eitaa logo
حضرت‌علی‌‌وزهرا-شهیدهادی-حاجی‌زاده
7.3هزار دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
5.1هزار ویدیو
16 فایل
یا زهرا : مادر همه شهیدان شده ای می شود مادر ما هم بشوی!!!!! #اینجامهمان‌حضرت‌علی‌‌علیه‌السلام #حضرت‌زهرا‌سلام‌الله‌وشهیدهادی‌ #وشهیدسردارحاجی‌زاده‌هستین ❌ از دست نوشته‌هاکپی نکنید❌
مشاهده در ایتا
دانلود
✨بسم رب الشهداء و الصدیقین ✨ تو تنهایی یه لشگر مرد بودی...🌱 💠 معرفی شهید مهمان : شهید‌ مدافع‌ حرم 🌷 🌱ولادت: ۱۳۲۹/۰۹/۲۴ همدان، ایران 🕊شهادت: ۱۳۹۴/۰۷/۱۶حلب، سوریه 🔫نام جهادی:‌ ابو وهب 😎معروف به: حبیب سپاه 🔲 مزار مطهر شهید: گلزار شهدای همدان 👦 تعداد فرزندان: ۴نفر 📝فعالیت: بنیانگذار سپاه، در همدان‌ و کردستان، به‌ همراه شهید احمد متوسلیان، شهید‌ محمد‌ ابراهیم‌ همت، شهید محمود شهبازی 📚کتاب‌مرتبط‌ با‌ شهید: 📙تکلیف است برادر 📘مهتاب خَیِّن‌ 📕فاتحان‌خرمشهر 📗خداحافظ‌سالار، خاطرات‌‌ همسر‌ شهید‌ همدانی 📝 قسمتی از وصیتنامه شهید: تشکر دارم از همسر عزیزم که هم‌ سنگر و همراه خوبی بودند، خداوند ان‌ شاء الله این عمل شما را ذخیره آخرت قرار دهد و اما سفارش می‌کنم مثل گذشته بدهکار به انقلاب و نظام باشی نه طلبکار. قانع باش در مقابل کمبودها یا کم مهری‌ ها صبر داشته باش و مراقب باش فضا سازان تو را ناسپاس نکنند، عشق به ولایت‌ فقیه و اطاعت کامل از ایشان سعادتمندی دنیا و آخرت را دارد. 🦋 فرزندانم را سفارش می‌کنم و تأکید بر حفظ ارزش‌ های اسلام عزیز و نظام مقدس جمهوری اسلامی که با حفظ ارزش‌هایش می‌توانند تأثیرگذار و مدل و الگو باشند، حجاب برتر بر شما واجب است. رضایت پدر پیر شما با حفظ ارزش‌هاست. سعادتمندی و عاقبت به خیری شما را از خدای مهربان خواستارم. به امید رحمت خدایم، خداحافظی با شما و طلب مغفرت. ✍بنده گنهکار حسین همدانی 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
✨ بسم رب الشهداء و الصدیقین ✨ 🍀همانا آنان که به خدا ایمان آوردند و با اخلاص اعمال صالح انجام دادند، خدای رحمان آنها را (در نظر خلق و حق) محبوب می‌گرداند. 🌱آیه ۹۶ سوره مبارکه مریم 💠 معرفی شهید مهمان: شهید مدافع حرم محمد حسین عطری 🌱 ولادت: ۱۳۵۵/۰۵/۰۸ تهران 🌷 شهادت: ۱۳۹۲/۰۳/۱۴ سوریه 🔲 مزار مطهر شهید: رشت، مسجد سلیمان داراب 🌹شهید محمد حسین عطری از همان کودکی به همگان ثابت کرد که یک نابغه است وقتی دفتر فیزیک شهید را نگاه می‌کردید، با فرمول های بسیار سخت و پیچیده مواجه می شدید که البته حل این مسائل برای شهید کار بسیار آسانی بود هوش بالای شهید عطری توجه همه را به خود جلب و همه را شگفت زده کرده بود. 📝شهید برای هر مسئله ای چندین راه حل می یافتند به طوری که دبیران او نیز به شاگردان توصیه میکردند از راه حل محمد حسین استفاده کنند. 🦋در منزل هم بسیار خوش اخلاق و با محبت بودند، اخلاص، نماز اول وقت ، احترام به پدر و مادر، حساسیت به بیت المال و امر به معروف های زیبای ایشان زبانزد بود. 💐 همیشه این حدیث پیامبر را با خود تکرار میکردند که :« نگه داری ایمان در آخر الزمان، مانند نگه داشتن آتش در کف دست است» ❤️ یتیم نوازی و توکل، از دیگر ویژگی ایشان بود که آنقدر شهیدانه زندگی کردند تا در نهایت به شهادت رسیدند. 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
