eitaa logo
حجاب ناب / فروش چادر و ملزومات حجاب یزد
2.7هزار دنبال‌کننده
12.2هزار عکس
953 ویدیو
0 فایل
🧕بانو جان ما اینجاییم تا بهترین حجاب رو برای شما فراهم کنیم😍❤️ 🦋 چادر ،عبا،مقنعه،هدشال،ساق، ارسال ازیزد به سراسر ایران🚛 💳 فروش آنلاین وحضوری👌 @hejabenab 🌼سبد خرید هم داریم🛍️ لینک عضویت: https://eitaa.com/joinchat/3066167433C82418c88e5
مشاهده در ایتا
دانلود
امیر رضا به سمت خانه هدی حرکت کرد. زنگ را فشرد. _سلام خانمم. خوبی؟ اگه میشه بیا پایین بریم بیرون کارت دارم. _سلام چشم الان میام. هدی با ذوق لباس پوشید و به سمت همسرش پرواز کرد. _سلام اقایی. خوبی؟ _به به خانوم. من خوبم تو خوبی؟ _شکر منم خوبم. خب کارتون چی بود؟ _کارم که خیلی خیره بگم؟ _اگه خیره که بگو من منتظرم. _اول بانو سوار ماشین بشن. بعدش میگم خدمتتون. هدی سوار ماشین شد و امیر رضا در را بست. خودش پشت فرمان نشست و حرکت کرد. _وای رضا بگو دیگه جون به لبم کردی. امیر رضا خندید و گفت:چشم خانم. راستش امروز امیرمهدی اومد مغازه. _خب؟؟؟ _خب وایسا بگم خانم هول. _باشه باشه بفرمایید. _اومد گفت دلش پیش خورا خانم گیره و روش نمیشه بهش بگه خواسته که ما با پیش قدم بشیم. _نه جدیی!؟ وای خدایا شکرت. _الان چرا انقدر خوشحالی؟ _چون من از اولم میدونستم این دوتا همو میخوان. خداروشکر که برادرت بالاخره پا پیش گذاشت. _توام فهمیده بودی؟ _بله پس چی!؟ _خب حالا میری بهش بگی؟ _فک کن یه درصد نگم. مگه میشه؟ کار خیر بود و هدی مشتاق گفتن. _کی میگی؟ _امروز ساعت ۱ باهاش کلاس دارم بهش میگم _ایول به خانم خودم پس ببینم چیکار میکنیا. _تو از الان برو به داداشت بگو دنبال مراسم عقد و عروسی باشه. _از دست تو دختر.. چشم میگم بهش. بزارمت دانشگاه؟ _آره اگه زحمتی نیست. _زحمت چیه خانمی؟تو سراپا رحمتی. 🧕 https://eitaa.com/joinchat/3066167433C82418c88e5 ═✧❁🌷یازهرا🌷❁✧┄