقا 🍃 ✨🎙 __________________ اے دݪ اگـڔ عـاشقے دڔ پے دݪداڔ بـاش 👇🍃🌸 @hazraate_eshgh
بِــسْـمِـ الـرَّبِ الزّینَــب.س. قسمت هم او در گوشت زمزمه مى کند که؛ ✨به جبران این اضطرار، از این پس ، ضمیر مرجع (امن یجیب ) تو باش.✨ هر که از این پس در هر کجاى عالم، لب به(ام من یجیب)باز کند،... دانسته و ندانسته تو را مى خواند... و دیده و ندیده تو را منجى خویش مى یابد.... نمى تواند زینبش را در ببیند. اینت اجابت زینب! ببین که چگونه برایت رکاب گرفته است.... پا بر زانوى او بگذار... و با بر دست و بازوى او سوار شو، محبوبه خدا! بگذار دشمن گمان کند که تو پا بر فضا گذاشته اى... و دست به هوا داده اى.... که به جاى خدا، هوى را مى پرستد، این صحنه را ندارد.... همچنانکه نمى تواند بفهمد که خود را چه کاروانى کرده است... و چه را بر پشت عریان این شتران نشانده است.... همچنانکه نمى تواند بفهمد که چه را به غل و زنجیر کشانده است.... با فشار دشمنان و حرکت کاروان ،... تو در کنار قرار مى گیرى... و و ، گرداگرد شما حلقه مى زنند... و دشمن که از و و ، کاروان را کرده است ،... با و و و و و ، شما را پیش مى راند.... بچه ها ، دستهاى کوچکشان را بر پشت و گردن شترها، چفت کرده اند... و در از سقوط،چشمهایشان را بسته اند.... اگر چه صف محاصره دشمن ، فشرده است... اما هنوز از لابه لاى آن ، منظره جگر خراش را مى توان دید... و بوسه نسیم را بر رگهاى بریده و بدنهاى چاك چاك ، احساس مى توان کرد.... و این همان چیزى است که را خیره خود ساخته است.... و این همان چیزى است که هول و اضطراب را در دل تو انداخته است.... چرا که به مى بینى که آخرین رمقهاى سجاد نیز با این منظره دهشتزا ذوب مى شود.... و مى بینى که دمى دیگر، خون در رگهاى سجاد از حرکت مى ایستد و قلب از تپش فرو مى ماند.... و مى بینى که دمى دیگر، جان از بدن او مفارقت مى کند و تن بیمار و خسته به زنجیر بر جاى مى ماند.... و مى بینى که دمى دیگر تن تبدار جهان از جان حجت خالى مى شود و آسمان و زمین بى امام مى ماند.... سر پیش مى برى و اما و مى پرسى : _✨با خودت چه مى کنى عزیز دلم ! یادگار پدر و برادرم ! بازمانده جدم !؟ و او با صدایى که به زحمت از اعماق جراحت شنیده مى شود، مى گوید: _✨چه مى توانم بکنم در این حال که پدرم را، امامم را، آقایم را و برادرانم و عموهایم را و پسر عموهایم را و همه مردان خاندانم را مى بینم ، و ... نه کسى بر آنان رحم مى آورد و نه کسى به خاکشان مى سپارد. انگار که از کفار دیلم و خزرند این عزیزان که بر خاك افتاده اند. کلام نیست این که از دهان بیرون مى آید،... انگار گدازه هاى آتش است که از اعماق قلبش تراوش مى کند... و تو اگر با نگاه و سخن و کلام زینبى ات کارى نکنى ، او همه هستى اش را با این کلمات از سینه بیرون مى ریزد.... پس تو آرام و تسلى بخش ، زمزمه مى کنى : اثری از ✍سیدمهدی شجاعی __________________ اے دݪ اگـڔ عـاشقے دڔ پے دݪداڔ بـاش 👇🍃🌸 @hazraate_eshgh