1.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ بسم رب الشهداء و الصدیقین ✨ 🌹🍃 شهید احمد کاظمی: در راه خدا ثابت قدم باشید✨ 💠 معرفی شهید مهمان: شهید‌ احمد‌ کاظمی 🌱ولادت : ۱۳۳۸/۰۵/۰۲ اصفهان 🌷شهادت: ۱۳۸۴/۱۰/۱۹، ارومیه 🔲 مزار مطهر شهید: گلستان شهدای اصفهان، در کنار مزار مطهر شهید حاج حسین خرازی 📚 کتاب مرتبط با شهید: 📗حاج احمد 📕مسافر ملکوت 📒از آغاز تا پرواز 💌 خاطره دوستان شهید: ❤️ارادت عجیبی به حضرت زهرا (س) داشت، در هر مقامی بود مجلس فاطمیه را بر پا می‌کرد و خودش هم مانند خادمان، کنار در می‌ایستاد و خوش آمد می‌گفت. در نیروی هوایی که بود مسجد حضرت زهرا (س) را در پادگان ولی‌ عصر (عج) راه‌ اندازی کرد. 🍂در عملیّات بیت المقدّس مجروح شد، به سرش ترکش خورده بود. 🍃با اصرار او را به اورژانس بردیم، میگفت: «کسی نفهمد زخمی شدم ، همین جا مداوایم کنید» 👨‍⚕دکتر گفت : «زخمش عمیق است و باید بخیه شود»؛ بستریش کردند. آنقدر خونریزی داشت که بیهوش شد. 💫مدّتی گذشت. یک دفعه از جا پرید و گفت : «پاشو برویم خط» 🌷او را قسم دادم و پرسیدم: « تو که بیهوش بودی، چی شد یک مرتبه از جا پریدی ؟» 💚گفت : « به تو می گویم به شرطی که تا وقتی زنده ام به کسی چیزی نگویی ، وقتی توی اتاق خوابیده بودم ، دیدم خانم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تشریف آوردند داخل اتاق و فرمودند: «چه شده؟ چرا خوابیدی ؟» 🍁عرض کردم : «سرم مجروح شده و نمی توانم ادامه بدهم» 🍀حضرت دستی به سرم کشیدند و فرمودند :«بلند شو !! بلند شو !! چیزی نیست، بلند شو و برو به کارهایت برس.» 📚منبع :خط عاشقی 🌷 🕊 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
✨بسم رب الشهداء و الصدیقین✨ 🌹شهدا دعا داشتند؛ ادعا نداشتند ✨نیایش داشتند؛ نمایش نداشتند 🍃حیا داشتند؛ ریا نداشتند 🍁رسم داشتند؛ اسم نداشتند 💠 معرفی شهید: شهید مدافع حرم، شهید اسماعیل خانزاده 🌷 شهیدی که به دیدار امام زمان ( عج) مشرف شد. 🌱ولادت: ۱۳۶۳/۰۶/۱۹ روستای زنگی کلا سرخ رود 🕊 شهادت: ۱۳۹۴/۰۹/۲۹ حلب سوریه 🔲مزار مطهر شهید: گلزار شهدای زنگی کلای سرخرود 🌟خاطرات دوستان شهید: 🌹 یکی از کارهای شهید خانزاده این بود که هر پنج شنبه به دیدار با علامه حسن زاده آملی می‌رفت. اگر مشکلی داشت و فرصت دیدار میسر نمی‌شد، حتما آن روز مزار مادر این عالم فرزانه که در روستای اهلْم محمود آباد دفن شده را زیارت می‌کرد. 🏴 در ایام فاطمیه، میان دار مراسم و هیئت بود و همیشه با شور عجیبی روضه های فاطمیه را برگزار می کرد. 🖤در ماه محرم وقتی عزاداران اباعبدالله(ع) می خواستند وارد امامزاده ابراهیم(ع) که دقیقا روبروی منزلشان بود، بشوند جلوی در می‌نشست و پای عزاداران را با آب درون تشت می‌شست. 🌴چند بار می‌توانست به زیارت کربلا مشرف شود اما معتقد بود تا پدر و مادرم به حرم امام حسین(ع) نرفتند من هم نباید بروم. پدر و مادرش را به کربلا فرستاد و گفت: «من نیز به زیارت عمه جانم حضرت زینب(س)‌می‌روم». 🌷 🕊 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
