eitaa logo
بـهـتـࢪیـن زیـنـت《حـجـاب》
877 دنبال‌کننده
10.1هزار عکس
4.3هزار ویدیو
179 فایل
شروط👈 @Sharayetcanal بیسیم چیمون👇 https://harfeto.timefriend.net/16622644184270 بیسیم چی📞 🌸خواهَࢪاا_خواهَࢪاا🌸 +مࢪڪز بگوشیم👂🏻 -حجاب!..🌱 حجابتونومُحڪَم‌بگیرید حتۍ،توۍفضاۍمجازۍ📱 اینجابچِه‌هابخاطِࢪِحفظِ‌چادُࢪِ ناموس‌شیعِه.. مۍزَنَن‌به‌خطِ دشمݩ
مشاهده در ایتا
دانلود
✾͜͡💚بِســـمِ الـلّـھِ الـࢪَّحــمـنِ الࢪَّحــیـم✾͜͡💚 کار نشریه به خوبی تمام شد و دوستی من با فاطمه سادات، خواهر تو شروع... آنقدر مهربان، صبور و آرام بود که به راحتی میشد او را دوست داشت. حرف هایش راجب همین حرف ها به رفت و آمد هایم سمت حوزه مهر پایان زد. گاها تماس تلفنی داشتیم و بعضی وقت ها هم بیرون میرفتیم تا بشود سوژه جدید عکس های من... جلوه خاصی داشت در کادر تصاویر. کم کم متوجه شدم خانواده نسبتا پرجمعیتی هستید. علی اکبر، سجاد، علی اصغر، فاطمه و زینب با مادر و پدر عزیزی که در چند برخورد کوتاه توانسته بودم از نزدیک ببینمشان. برادر بزرگتری و مابقی طبق نامشان از تو کوچکتر... نام پدرت حسین و مادرت زهرا حتی این چینش اسم ها برایم عجیب بود. تو را دیگر ندیدم و فقط چند جمله ای بود که فاطمه گاهی بین حرفهایش از تو میگفت. دوستی ما روز به روز محکم تر میشد و در این فاصله خبر اردوی ،ت به گوشم رسید... -فاطمه سادات؟ _جانم؟... -توام میری؟... _کجا -اممم... با داداشت... راهیان نور _آره! ما چند ساله که میریم با دو دلی و کمی مِن مِن میگویم... -میشه منم بیام؟ چشمانش برق میزند... _دوست داری بیای؟ -عاوره(آره)... خیلی... _چرا که نشه!... فقط... گوشه چادرش را میکشم... -فقط چی؟ نگاه معنا داری به سر تا پایم میکند... _باید چادر سر کنی. سر کج میکنم، ابرو بالا میندازم... -مگه حجابم بده؟؟؟ _نه! کی گفته بده؟!... اما جایی که ما میریم حرمت خاصی داره! در اصل رفتن اونها بخاطر همین سپاهی بوده... حفظ این... و کناری از چادرش را با دست سمتم میگیرد دوست داشتم هر طور شده همراهشان شوم. حال و هوایشان را دوست داشتم. زندگی شان بوی غریب و آشنایی از محبت میداد... محبتی که من در زندگی ام دنبالش میگشتم؛ حالا اینجاست... در بین همین افراد. قرار شد در این سفر بشوم عکاس اختصاصی خواهر و برادری که مهرشان عجیب به دلم نشسته بود. تصمیمم را گرفتم... 🕊 🌸🕊 🕊🌸🕊 🌸🕊🌸🕊 🕊🌸🕊🌸🕊 🌸🕊🌸🕊🌸🕊