✨بسم رب الشهداء و الصدیقین ✨ ✨پیامبر اکرم (صلوات الله علیه): هر بنده‌ای که دخترم را دوست دارد، در بهشت با من است. 💠 معرفی شهید مهمان: شهید سید کمال فاضلی دهکردی 🌱 ولادت: ۱۳۴۲/۰۴/۰۳ شهرکرد 🌷 شهادت: ۱۳۶۴/۱۱/۲۴ عملیات والفجر هشت ( دهه فاطمیه) 🔲 مزار مطهر شهید: شهر کرد _ 💌عنایت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به شهید سید کمال فاضلی دهکردی: 🌹 شهید سیدکمال، علاقه زیادی به حضرت زهرا (س) داشتند، به همین خاطر نام گردان تحت امر خود را از گردان حضرت علی اکبر (ع) به گردان حضرت زهرا (س) تغییر دادند. 🥀 در عملیات محرم به شدت مجروح شده بودند، به طوری که دیگر امیدی به زنده بودن ایشان نبود. اما تقدیر الهی به گونه ای دیگر رقم خورد. 🌟 آن شب که شهید سید کمال فاضلی دهکردی، در بیمارستان بستری شده بودند، شب جمعه بود. 🦋شهید بزرگوار در عالم خواب ، بانوی مجلله ای را می بینند که به سوی ایشان آمدند و خطاب به شهید بزرگوار، فرمودند که: « پسرم تو شفا پیدا کردی! برخیز. ولی باید قول بدهی که جبهه را ترک نکنی!» 🌤 صبح همان روز ، شهید سید کمال فاضلی، از بیمارستان به سمت جبهه برگشت و آن قدر خالصانه و با شوق در جبهه حضور داشت که بالاخره در عملیات پیروزمندانه والفجر هشت، مورد اصابت ترکش قرار گرفت و مانند مادر فاطمه زهرا سلام الله علیها، با صورت و پهلویی زخمی در دهه فاطمیه به دیدار معبود شتافت. 📚منبع : کتاب خط عاشقی ۲- خاطرات عشق شهدا به حضرت زهرا سلام الله علیها) شهید سیدکمال فاضلی دهکردی🌷 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
✨ بسم رب الشهداء و الصدیقین ✨ گر بُت رُخ توست، بت پرستی خوشتر گر باده زِ جام توست، هستی خوشتر در هستی ِعشق ِتو چنان نیست شدم کاین نیستی از هزار هستی خوشتر 💠 معرفی شهید مهمان: شهید وحید محمدی اراکی 🌱 ولادت: ۱۳۵۰/۰۶/۲۸ تهران 🌷 شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۱ شلمچه 🔲 مزارمطهر شهید: تهران، بهشت زهرا ( س)؛ قطعه ۴۰؛ ردیف ۲۱؛ شماره ۵ 🌹شهید وحید محمدی در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد و تا مقطع متوسطه درس خواند و پس از آن راهیِ جبهه شد. ❤️علاقه‌ی عجیبی به حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) داشت. الگوی زندگی ایشان، مادر همه شهدا و رزمندگان، حضرت صدیقه طاهره (س) بود. 🧕🏻خواب مادر بزرگوار شهید: 🥀بعد از شهادت، وحید او را در خواب دیدم. خودش برای من نحوه ی شهادتش را تعریف کرد. اما مطلبی را گفت که خیلی عجیب بود. 🦋وحید گفت: «من مشغول زدن تانک های دشمن بودم، یک باره حضرت زهرا ( س ) را دیدم!» 🧕🏻مادر شهید ادامه دادند که در خواب با تعجب از وحید پرسیدم : «حضرت زهرا ( س ) ؟!» 🌷وحید حرفم را تأیید کرد و گفت : «وقتی به طرف دشمن می رفتم و مشغول شلیک بودم یک باره دیدم که حضرت صدیقه طاهره ( س ) آغوش خود را گشودند و به سمت من می آیند! من ابتدا سعی می کردم که تیر من به ایشان نخورد؛ اما هرچه به اطراف نگاه کردم، دیگر تانک های دشمن را ندیدم! در آن شرایط فقط گنبد و بارگاه نورانی و مقدس کربلا را دیدم. 🕊در این حال بودم که یک ضربه را به بدنم احساس کردم و مادرمان حضرت زهرا ( س) مرا در آغوش گرفتند. دیگر هیچ دردی احساس نکردم» 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
🌷✨ بسم رب الشهداء و الصدیقین ✨🌷 پیچیده شَمیمت همه جا، ای تن ِ بی سر... چون شیشه‌ی عطری که دَرَش گم شده باشد ... 💠 معرفی شهید مهمان: شهید بی سر حسن تات 🌱 ولادت: ۱۳۳۹/۱۱/۰۷ روستای آب باریک شهرستان ورامین 🌷شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۲ شرق دجله ، عملیات بدر 🕊 بازگشت پیکر مطهر شهید: ۱۳۶۴/۰۱/۰۶ 😎 مسئولیت: فرمانده گردان تعمیرات و نگهداری لشگر ۲۷ محمد رسول الله ( ص) 🔲 مزار مطهر شهید:گلزار شهدای روستای آب باریک شهرستان ورامین 🌹شهیدحسن تات در دو سالگی، نعمت سایه پُر مِهر مادر را از دست دادند و درکنار خانواده تا دبیرستان و در رشته برق تحصیل کردند که پدر بزرگوارشان نیز به رحمت خدا رفتند. 💍 مدت ۳ ماه نامزد داشتند و در تکاپوی ازدواج بودند که در کردستان، درگیری ها آغاز شد. 🔥بعد از شروع درگیری ها در کردستان، برای دفاع از کشور به مدت پنج ماه در مریوان و قوچ سلطان حضور داشتند که بر اثر ترکش خمپاره جانباز شدند. 🕌پس از بهبودی نسبی، مدتی در سوریه حضور داشتند. 🍁پس از بازگشت از سوریه در کنار شهید محمد ابراهیم همت و در لشگر ۲۷ رسول الله ( ص) حضور داشتند که برای دومین بار مجروح و در مشهد بستری شدند. 🦋اما روح بلند پرواز این شهید عزیز که هرگز با دیگران سخنی از پاسداری خود نگفت، عاقبت در عملیات بدر، او را مانند اربابش بی سر، به قافله سید و سالار شهیدان رساند. 📝 فرازی از وصیت نامه: 🕊سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید. 🌼سنگر را خالی نکنید تا هنگامی که احکام اسلامی در زیر پرچم اسلامیِ « امام زمان (عج) به اجرا در آید. 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
✨🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷✨ نامت حسن، ز حُسن، وجودت معطر است هر حاجتی زِ برکت نامت میسر است هسـتم گدای کوی همه اهل بیت لیک از هر چه بگذریم، حسن (ع) چیز دیگر است 💠 معرفی شهید مهمان: سردار شهید حسن ستوده 🌱 ولادت: ۱۳۴۲/۰۱/۰۲ روستای ناو خراسان رضوی 🌷 شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۰۴ عملیات کربلای ۴، جزیره بوارین 🕊تاریخ رجعت پیکر مطهر: ۱۳۶۸/۰۵/۳۱ 🔲 مزار مطهر شهید: حرم مطهر امام رضا ( علیه السلام)؛ صحن آزادی 🌱او در نوجوانى فعّال، اجتماعى و معاشرتى بود. بیشتر مطالعاتش در زمینه کتاب‌هاى مذهبى بود. از هجده سالگى در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى مشغول به خدمت شد. 🥋به ورزش‌هاى رزمى خصوصاً جودو علاقمند بود و در اوقات فراغت، به دیگران نیز آنها را تعلیم مى‌داد. 😇بسیار شوخ‌ طبع، مؤمن، متقّى و مخلص بود. اوقات فراغت خود را با خواندن قرآن و خطّاطى سپرى مى‏‌کرد. به زیارت عاشورا بسیار علاقه مند بود. 🕊شهادت بزرگترین آرزویش بود‌. 💌 خاطره دوستان: زمانى براى گشت و شناسایى نزدیک چهار روز رفته بودیم منطقه سلیمانیه. بعد از مراجعت از شناسایى همگى خسته بودیم. به طورى که پوتین‌ ها و لباس‌هایمان پاره شده و پاهاى بچّه‏ ها زخمى شده بود. در این حالت حسن ستوده می خندید و خوشحال بود که به شناسایى رفته و اصلاً احساس خستگى و ناراحتى نمیکرد و می‌گفت: «مهم‏ترین دوران زندگى من همین جا است.» 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
✨ بسم رب الشهداء و الصدیقین ✨ 💠 معرفی شهید مهمان: شهید محمد اسلامی نسب 🌱 ولادت: ۱۳۳۳/۱۱/۲۸ لازنگان شیراز 🌷 شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۰۴ شلمچه، عملیات کربلای ۴ 😎 مسئولیت نظامی: فرمانده گردان امام رضا علیه السلام، لشگر ۱۹ فجر 🔲 مزار مطهر شهید: گلزار شهدای شیراز 💐 شهید بزرگوار، پس از انقلاب و شروع غائله کردستان، برای مقابله با گروهک های منافق راهی کردستان شدند و پس از بازگشت از کردستان مدتی محافظ شهید بزرگوار آیت الله دستغیب بودند. 💌 خاطره‌ای از دوستان: مقام معظم رهبری برای بازدید از لشکر ۱۹ فجر آمده بود. فیلم مصاحبه ای از شهید اسلامی نسب که برای چند روز قبل از شهادتش بود، پخش شد. ❤️ایشان با ذکر عملیات فتح المبین به یاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) افتادند و فرمودند: «آن پاره تن حضرت رسول (ص) همیشه ما را در مصائب یاری کرده و هیچ گاه تنها یمان نگذاشته است.» ✨ایشان با گریه ادامه دادند: «هرگاه نام مبارک بی بی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به زبان می آورم، ناخود آگاه از خود بی خود می شوم.» 🎞 وقتی فیلم تمام شد، مقام معظم رهبری، با چشمانی خیس از اشک فرمودند: «من مطمئنم که این شهید عزیز در عالم بیداری با حضرت زهرا (سلام الله علیها) دیدار داشته است.» ✍راوی: سردار نبی رودکی، فرمانده لشکر ۱۹ فجر در دوران دفاع مقدس 📘کتاب خط عاشقی ۲ شهید‌ محمد‌ اسلامی‌ نسب🌹 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
✨🌷 بسم رب الشهداء و الصدیقین 🌷✨ کَم شد زِ جمع خسته دلان یار دیگری بَـر دار رفــت، پیــکرِ ســَردار دیگری 💠 معرفی شهید مهمان: سردار گمنام جبهه مقاومت، شهید سید رضا ( سید رضی) موسوی 🌱 ولادت: ۱۳۴۲ سمنان 🌷شهادت: ۱۴۰۲/۱۰/۰۴ سوریه 🔲 مزار مطهر شهید: تهران ، امامزاده صالح علیه السلام 😎 مسئولیت نظامی: یکی از بزرگترین و برجسته ترین نیروی قدس، پشتیبان جبهه مقاومت و فرمانده ارشد نیروهای شبه نظامی ایران 🌱در دوران نوجوانی در زنجان سکونت داشتند و از سال ۱۳۶۱ به عضویت سپاه زنجان در آمده و در واحد مخابرات سپاه فعالیت داشتند. 🌟ایشان همرزم رزمندگان زنجانی در عملیات‌هایی مثل فتح‌المبین ، محرم ، بیت‌المقدس و خیبر بودند. 🌹شهید سید رضی از اوایل سال ۱۳۶۳ به قصد حضور در جبهه مقاومت، عازم لبنان شدند و در کسوت مستشاری تا زمان شهادتشان در لبنان و سوریه در امر پشتیبانی جبهه مقاومت بویژه در کنار سردار دلها حاج قاسم سلیمانی حضور تاثیر گذار داشتند. شهید سید رضا ( رضی) موسوی🌷 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
✨ بسم رب الشهداء و الصدیقین ✨ عمری است دخیلم به ضریحی که نداری... 💠 معرفی شهید مهمان: شهید الله یار جابری 🌱 ولادت: ۱۳۳۹/۰۱/۰۲ روستای سید مراد بیرجند 🌷شهادت: ۱۳۶۸/۰۶/۱۰ منطقه حاج عمران، عملیات کربلای ۲ 🔲 مزار مطهر شهید: شهرستان نهبندان، روستای ابراهیمی عربخانه 😎 مسئولیت نظامی: فرمانده گردان امام علی علیه السلام ، تیپ ویژه شهدا 🦋از کودکی، علاقه زیادی به قرآن خواندن داشت، همیشه در سرمای زمستان هم برای اقامه نماز به مسجد روستای ابراهیمی می رفت. 🇮🇷بعد از انقلاب و تأسیس سپاه، برای حفاظت از نقاط مرزی به تربت جام و‌‌ صالح آباد اعزام شد. 💔پس از شروع جنگ، مسئول پادگان منتظران شهادت نهبندان شد و اطلاعات نیروهای سپاه را جمع آوری و سازماندهی می کرد. 👌مدیریت، تدبیر و اخلاص شهید اله یار جابری باعث شد که توسط شهید محمود کاوه به فرماندهی گردان امام علی علیه السلام منصوب شد. 💌 خاطره ای از توسل به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها: 💥گلوله های بی امان دشمن، امانمان را بریده بود و کاری از دستمان بر نمی آمد. 🌹شهید الله یار جابری گفت: « متوسل شویم به حضرت فاطمه زهرا (س) تا باران بیاید و عملیات دشمن قطع شود. هنوز یک ربع از توسلمان نگذشته بود که باران آمد. 🌱شهید جابری از خوشحالی گریه می کرد و می گفت: « یادتان باشد از توسل به حضرت فاطمه (س) زهرا دست برندارید. هر وقت گرفتار شدید، چاره کار قسم دادن امام زمان ( عج) به جان مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها هست. ✍ راوی : علیرضا حقگو، کتاب خط عاشقی ۲ 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3
🌷✨ بسم رب الشهداء و الصدیقین ✨🌷 تو تنهایی، یه لشگر مرد بودی.... 💠 معرفی شهید مهمان: شهید مجید رجایی لک 🌱 ولادت: ۱۳۳۸/۰۱/۳۰، بافت کرمان 🌷 شهادت: ۱۳۶۶/۱۰/۱۰ خارک، بوشهر 🔲 مزار مطهر شهید: گلزار شهدای شهر بافت کرمان 💌 خواهر بزرگوار شهید روایت می کنند: 🌹موقع شهادت آقا مجید، ما بچه بودیم؛ فقط تنها چیزی که یادم هست اینه که: « خیلی مهربون بود، نمازهایش طولانی بود. با دختر بچه هایی که حتی به سن تکلیف نرسیده بودند، طوری رفتار میکرد که کسی بدون روسری پیش او نمی آمد. اگر اتفاقی میخواست بیفتد، میفهمید. چندین بار چند نفر را از اتفاق بد نجات داده بود.» 💔پس از شهادت آقا مجید، فرمانده شون پیکر برادر من را آورد از جبهه و می گفتند : «شهادت را توی صورتش میخواندم، نمی خواستم بره عملیات. پنج صف از بچه های گردان درست کردیم. وقتی مجید توی صف دوم بود، میگفتم صف اول بره خط، میدیدم مجید صف اول آمده. به هر حال مجید تو هر پنج صف بود. توی جبهه همیشه روزه می گرفت.» 🪴 روز سیزده بدر سال ۶۵ رفتیم جنگل. اونجا اذان که شد، آقا مجید رفت بالای درخت و اذان گفت. همه جمع شدند و نماز ظهر را به پیشنمازی برادرم اقامه کردند. هنوز که هنوز است هیچ وقت از ذهن من و دیگران خاطره آن نماز فراموش نشده». 🌺هفت سال بعد از ازدواجشان، صاحب فرزندی نبودند، اما با یقین کامل می گفتند که: « اگر خدا بخواهد، به من فرزندی عطا میکند.» همین طور هم شد، خداوند پسری را به برادرم هدیه دادند که در تولد یک سالگی اش، برادرم شهید شده بودند. 🌷 https://eitaa.com/joinchat/3754492311C40a62601b3